شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

کسى که صاحب فرزند مى شود، گوسفند یا شترى را مى کشد وگوشت آن را میان فقرا و فامیل تقسیم مى کند تا به وسیله آن بلایا و مرگ را از فرزند خود دور نماید . این عمل را عقیقه گویندکه در اسلام بر آن تاکید شده است. (۱) وقتى حضرت مهدى (ع) به دنیا [...]

بایگانی برای بهمن, ۱۳۸۹

نیم نگاهی به عدالت خواهی در سیره الهی

بدون نظر

نیم نگاهی به عدالت خواهی در سیره الهی*

«و تمت کلمت ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته و هو السمیع العلیم، و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید؛ هیچ کس نمی‌تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست.»(۱)

این روز ها، حرکت دوباره طلبه سیرجانی و پیاده روی او به سمت تهران علیه زمین خواری و همراهی تعدادی از طلاب و دانش جویان با وی، حرف و حدیث های جدیدی را درباره بحث عدالت خواهی و عدالت جویی مطرح کرده است.

 

نوشتار حاضر نیم نگاهی به بحث عدالت خواهی در سیره الهی، پیامبران و ائمه اطهار دارد.

عدالت جویی، عدالت خواهی، حق گویی، تلاش برای ایجاد و برقراری عدل و داد و مبارزه با ظلم و بیداد، سابقه ای به بلندای تاریخ دارد.

بیش از همه و پیش از همه، خداوند متعال، انبیاء بزرگ الهی و ائمه اطهار، پرچم عدالت خواهی را در سراسر جهان بلند کرده اند؛ حضرت داوود، شعیب، موسی، محمد(ص)، امام حسین(ع) مصداق بارز عدالت خواهی و عدالت جویی بوده اند.

 

عدالت خواهی خداوند

ذکر ۲۸ بار کلمه عدل در ۲۴ آیه، ۲۵ بار کلمه قسط در ۲۲ آیه، ۵۷ بار کلمه حق در ۵۰ آیه و ۵۶ بار کلمه ظلم در ۵۰ آیه نشان از توجه حق تعالی نسبت به مسأله عدل، قسط و داد و حق گویی و طرف داری از حق و مبارزه با ظلم و ستم و بیدادگری دارد.

همچنین، اشاره بسیار خداوند در قرآن، به قتل عدالت خواهان و بیان این نکته که کشتن عدالت خواهان، موجب حبط و تباهى اعمال، در دنیا و آخرت و محرومیّت از حمایت و شفاعت در آخرت می شود (۲)، نشان از توجه خداوند به مقام عدالت خواهان دارد.

 

از این رو، خداوند متعال، کفر را عامل اصلی قتل عدالت خواهان معرفی کرده است و عذاب سختی را برای قاتلان عدالت خواهان پیش بینی کرده و بشارت داده است. (۳)

 

رعایت عدالت، در برآورد شخصیّت انسانها و گروهها و احترام به ارزشهاى متعالى آنان، ضرورت رعایت عدل و انصاف، در ایجاد صلح، میان دو گروه مؤمنِ متخاصم و توجّه به عنایت و دوستى خداوند با عدالت پیشگان و زمینه سازی رعایت عدالت، بخشی از نکاتی است که در قرآن به آن پرداخته شده است.

 

همچنین عدالت در انتقام ، پاداش، تجارت، تنظیم اسناد دِین، جنگ، حلّ اختلاف، خانواده، خلقت، سخن، عذاب، قصاص، قضاوت و عدالت در قیامت، از موضوعاتی است که خداوند متعال در قرآن به آن پرداخته است.

 

عناوین، عدالت در کیفر، عدالت در گواهى، عدالت در معامله، عدالت در نفقه، عدالت در وصیّت، عدالت در ولایت و عدالت رهبرى و عدالت قاضی بخشی دیگری از موضوعات عدالت در قرآن است.

 

عدالت خواهی پیامبران

رسولان الهى، پیام آوران عدالت براى جامعه بوده اند(۴)؛ حضرت شعیب(ع)، دعوت کننده مردم به اجراى عدالت در مبادلات اقتصادى و مالى و حضرت داود(ع)، داورى عادل در نظر مردم عصر خود بوده اند.

 

پیامبراکرم(ص) نیز مأمور به رعایت عدالت در جامعه بوده است و خداوند در قرآن ایشان را اینگونه خطاب کرده است:« بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده ایمان آورده‌ام و مأمورم در میان شما عدالت کنم»(۵)

 

عدالت خواهی حضرت امام علی(ع)

با نگاهی به سیره حضرت امیر المؤمنین، امام علی ابن ابیطالب(ع) در می یابیم که علی(ع) به مقوله عدل و عدالت خواهی نگاهی ویژه دارد؛ تا جایی که نام این همام در تاریخ با عدل قرین شده است و چه زیبا گفته اند:« قتل فى محرابه لشدت عدله، على(ع) کشته عدالت خویش است».

 

 

حضرت علی(ع) عدل را رستگارى و کرامت، برترین فضایل و بالاترین موهبت الهى مى داند.(۶)

 

همچنین، عدل و عدالت را به عنوان رأس ایمان، ملاک حکمرانى و بهترین روش حکومت و محکم ترین بنیان دانسته و زنده ماندن احکام و قوانین و انتظام امور نظام سیاسى را ثمره عدالت می داند.(۷)

 

از امام پرسیدند از این دو کدام برترند : عدالت یا سخاوت؟

فرمود : عدالت هر چیز را در جای خود قرار می دهد ولی سخاوت آنرا از مسیرش فراتر می برد عدالت قانونی همگانی است ولی سخاوت جنبه خصوصی دارد بنابراین عدالت شریف تر و برتر است.

 

امام باقر(ع) درباره عدالت خواهی و حق طلبی امام علی(ع) می فرماید: «بدانید که هیچ سخن حق و درستی نزد هیچ کس نیست، جز این که آن را از ما اهل بیت گرفته است و هیچ فردی نیست که به حق و عدالت داوری کند، مگر آن که در و کلید و آغاز و شیوه آن نزد امیر المؤمنین علی(ع) است.(۸)

 

عدالت خواهی امام حسین(ع)

حضرت امام حسین(ع)، شهید راه عدالت خواهی و مبارزه با ظلم و طاغوت، مصداق دیگری از ظلم ستیزی و عدالت خواهی است.

 

قیام امام حسین(ع)، و نهضتی که بر مبنای این قیام شکل گرفت، سرلوحه همه انقلاب های صادق و حقیقی، از آن زمان تا کنون است و در واقع هر بانگ عدالت خواهی و هر حرکت اصلاح طلبانه ای که در سراسر عالم اسلامی شکل می گیرد، ریشه در این قیام دارد.

 

ایشان در این باره می فرماید: « من برای خوش‌گذرانی، فساد و ستم ‌ قیام نکردم ؛ بلکه تنها برای اصلاح امت جدّم و نیز امر به معروف و نهی از منکر است؛ که این، روش پیامبر(ص) و علی (ع) است».(۹)

 

معیار عدالت

خداوند متعال،«حق » را معیار عدالت خواهی در جامعه معرفی کرده و فرموده است:« و از قوم موسی، گروهی هستند که به سوی حق هدایت می‌کنند؛ و به حق و عدالت حکم می‌نمایند.»(۱۰)

 

و در جای دیگر فرموده است:« و از آنها که آفریدیم، گروهی بحق هدایت می‌کنند، و بحق اجرای عدالت می‌نمایند.»(۱۱)

 

نتیجه

با نیم نگاهی به سیره عدالت خواهی خداوند، پیامبران و امامان به خوبی در می یابیم که عدالت خواهی و حق جویی ریشه در سنت های الهی داشته و عدالت خواهان نزد خداوند از جایگاه بسیار والایی برخوردار بوده و هستند.

 

همچنین، در می یابیم، خداوند، انبیاء و امامان، پرچمدار عدالت خواهی، حق جویی و مبارزه با ظلم و ستم بوده اند.

 

حق، بهترین معیار برای عدالت است و بهتر است با شناخت و دعوت به آن، نه با سخن گفتن مردم را به سمت عدالت، حق جویی و مبارزه با ظلم و ستم راهنمایی کنیم. زیرا علی(ع) فرمود:«حق به هنگام بیان و توصیف، از همه چیز گسترده‏تر، امّا در هنگام عمل از همه چیز تنگتر و محدودتر است».

 

1- الانعام(۶)، ۱۱۵٫

۲- آل عمران (۳) ۲۱ و ۲۲٫

۳- آل عمران (۳) ۲۱٫

۴- یونس (۱۰) ۴۷ و حدید (۵۷) ۲۵٫

۵- شورى (۴۲) ۱۵٫

۶- عبدالکریم بن محمد مجتبى قزوینى ، بقاء و زوال دولت ، به کوشش رسول جعفریان ، ص ۹۸ و ۱۰۰ و ۱۱۲٫

۷- عبدالواحد امدى ، غرر الحکم و دررالکلم ، ذیل واژه عدل.

۸- میزان الحکمه، جلد ۱، صفحه ۲۵۹٫

۹- بحارالانوار، جلد ۴۴، صفحه ۳۲۲٫

۱۰- اعراف‌(۷)، ‌۱۵۹٫

۱۱- اعراف‌(۷)‌، ۱۸۱٫

۱۲- « فالحقّ أوسع الأشیاء فی التّواصف، و أضیقها فی التّناصف».

* این مطلب مدت ها قبل در خبرگزاری آینده روشن و نشریه الکترونیکی ساعت صفر منتشر شده است،‌ به دنبال مشکلاتی که برای پایگاه پیش آمد و حذف مطالب آن، این مطلب دوباره بازنشر می شود.

محمد هاشم نعمت الهی


احساس عدالت و بی عدالتی

بدون نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

« یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط، ای کسانی که ایمان آورده‌اید! کاملاً قیام به عدالت کنید!  »(۱)

عدالت جویی، عدالت خواهی، حق گویی، تلاش برای ایجاد و برقراری عدل و داد و مبارزه با ظلم و بیداد، سابقه ای به بلندای تاریخ دارد و در این راه بسیاری از انبیاء، اولیاء، امامان و صالحان، برای بدست آوردن عدالت جان خود را تقدیم کرده اند.

همچنین از باورهاى عمومى جهان اسلام، به ویژه جامعه تشیع، اعتقاد به مهدویت و آمدن مصلحى بزرگ است. آن که تلاش هاى شبانه‏روزى دیگر مصلحان و مشعلداران هدایت را به ثمر مى‏رساند و انسان گرفتار کج‏رویها و دلخوشى‏هاى زودگذر و اضطراب و دودلى و حیرت را نجات مى‏بخشد.

چند روز پیش، قبل از نگارش یادداشت«نیم نگاهی به عدالت خواهی در سیره الهی»(۲) با یکی از اصحاب رسانه درباره این موضوع مشورت می کردم.

ایشان که خود اهل قلم است و دستی بر آتش دارد، به نکته جالبی اشاره کرد و مطلب نغزی گفت که مرا به فکر واداشت؛ وی درباره بی عدالتی گفت:«عدم احساس بی عدالتی از بی عدالتی بدتر است».

با اندکی تأمل در اطراف خود، یا مراجعه به اخبار و آمار متوجه هزاران هزار نوع بی عدالتی، ظلم و ستم از سوی ستمکاران و مستکبران عالم می شویم.

امروز جهان شاهد بی عدالتی اجتماعی، اقتصادی، جنسی، فرهنگی، غذایی و بی عدالتی در رنگ پوست، دین، مذهب و بی عدالتی در تکنولوژی،‌تسلیحات، آموزش، امکانات و بسیاری از بی عدالتی های دیگر است.

اما نکته قابل توجه و تأمل برانگیز این است که بسیاری از افراد جامعه بشری و انسانی فارغ از این همه بی عدالتی، احساس عدالت می کنند و با فراغ بال و آرامش خاطر در سایه این عدالت کاذبی که دیگران برایشان ساخته اند به زندگی می پردازند.

از سوی دیگر، مستکبران و ستمگران عالم، موفقیت و پیروزی خود را در گرو این احساس عدالت می دانند و از هر وسیله و حرکت تبلیغی برای ایجاد این عدالت کاذب استفاده می کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی که خود سالیان سال است، پرچم عدالت خواهی را بلند کرده و عدالت را مطالبه می کند در این باره می فرماید:«بزرگترین آرمان بشر از اوّل تاریخ انسان (یعنی از آن زمانی که انسانْ تعقّلی یافته و فکری به سراغ او آمده، و به زندگی خود، نظم و ترتیبی داده است) تا امروز، آرزوی تحقّق عدالت است.

زندگی انسان بدون عدالت، همان چیزی است که شما در زشت‏ترین چهره های تاریخ بشر مشاهده می‏کنید. امروز هم در گوشه و کنار دنیا مشاهده می‏شود. همه بدبختیهایی که شما در جوامع مختلف می‏بینید، ناشی از ظلم و بی‏عدالتی است.

 ممکن است ظاهر امور، این را نشان ندهد؛ اما باطن قضیه، این است. اگر شما می‏بینید در گوشه‏ای از عالم، کودکان از بی‏غذایی جان خود را از دست می‏دهند، ظاهر قضیه این است که به دلیل نیامدن باران، خشکسالی شده است؛ اما باطن قضیه، چیز دیگری است. باطن قضیه، بی‏عدالتی است.

اگر عدالت از نسلهای گذشته بر آن جامعه حکمفرما بود و چنانچه عدالت بر محیط زندگی بشر حکمفرما بود، انسان می‏توانست در سایه استقرار عدالت، محیط زندگی خود را طوری بسازد که برای او قابل زیست باشد و فرزند او به آن فلاکت نیفتد و زندگی، این قدر زشت و دردآور نشود. در اثر بی‏عدالتی، انسانیت دچار این بیماریها و دردهاست».(۳ )

برای آشنایی بیشتر با این مبحث در زیر به نمونه ای از بی عدالتی های موجود در جامعه و راهکار های ستمگران و مستکبران برای ایجاد احساس عدالت و آرامش کاذب اشاره شده است.

بی عدالتی اجتماعی و فرهنگی

در بعد اجتماعی و فرهنگی، رواج فساد، فحشا، بی بند و باری، اعتیاد به مواد مخدر، عرفان های نو ظهور و ساختگی، استفاده از تمام امکانات، وسایل تبلیغی، تکنولوژی، رسانه و علم، بخشی از ابزاری است که امروزه برای مبارزه با عدالت خواهی و حق طلبی استفاده می شود.

به طور معمول جوانان با فطرت پاک خود، همواره جویای عدالت و حق در جامعه بوده اند؛ دشمنان عدالت با رواج ابزاری که گفته شد و ایجاد شادی های کاذب و ایجاد حس عدالت کاذب این خواسته فطری و به حق جوانان را منحرف کرده اند.

ایجاد شبکه های ماهواره ای و استفاده از قالب های هنری همچون رمان و داستان های کوتاه با مضامین جنسی، تئاتر، فیلم سریال، شعر، عکس، کاتالوگ و کلیپ کالاهای لوکس تبلیغاتی و مقاله با هدف ترویج پوچ گرایی یکی از این شگردها است و موجب ترویج فساد اجتماعی، بی‏هویت کردن نسل جوان، گسترش فساد و خشونت، نا امنی، بی‏کاری و مشکلاتی از این دست می شود.

نوشتن کتاب های مشاوره ای و روانشناسی همچون چه کسی قورباغه مرا قورت داده است، چه کسی پنیر مرا جا‌به‌جا کرد و …. نمونه ای از دعوت مردم به رضایت از وضع موجود و ایجاد احساسات و آرامش کاذب در جامعه است.

رهبر معظم انقلاب در این باره می فرماید:«امروز در دنیا بى‌عدالتى‌هائى وجود دارد که کسى نمیتواند به اینها اعتراض کند. بمجردى که اعتراض می کنند، با ابزارهاى علمى، با امکانات علمى، با همین دانش ارتباطات که امروز رو به شکوفائى روزافزون است، هر صداى معترضى را خفه میکنند….

یک چنین بى‌عدالتى‌اى امروز وجود دارد. علم باید با این بى‌عدالتى بجنگد. امروز علم در خدمت این بى‌عدالتى است؛ امروز علم در خدمت ظالم‌ترین انسانها و ظالم‌ترین جوامع است؛ باید از این حالت خارج شود».(۴)

در بعد اقتصادی نیز امروز شاهد هزاران نوع بی عدالتی و فساد و تباهی در جامعه هستیم، فاصله اقتصادی جوامع مستکبر با کشورهای مستضعف غیر قابل انکار است.

گرسنگی، فقر، فساد و بهره کشی از انسان های بیگناه در آفریقا و برخی کشور های دیگر نشان از این بی عدالتی دارد، اما مستکبران باز هم با استفاده از حرکات نمادین و ایجاد تفکرات غلط نوعی احساس عدالت کاذب ایجاد کرده اند.

در جوامع غربی این گونه القاء می شود که اگر کشور های دیگر دچار فقر اقتصادی، گرسنگی و بیماری هستند، به دلیل توحش و نداشتن فرهنگ است و خود کرده را تدبیر نیست.

هزاران هزار تن گندم را به دریا می ریزند تا قیمت آن در بازار جهانی ثابت بماند، سپس سازمان فائو(سازمان خوار بار و کشاورزی سازمان ملل متحد) را راه اندازی کرده روزی را به عنوان روز جهانی غذا نام گذاری می کنند و به ریش گرسنگان می خندند.

در کشور های عربی هم با تبلیغات گسترده برای جلوگیری از عدالت خواهی و حق جویی مسلمانان، از سویی حاکمان ستمگر را به عنوان مهره های بازی بر سر کار می گمارند و با ایجاد مذهب ساختگی وهابیت، سرسپردگی به حاکمان و حرام بودن هر نوع تفکری غیر از آن را ترویج می کنند.

از سوی دیگر در بوق های تبلیغاتی خود می دمند که ملت عرب، ملتی است که نیاز به کار و تلاش ندارند، کفار برده شما هستند و برای شما تمام امکانات زندگی از قبیل مسکن، اتومبیل، خوراک و پوشاک را تهیه می کنند و کافی است شما پول آن را پرداخت کنید.

صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در تلاشی هدفمند، به ایران وام پرداخت می کنند و  شرایطی را می‏گذارند که در تحمیل فرهنگ سرمایه‏داری غرب مؤثر باشد.

شرایطی مبتنی بر تسریع خصوصی سازی، تعدیل اقتصادی و هماهنگی با بازار آزاد جهان و ایجاد مناطق آزاد تجاری بخشی از این شرایط است.

سپس با ترویج فرهنگ غربی، تغییر الگوی مصرف، تجمّل گرایی و مدهای غربی در این مناطق و تبلیغات گسترده مردم را به بازدید از این مناطق دعوت می کنند و از این رهگذر ذائقه عدالت خواهی مردم را تغییر می دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای در این باره می فرماید:« قدرتهاى ستمگر عالم، بخصوص در صد سال اخیر، بر حذف معنویت و ارزشهاى والاى انسانى در زندگى جوامع بشرى پاى فشرده‌اند و نتیجه‌ى آن، گسترش فسادهاى اخلاقى و اعتیاد و بى‌بندوبارى و ویرانى بنیان خانواده و نیز رشد استثمار و افزایش فاصله‌ى میان ملتهاى فقیر و غنى و دورى روزافزون از عدالت اجتماعى و بى‌اعتنایى به کرامت انسان و تولید سلاحهاى مرگبار و افزایش کشتارهاى دست جمعى گردیده است. علم نیز مانند انسان، قربانى حذف معنویت و بى‌اعتنایى به ارزشهاى دینى شده است.

اگر حضرت مسیح (علیه‌السّلام) امروز در میان ما مى‌بود، لحظه‌یى را براى مبارزه با سردمداران ظلم و استکبار جهانى از دست نمى‌داد و گرسنگى و سرگردانى میلیاردها انسانى را که به وسیله‌ى قدرتهاى بزرگ، استثمار و به جنگ و فساد و ستیزه‌خویى سوق داده مى‌شوند، تحمل نمى‌کرد».(۵)

بی عدالتی سیاسی

شعار دهن پرکن دموکراسی، حقوق بشر، حقوق کودکان، زنان و مسائلی این گونه و متهم کردن دیگر کشور ها به رعایت نکردن این حقوق، بازی دیگر دشمنان عدالت خواهی و حق طلبی در جهان است.

رهبر معظم انقلاب در این باره می فرماید:« امروز در کشورهایی که دم از دمکراسی می‏زنند، بی‏عدالتی از همه جا بیشتر است. در همین کشورِ امریکا، با این که سالهای متمادی می‏گذرد که رسماً برابری حقوقی سیاه و سفید را روی کاغذ اعلان کرده‏اند، هنوز که هنوز است، میان سیاهان و سفیدان تبعیض حاکم است.

در بعضی از کشورهای اروپایی، تبعیض هست. مسأله نژادی هنوز در آن جاها مطرح است. هنوز که هنوز است، قدرتمندان این کشورها – از جمله در امریکا – اگر در داخل ملاحظه کنند که کسی، چیزی و جماعتی، با اقتدار مطلقِ سرمایه‏داری آنها معارضه‏ای دارد، بی‏رحمانه می‏کوبندش!

کسانی که اهل خبر و مطبوعاتند، به یاد دارند که چند سال قبل در ایالات متّحده جماعتی را زنده زنده در آتش سوزاندند! هفتاد، هشتاد مرد و زن و کودک را در امریکا – در همان جایی که به خیال خودشان سگها و حیوانات حقوق دارند و اگر کسی به گربه یا سگ خود در خانه ظلم کند، ادّعا می‏کنند که علیه‏اش اعلام جرم خواهد شد – در روز روشن و جلوِ چشم مردم دنیا در آتش سوزاندند! همین کشور، از تروریست‏ترین کشورها و دولتهای دنیا – یعنی صهیونیستها – صریحاً حمایت می‏کند.

 امروز در دنیا، هیچ نظام و رژیمی از لحاظ گرایش به تبعیض و ظلم و فاشیزم و تروریزم، زشت‏عمل‏تر و سیاهروتر از رژیم صهیونیستی نیست. رژیم صهیونیستی، تروریست و غاصب و نژادپرست و ظالم و متقلّب و خدعه‏گر و حیله‏گر و اخلالگر در امور دولتها و کشورها و ملتهاست، که اگر کسی اسناد افشا شده امنیتی آنها را ملاحظه کند، همه اینها را خواهد دید. چنین کشوری، در مقابل چشم مردم دنیا، بزرگترین ظلمها را به اعراب مسلمانِ صاحب آن سرزمین – نه فقط ساکن آن سرزمین؛ مالک آن سرزمین – می‏کند. از صد مورد ظلم آنها، یکی هم مورد تعرّض قدرتهای جهانی قرار نمی‏گیرد و تازه اگر یک مورد از ظلمشان – مانند مورد اخیر – در شورای امنیت مورد تعرّض قرار گیرد و قطعنامه‏ای علیه رژیم صهیونیستی صادر شود، امریکا آن را وتو می‏کند! شما ببینید چقدر اینها بدکردارند؛ چقدر اینها طرفدار سیاهی و ظلم و زشتی‏اند.»(۶)

نتیجه

افراد بشر از ابتدای تاریخ تا کنون عدالت خواه، عدالت جو و حق طلب بوده اند و در همه ادیان الهی به آمدن منجی و مصلحی برای جامعه عمل پوشانده به این خواسته به حق بشری بشارت داده شده است.

ستمگران و مستکبران عالم نیز برای دست یافتن به خواسته های خود، با استفاده از تمامی وسایل و امکانات موجود همواره به دنبال ایجاد حس کاذب عدالت و حس رضایت جامعه بشری بوده و هستند.

بر منتظران منجی و مصلح موعود واجب است با انتظار پویا و سازنده بر عدالت خواهی، عدالت جویی و حق طلبی پافشاری کرده، در دام تبلیغات گسترده ستمگران گرفتار نشوند.

بر دوش خواص و علمای قوم نیز وظیفه سنگین هدایت وراهنمایی مردم سنگینی می کند، هدایت و راهنمایی که مردم را از سکون، سکوت، رضایت و احساس کاذب عدالت در مقابل بی عدالتی نجات دهد. 

 

 

(1)  – نساء‌(۴)‌، ۱۳۵٫

(۲)   - نشریه الکترونیکی ساعت صفر، شماره ۸۴٫

(۳)   - بیانات در دیدار وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران‌، سال ۱۳۸۸٫

(۴)   - همان.

(۵)   - پیام به مسیحیان و مسلمانان جهان، به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسى مسیح(ع)، ۱۳۷۷٫

(۶)   - متن کامل بیانات مقام معظم رهبرى در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏، ۱۳۷۶٫

 

محمد هاشم نعمت الهی / خبرگزاری رسا


تمسخر اقوام؛ حربه شیطان

بدون نظر

این مطلب به مناسبت فتوای مقام معظم رهبری درباره تمسخر اقوام نوشته شده و در خبرگزاری حوزوی رسا منتشر شده است:

تاملی در فتوای رهبر انقلاب

تمسخر اقوام؛ حربه شیطان

بسم الله الرحمن الرحیم

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ » ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید»(۱)

رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در جلسه درس خارج فقه که در روز ۳۱ فروردین ماه برگزار شد، ذیل بحث«غیبت» با اشاره به رواج تقلید لهجه‌ اقوام ایرانی از سوی برخی، این کار را مصداق«غیبت » ندانستند اما تاکید کردند که چنانچه این کار از باب تمسخر باشد، «حرام» است.

ایشان می فرماید: «متأسفانه یک کار زشتی در بین مردم رایج است که از لهجه‌های بعضی از ولایات تقلید می‌کنند…..این مسلماً حرام است.»

و در جای دیگر این گونه بیان می کنند:« گاهی تقلید لهجه به عنوان تمسخر نیست، کما این که تقلید لهجه‌ی یک فرد هم به عنوان تمسخر نیست، یک عمل شیرینی است.» (۲)

درباره سخنان رهبر معظم انقلاب و مطالبی که بیان کرده اند توجه به چند نکته ضروری است:

نکته اول:

نکته قابل توجه در فرمایش رهبر معظم انقلاب، تفاوت قائل شدن میان غیبت، استهزاء و تمسخر است.

علامه طباطبایی در ترجمه تفسیر المیزان، درباره استهزاء می فرماید: استهزاء عبارت است از اینکه چیزى بگویى که با آن، کسى را حقیر و خوار بشمارى، حال چه اینکه چنین چیزى را به زبان بگویى و یا به این منظور اشاره‏اى کنى، و یا عملا تقلید طرف را در آورى، به طورى که بینندگان و شنوندگان بالطبع از آن سخن، و یا اشاره، و یا تقلید بخندند.(۳)

از طرفی طنز، شمشیر بران دو لبه‌ای است که از سویی با زبان شیرین و شیوای خود می تواند موجب سازندگی و حسن اجرای امور شود، و از سویی با زبان تلخ و طعن آلود خودمی‌تواند مخرب و ویرانگر باشد.

قرآن مجید در سوره حجرات به ساختن جامعه اسلامى بر اساس معیارهاى اخلاقى پرداخته است و پس از بحث در باره وظائف مسلمانان در مورد نزاع و مخاصمه گروه هاى مختلف اسلامى به شرح قسمتى از ریشه‏هاى این اختلافات یعنی مسخره نکردن افراد، ترک عیبجوئى و ترک نامیدن افراد به القاب ناپسند پرداخته تا با قطع آنها اختلافات نیز برچیده شود، و درگیرى و نزاع پایان یابد.

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ، اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کند »

چه این که « عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ، شاید آنها (که مورد سخریه قرار گرفته‏اند) از اینها بهتر باشند»

همچنین « وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ، و نه زنانى زنان دیگر را (نباید مسخره کنند) شاید آنان بهتر از اینان باشند».

در اینجا مخاطب مؤمنانند، اعم از مردان و زنان، قرآن به همه هشدار مى‏دهد که از این عمل زشت بپرهیزند، چرا که سر چشمه استهزا و سخریه همان حسن خود برتر بینى و کبر و غرور است که عامل بسیارى از جنگهاى خونین در طول تاریخ بوده.

سپس در دومین مرحله مى‏فرماید: « وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ، و یکدیگر را مورد طعن و عیبجوئى قرار ندهید».

و بالاخره در مرحله سوم مى‏افزاید: « وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ، و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید».

بسیارى از افراد بى‏بند و بار در گذشته و حال اصرار داشته و دارند که بر دیگران القاب زشتى بگذارند و از این طریق آنها را تحقیر کنند، شخصیتشان را بکوبند، و یا احیانا از آنان انتقام گیرند، و یا اگر کسى در سابق کار بدى داشته سپس توبه کرده و کاملا پاک شده باز هم لقبى که بازگو کننده وضع سابق باشد بر او بگذارند.

اسلام صریحا از این عمل زشت نهى مى‏کند، و هر اسم و لقبى را که کوچکترین مفهوم نامطلوبى دارد و مایه تحقیر مسلمانى است ممنوع شمرده است.(۴)

حال پرسشی که مطرح می شود، آن است که آیا اساساً مزاح و شوخی از نظر قرآن پذیرفته است یا خیر؟

«خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:«اِنهُ لَقَولٌ فصلٌ و ما هوَ بالهَزل، قرآن گفتاری متین و قاطع است و هزل نیست. (۵)

این آیه را در کنار حدیث نبوی می‌گذاریم که می‌فرماید:«اِنّی لاَمزح و لا اقولُ الا حقّا، من مزاح می‌کنم، اما از محور حق هم خارج نمی‌شوم. (۶)

بنابراین، محور، حق دانسته شده و هرگونه شوخ طبعی که از این محور تجاوز نکند، در اسلام ممدوح است و هزل نیست.

امام صادق(ع) هم میزان مطلوب در مطایبه و شوخ طبعی را حدی می‌دانند که در آن اهانتی به کسی و خرج از محور حقی نباشد.

ایشان حد را دُعابه می‌دانند:«ما مِن مؤمنٍ الا و فیه دعابهٌ. قیل له: و ما الدُّعابه. فقالَ المِزاح، از علامات مؤمن این است که در او دعابه است. عرض شد دعابه چیست؟ فرمودند: مزاح».

در اسلام، مطایبه و مفاکهه و ممازحه و مداعبه، حد ممدوح و پسندیده‌ی مزاح است که از حدود خرد و حد معقول خارج نگردد و در آن اهانتی به کسی نباشد.

دانشوران اسلامی، به ویژه آنان که متعبدتر بوده‌اند، همواره همین حدود متعارف یعنی حد مداعبه را در آثار خویش حفظ کرده‌اند.

محمد باقر مجلسی(ره) یکی از برجسته‌ترین محققان و نویسندگان عصر غیبت و مؤلف آثاری چون بحارالانوار و حلیه‌المتقین، در کتاب جواهر العقول، مشهور به موش و گربه می‌نویسد:«… چون اکثر مردم عالم به خوش طبعی و مجاز راغبند، بنابراین به لفظ خوش طبعان و شمه‌ی ظریفان بیان خواهد شد…» (۷)

یعنی برای لطافت کلام و گیرایی بیشتر کلام، می‌توان از بیان مزاح‌آلود کمک گرفت، اما به شرط رعایت حد و مرزِ تبیین شده.

در روایات همواره شوخیِ بیش‌از حد، ذم شده است مانند فرمایش پیامبر(ص):«کثره المزاح تذهَبُ بماء الوَجه، شوخی بسیار، آبرو را خواهد برد. (۸)

و یا فرمایش امیرالمؤمنین علی(ع):«مَن کَثُرَ مزاحُهُ، قلَّ وقارُه ، هر که مزاحش بسیار شود وقارش کم می‌شود».

پس شوخی و مزاح و بیان طنز گونه از نظر قرآن و روایات هیچ اشکالی ندارد مگر آنکه یا توهین به کسی باشد و یا بیان مطلبی غیر حقیقی باشد.»(۹)

نکته دوم:

رهبر معظم انقلاب، در بخش دیگری از سخنان خود می فرماید:« این از باب تمسخر و از باب استهزاء و اینهاست.

اینجا دیگر فرقی نمیکند که علی نحو عام استغراقی مورد نظرش باشد؛ یا نه، مثلا فرض کنید فرد خاصی را مورد نظر قرار بدهد و لهجه‌ی یک شخصی را – به عنوان اینکه لهجه‌ی او، لهجه‌ی عموم است – تقلید بکند، این صور مختلفی دارد، همه‌ اینها محرّم است.

منتها تفاوتش این است که اگر غرض او لهجه‌ی عموم باشد، این می شود اهانت به همه‌ی آن جمعیت؛ که خب طبعا آثار خاص خودش را دارد. مثلا فرض بفرمایید اگر بخواهد استحلال بکند، بایستی از یکایک اینها استحلال بکند. آنجایی که یک نفر باشد، نه، از یک نفر استحلال می‌کند. این بحث عیبجوئی است.»

نکته ای که اینجا مطرح می شود این است که شخصی که مرتکب استهزاء می شود، جدا از قانون هایی که برای مجازات وی در محاکم قانونی در نظر گرفته می شود، (۱۰) برای حلالیت طلبیدن از آن فرد یا افراد دچار مشکلات جدی و شدید خواهد شد.

در مورد این نکته لازم است، کسانی که با قوانین و مقررات شرعی و قانونی آشنایی بیشتری دارند به تبیین آن بپردازند.

 

نکته سوم:

رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود می فرمایند:« غالب این شهرهایی که لهجه‌های آن ها تقلید می‌شود، شهرهایی هستند که دارای مردم غیرتمندی هستند که در حوادث مهم صد سال پیش، در مقابل دشمنان و مهاجمین ایستاده‌اند. این تصادفی نیست.

این تقلید هم سابقه ندارد؛ یعنی توی هیچ یک از این کتاب‌های ادبی و طنز و غیره، ما ندیدیم که یک حرفی باشد که نشان دهنده‌ی تقلید لهجه باشد. این مالِ همین اواخر است؛ یعنی مثلاً از صد سال پیش به این طرف؛ یعنی از وقتی که کشور ما در مواجهه‌ی با این دشمنی‌ها قرار گرفته.

یکی از مناطقی که ایستادگی سرسخت کرده، مناطق شمال است، منطقه‌ی گیلان؛ یکی از مناطق، منطقه‌ی خراسان است؛ یکی از مناطق، مناطق آذربایجان است. اینها آن جاهایی هستند که مردمش سرسختی و سلحشوری نشان دادند؛ اتفاقاً سعی شده است که همین‌ها از لحاظ لهجه در بین مردم سبک بشوند. یعنی تقلید می‌شود.»

نکته ای که در این بخش از سخنان مورد توجه رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است، حضور دست های پلیدی است که با دامن زدن به این گونه رفتارها، سعی در ایجاد چند دستگی، اختلاف و جنگ داخلی دارند، که جنجال روزنامه ایران و مسائلی که پس از آن اتفاق افتاد، شاهدی بر این ماجرا است.

با کمی تأمل می توان دریافت، این گونه رفتار ها، نسخه بومی شده و داخلی رفتارهایی است که دشمنان اسلام در جهان برای ایجاد اختلاف، چند دستگی و جنگ در میان مسلمانان دنبال می کنند. ایجاد بحث های اختلافی شیعه و سنی،‌ عرب و عجم و مسلمان و غیر مسلمان شاهدی دیگر بر این رخداد است.

به طور مثال، استفاده از کاریکاتورهای موهن و زشت در ذم اسلام، پیامبر اکرم(ص)، اعراب، ایرانیان و ….. نشان از این بازی دارد.

نتیجه

درایت، هوش و تیز بینی رهبر معظم انقلاب، ما را وا می دارد تا با تبعیت از احکام دین مبین اسلام، همچنین فرمانبرداری از سخنان راهگشای ایشان، در احترام به یکدیگر، همدلی و مهربانی بکوشیم تا حیله های استعمار نقش بر آب شود.

همچنین بر علماء، دانشمندان و فضلای حوزه و دانشگاه لازم است تا با تبیین و موشکافی سخنان مقام معظم رهبری به بیان احکام دین مبین اسلام و کشف حیله های استعماری بپردازند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(۱) ـ سوره حجرات، آیه ۱۱٫

(۲) ـ http:// farsi.khamenei.ir.

(3) ـ ترجمه المیزان، ج‏۱۸، ص: ۴۸۱٫

(۴) ـ برگزیده تفسیر نمونه، ج‏۴، ص: ۵۰۱٫

(۵) ـ سوره طارق، آیات ۱۳ و ۱۴٫

(۶) ـ بحارالانوار،ج ۷۶،ص۶۰٫

(۷) ـ موش و گربه، محمد باقر مجلسی، ص ۱۰٫

(۸) ـ بحارالانوار، ج ۷۶،ص ۵۸٫

(۹) ـ دگر خند، علی موسوی گرمارودی، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۰

(۱۰) ـ قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم‏، تعزیرات و مجازتهای بازدارنده، فصل ۲۷ ماده ۷۰۰ (هرکس با نظم یا نثر یا به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند و یا هجویه رامنتشر نماید به حبس از یک تا شش ماه محکوم می شود).

محمد هاشم نعمت الهی / خبرگزاری رسا


Page 5 of 11« First...34567...10...صفحه آخر