شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

بایگانی برای مهر, ۱۳۹۰

باید از کسی حمایت کنم که به درد اسلام بخورد

بدون نظر

«باید از کسی حمایت کنم که به درد اسلام بخورد»

۲۳ مهرماه سالروز شهادت چهارمین شهید محراب، آیت‌الله اشرفی اصفهانی است که در راه بازگشت از نماز جمعه‌ی کرمانشاه به دست منافقین به شهادت رسید. «شهید عزیز محراب این جمعه‌ی ما … در جبهه‌ی دفاع از حق از جمله اشخاصی بود که مایه‌ی دلگرمی جوانان مجاهد بود و از مصادیق بارز «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّه‌َ عَلَیْه» بود. و رفتن او ثلمه بر اسلام وارد کرد.»۱
در کرمانشاه هستیم. حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسین اشرفی اصفهانی، فرزند ارشد چهارمین شهید محراب، ما را به منزل پدری دعوت می‌کند تا خاطراتی از مراودات رهبر معظم انقلاب و شهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی را مرور کنیم.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif نخستین آشنایی
هنگامی که آیت‌الله بروجردی مرحوم پدر ما را به کرمانشاه فرستادند، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در مشهد بودند. آن موقع من در سفری به همراه مرحوم پدرم به منزل یکی از علمای بزرگ مشهد رفتیم. دهه‌ی محرم بود و چند نفر آن‌جا منبر می‌رفتند؛ از جمله آقای طبسی و رهبر معظم انقلاب. مرحوم پدر ما پای منبر ایشان نشستند و بعد به من گفتند این آقای «آسید علی آقا» عجب منبریِ خوبی است. آن موقع پدر ما در کرمانشاه، نماینده‌ی آیت‌الله بروجردی بودند و آقا را ندیده بودند. بعد از این‌که منبر تمام شد، آقا تشریف آوردند نزد پدر ما و از آن موقع ارتباط پدر ما و مقام معظم رهبری شروع شد. این ماجرا حدوداً به ۴۵ سال پیش بازمی‌گردد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif هجرت به کرمانشاه به امر آیت‌الله‌العظمی بروجردی
شهید اشرفی اصفهانی به امر مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی و برای اداره‌ی حوزه‌ی علمیه‌ای که مرحوم آقای بروجردی در کرمانشاه ساخته بودند، از قم به این شهر اعزام شدند. در آن هنگام بنده در مدرسه‌ی فیضیه قریب به ۱۹ سال بود که با پدرم در حجره‌ای زندگی می‌کردیم و والده و اخوان و همشیره‌های من در اصفهان بودند. در واقع مرحوم پدر از نظر مالی قدرت پرداخت اجاره نداشتند که بتوانند خانواده را در قم سکونت بدهند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17578/3.jpg
عکس: دیدار هنگام ورود رهبر انقلاب به کرمانشاه؛ فرودگاه شهید اشرفی اصفهانی
البته مرحوم پدر تمایل داشتند که در قم بمانند اما آیت‌الله بروجردی به پدر فرمودند که من اگر استاد و مرجع تو هستم، می‌گویم وظیفه داری که بروی. مرحوم والد ما آمدند حجره و گفتند ما باید به کرمانشاه برویم و بدون این‌که با مادرمان در اصفهان صحبت کنند، آماده‌ی حرکت شدند.

با یک اتوبوس که ۲۴ روحانی برجسته از قم در آن حاضر بودند، به سمت کرمانشاه حرکت کردیم. خطیب مشهور مرحوم آقای فلسفی هم در این جمع بودند. وقتی به کرمانشاه رسیدیم، مثل وضعیت حکومت نظامی خیابان‌ها را بسته بودند و نیروهای نظامی با تجهیزات در خیابان بودند. مردم هم که مقلد آقای بروجردی بودند و به ایشان علاقه‌ی بسیار زیادی داشتند، برای استقبال از ما کنار خیابان‌ها ایستاده بودند و صلوات می‌فرستادند.

آمدیم و در حوزه‌ی علمیه مستقر شدیم. مرحوم والد ما ظهرها و شب‌ها در این محل نماز جماعت می‌خواندند. قریب سی سال ایشان در این مسجد و مدرسه نماز خواندند. حتی آن جمعه‌ای که ایشان شهید شدند، شب قبلش در مسجد نمازشان را خواندند و ظهر فردا بعد از اقامه‌ی نماز جمعه به شهادت رسیدند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif سرِ راه کربلا، می‌آییم کرمانشاه
شهید محراب مقید بودند که از افراد سرشناس و افرادی که به حضرت امام رحمه‌الله ارادت داشتند برای تبلیغ دعوت نمایند. لذا شخصیت‌هایی همچون آقای فلسفی، آیت‌الله جنتی، آیت‌الله یزدی، آیت‌الله گرامی، مرحوم کافی و مرحوم طالقانی به دعوت مرحوم پدر به کرمانشاه می‌آمدند و منبر می‌رفتند. به همین دلیل مرحوم پدر از آیت‌الله خامنه‌ای دعوت کردند تا برای سخنرانی و تبلیغ به کرمانشاه بیایند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17499/H/139007190411500284_17499.jpg
ایشان ابتدا از این دعوت استقبال کردند، اما بعدها چون فعالیت‌های ایشان در مشهد زیاد بود و جلسات زیادی هم داشتند و کم‌کم مبارزات ایشان علیه رژیم ستمشاهی هم شدت گرفت، به همین خاطر به مرحوم پدر پیغام دادند که فعلاً از آمدن به کرمانشاه معذورند. پس از انقلاب هم که رفت و آمد خانوادگی برقرار شد، وقتی والد ما برای آمدن به کرمانشاه از ایشان دعوت کردند، گفتند من گرفتارم و ان‌شاءالله زمانی که خواستیم برویم کربلا، سر راه می‌آییم کرمانشاه.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif شما آقای خامنه‌ای هستید؟
هنگامی که رهبر انقلاب، نماینده‌ی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه در جبهه‌های جنگ بودند، دو بار به منزل ما آمدند. در یکی از این دیدارها آقا چون با لباس نظامی و کلاه مخصوص بودند، پدرمان ابتدا ایشان را نشناختند. اما پس از چند لحظه مرحوم ابوی ‌پرسیده بودند شما آقای خامنه‌ای هستید؟ آقا هم پاسخ می‌دهند بله و برای دیدن شما آمده‌ام. بعد که ایشان داخل منزل آمده بودند، والده‌ی ما برایشان چای آوردند. والده تعریف می‌کردند که مرحوم پدر به دلیل کهولت سن، با دستانی لرزان یک چای و یک بسته گز جلوی آقا گذاشتند که بعدها نیز حضرت آقا به این خاطره اشاره کردند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif یک رأی دارم که آن را به شما می‌دهم
مرحوم پدر ما در سال ۱۳۶۰ وقتی متوجه شدند که قرار است آیت‌الله خامنه‌ای کاندیدای رئیس‌جمهور شوند، به ایشان زنگ زدند و فرمودند که من شنیدم شما قصد دارید برای ریاست‌جمهوری کاندیدا شوید و خواستم تصریح کنم که شما وظیفه دارید در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کنید و ما هم با تمام وجود حمایت می‌کنیم. ایشان به مردم هم سفارش می‌کردند که شما به نماینده‌ی امام رضوان‌الله‌علیه و نائب بر حق او رأی بدهید. می‌گفتند رأی به ایشان رأی به اسلام و قرآن است. این عین جملات ایشان است که به صورت کتاب هم چاپ شده است. بر همین اساس رأی آقا در کرمانشاه بعد از تهران از دیگر شهرها بالاتر بود.

در روز انتخابات وقتی بعد از خطبه‌های نمازجمعه صندوق‌های رأی را آماده کردند، ایشان گفتند می‌خواهم به کسی رأی بدهم که وارث پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم و ائمه علیهم‌السلام است و من با تمام وجود از او حمایت خواهم کرد. ایشان ‌گفت من شخصاً یک رأی دارم و رأی خودم را به حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید علی خامنه‌ای خواهم داد و بعد همه‌ی مردم صلوات فرستادند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17578/2.jpg
پیش از اعلام نتایج همان انتخابات هم آقای اشرفی اصفهانی فرمودند که قطعاً آقای خامنه‌ای نفر اول خواهد شد و در این موضوع شک نکنید. شب که تلویزیون اعلام کرد ایشان بیشترین رأی را آورده‌اند، شهید محراب رو به ما فرمودند: ماشین را آماده کنید؛ من می‌خواهم به تهران بروم و از نزدیک تبریک بگویم. ما این پیرمرد ۸۰ ساله را با ماشین به تهران بردیم. به دفتر حضرت آقا که رسیدیم، چون به ایشان گفته بودند که آقای اشرفی از کرمانشاه آمده‌اند و می‌خواهند حضوری به شما تبریک بگویند، آقا از دفترشان بیرون آمده بودند و دم در ایستاده بودند. من و اخوی هم همراه پدر بودیم. خلاصه آقا آمدند و دست حاج‌آقا را گرفتند و از پای پله‌ها ایشان را به داخل دفتر بردند. ایشان به مرحوم پدر ما فرمودند: حاج‌آقا من راضی نبودم از کرمانشاه به این‌جا بیایید. شهید محراب در جواب آقا فرمودند: من می‌خواستم بیایم و با شما دست بیعت بدهم که اگر من رأی به شما داده‌ام، کأنّه به رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم رأی داده‌ام.

پدر ‌می‌گفتند: کسی که بعد از امام به درد اسلام می‌خورد، این سید بزرگوار است. کسی که سینه‌اش را سپر می‌کند، همین سید بزرگوار است. من باید از کسی حمایت کنم که تا لحظه‌ی آخر به درد اسلام بخورد و در مقابل کفر جهانی سینه سپر کند و هیچ‌کس بهتر از آقای خامنه‌ای چنین شایستگی را ندارد. این بیان شهید محراب است.

پی‌نوشت:
۱٫ پیام امام خمینی رحمه‌الله در تجلیل از شخصیت شهید محراب آقای اشرفی اصفهانی- ۱۳۶۱/۷/۲۳

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) – مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی


مسیحیت از واقعیت تا تحریف

بدون نظر

مسیحیت از واقعیت تا تحریف منتشر شد:
مسیحیت از واقعیت تا تحریف

خبرگزاری رسا ـ کتاب«مسیحیت از واقعیت تا تحریف»، نوشته محمد حسن قدیری ابیانه، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در مکزیک، از سوی مرکز چاپ و نشر بنیاد بعثت منتشر شد.

 به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، کتاب«مسیحیت از واقعیت تا تحریف»، نوشته محمد حسن قدیری ابیانه، از سوی مرکز چاپ و نشر بنیاد بعثت منتشر شد.

بر اساس این گزارش، محمد حسن قدیری ابیانه، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در مکزیک در این کتاب به بیان دیدگاه اسلام نسبت به حضرت عیسی(ع) و مریم مقدس(س) و نیز نگاه مسیحیت کنونی پرداخته است.

این کتاب به «دگماتیسم مذهبی» که مبنای ایمان مسیحی است، عواقب اعتقاد به سه خدایی، اعتراف به گناهان، مراسم خداخوری(عشاء ربانی)، گناهکار دانستن نوزادان حتی در رحم مادر و فلسفه غسل تعمید، توهین هایی که در انجیل تحریف شده به حضرت مسیح(شده) و اشکالات در عبادات و مانند آن می پردازد.

بر خلاف تبلیغات مسیحیان که خود را صلح مطلق جلوه می دهند، برای ترویج باورهایشان شکنجه های وحشتناک و گسترده ای در کلیساها بر روی افراد از سوی کشیشان و راهبان مسیحی انجام می شده است، فصل پنجم این کتاب تصاویری از ابزار شکنجه مسیحیان را به نمایش گذاشته است.

در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم:«استراتژی واتیکان از زبان جناب پاپ رهبر کاتولیک های جهان درقبال ایران ترویج کلیساهای خانگی است.

آنها به انواع مختلف روش ها در صدد جذب جوانان ایرانی هستند، البته این سیاست مختص ایران نیست،‌ بلکه سیاستی همه جانبه در بال اسلام و در راستای جنگ تمدن ها است.

این جنگ، از اشغال عراق، افغانستان و کشور های مسلمان گرفته، تا تخریب مساجد و تجزیه کشور های اسلامی اندونزی و سودان و حاکم کردن حکومت های سکولارها در کشور های اسلامی وحمایت از اسرائیل و جنایاتش علیه مسلمانان و ترغیب جوانان به پذیرش مسیحیت به عنوان شرط کسب ویزای اقامت در غرب و تحریف واقعیت اسلام و تبلیغ علیه آن را در بر می گیرد.

آنها مسیحیان را صلح طلب معرفی می کنند، حال آنکه به وحشی ترین روش های شکنجه برای ترویج مسیحیت روی آوردند. موزه های شکنجه در غرب، ابزار و روش های شکنجه های باور نکردنی به دست کشیشان و راهبه ها را به نمایش گذاشته اند.

آنها خود را طرفدار گسترش علم معرفی می کنند، در حالی که همه داستان گالیله را که به دلیل اعلام اینکه زمین گرد است توسط کلیسا محکوم به اعدام شد و این موضوعی است که همگان میدانند.

شاید گفته شود که اینها سیاستهای قدیمی مسیحیان و بو.یژه واتیکان بوده است. لیکن واقعیت این است که امروزه هم سیاست همان است.

امروز پول های مسیحیان که به کلیساها اهداء می گردد، در بانک واتیکان جمع آوری و از جمله در کارخانجات تولید سلاح در آمریکا از جمله در کارخانجات لاکهید سرمایه گذاری می شود. سلاح هایی که برای کشتار مردم و سلطه بر جهان به مصرف می رسد.

از زمان ظهور امپریالیسم آمریکا سیاست های واتیکان تحت تاثیر و نفوذ کاخ سفید بوده و در زمان هیتلر و موسولینی نیز واتیکان و کلیساهای آن حامی نازیسم و فاشیسم بوده اند و در زمان استعمار نیز کلا کلیسا پیش قراول و همراه استعمار در سلب آزادی و استقلال ملتها نقش اساسی ایفا کرده است. حتی پاپ فعلی نیز خود جزو سپاهیان هیتلر بوده و از آنها حمایت کرده است.

ممکن است گفته شود که اصل مسیحیت با آنچه مسیحیان و واتیکان و کلیسا ها در گذشته و حال انجام میدهند متفاوت است.

موضوع این کتاب در مورد اصل مسیحیت از نظر دیدگاه ها و نه صرفا عملکردهاست.

لذا در اینجا به فساد گسترده کشیشان و تجاوزهای آنها به کودکان که امروزه امری عادی و البته تیتر روزمره رسانه های غربی است نمی پردازیم و بر اصل مکتب مسیحیت اشاراتی داریم.

البته مسیح (ع) از دیدگاه اسلام پیامبری اولی العزم است و قرآن معجزات بیشتری نسبت به انجیل برای آن حضرت قائل است.

یک مسلمان نمی تواند مسیح (ع) را نفی کند و اصولا اسلام ادامه مسیحیت راستین و در امتداد آن است. لیکن انجیل امروزه مسیحیان سالها و در مواردی قرن ها پس از حضرت مسیح (ع) به رشته تحریر در آمده است، آنهم به زبان یونانی و در غرب، در حالی که زبان حضرت عیسی آرامئو بوده و وی در فلسطین (خاورمیانه) می زیسته است و لذا تحریفات زیادی در آن صورت گرفته است».

کتاب«مسیحیت از واقعیت تا تحریف»، نوشته محمد حسن قدیری ابیانه، در قطع پالتویی با شمارگان ۵۰۰۰ نسخه در مردادماه ۱۳۹۰ از سوی مرکز چاپ و نشر بنیادبعثت متشر شد./۹۱۹/ن۶۰۱/ع


Page 2 of 212