شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

بایگانی برای آذر, ۱۳۹۰

تپه جاویدی و راز اشلو

۲ نظر

سعید عاکف،‌نویسنده کتاب خاک های نرم کوشک:«اگر کسی از من بپرسد : معنوی ترین و تاثیر گذار ترین کتابی که تاکنون درباره دفاع مقدس خوانده ای، چه کتابی است، میگویم: تپه جاویدی و راز اشلو.

جمله ای از شهید صیاد شیرازی موید این مطلب است ؛ او میگوید: در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام می رسیدیم ، فقط یک بار دیدم که امام رزمنده ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید. و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی ، یا همان اشلوی معروف».

کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» در قالب ۶۰۰ صفحه نوشته شده است. کتاب در مجموع دارای چهل راوی اول شخص است که افرادی چون «محسن رضایی، شهید صیاد شیرازی، همسر شهید مرتضی جاویدی و…» برخی از این روایت ها را برعهده گرفته اند.

کتاب از تظاهرات اولیه در روستای جلیان یعنی زادگاه شهید جاویدی در سال های ۱۳۵۷ آغاز و با شهادت او در عملیات کربلای پنج در سال ۱۳۶۵ به اتمام می رسد. این کتاب از سوی انتشارات «ملک اعظم» در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در شمارگان ۳ هزار نسخه با قیمت ۸ هزار تومان عرضه می شود.

«داستان زندگی مرتضی جاویدی در این اثر از سال ۵۷ آغاز می شود و تا سال ۶۵ ادامه می یابد و نام این روایت داستانی نیز از آنجا الهام گرفته شده که وی را عراقی ها به نام «اشلو» می شناختند.»

شهید جاویدی شخصیتی بود که در طول جنگ به «اشلو» ملقب بود و دامنه شهرت، رشادت ها و مبارزات او تا جایی بود که در رادیوهای عراق بارها و بارها درباره او صحبت شد و حتی به دروغ اعلام می کردند که اشلو به وسیله سربازان عراقی کشته شده است. «اشلو» مخفف جمله «ان شی لونک» است که معنی آن حال و روزت چطور است می شود. نکته جالب درباره زندگی نامه این شهید این است که هرکسی که می خواسته وارد گردان او شود، باید خون نامه می نوشته است.

شهید مرتضی جاویدی یکی از غیورترین سرداران شت سال دفاع مقدس به شمار می رود و تنها رزمنده ای بود که امام خمینی (ره) پیشانی او را بوسید. او در عملیات والفجر دو، تپه ای را به نام «برد زرد» که سی کیلومتر در خاک عراق بود، فتح کرد. شهید مرتضی جاویدی و گردانش چیزی در حدود چهار روز و چهار شب در این تپه محاصره شدند اما بالاخره با رشادت های فراوان توانستند این تپه را فتح کنند. در این عملیات ۴۰۰ رزمنده شرکت می کنند و تنها ۱۸ نفر باقی می مانند که از این ۱۸ نفر نیز ۱۵ نفر جز راویان این داستان هستند.

«بخش اعظم داستان را همسر این شهید روایت می کند که حدود ۱۵۰ صفحه از کتاب را به خود اختصاص می دهد در واقع یک چهارم کار روایتی است که همسر وی از شهید دارد. عملیات کربلای ۴ و ۵ نیز در این داستان به تصویر کشیده می شود و عمده کار نیز روی ماجرای «تپه برد زرد» است.»

شایان ذکر است، در این کتاب بخشی از شجاعت ها و دلاورمردی های رزمندگان، ایثارگران و شهدای شهر زرقان نیز به تصویر کشیده است.


Page 2 of 212