۲۷ آذر سالروز شهادت آیت الله مفتح، به پاس تلاشهای آن بزرگوار روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است.
هر ساله با فرارسیدن این روز مراسم ها، سخنرانیها و همایشهای زیادی برگزار میشود و مقالات و نوشتارهای بسیاری در حوزه و دانشگاه در خصوص وحدت حوزه و دانشگاه منتشر میشود.
اما چند سؤال اساسی در این باره مطرح است که هربار مسأله وحدت حوزه و دانشگاه مطرح میشود، در ذهن انسان نقش میبندد:
وحدت حوزه و دانشگاه به چه معنا است؟
آیا وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکیشدن این دو نهاد است؟
راه کارهای عملی برای وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟
موانع وحدت حوزه و دانشگاه کدام است؟

* وحدت حوزه و دانشگاه به چه معنا است؟
۱٫ عدّه ای قائلند منظور از وحدت، «وحدت اخلاقی» است. آنان معتقدند این دو نهاد باید دو گام اخلاقی مهم در مسیر حرکت خود بردارند تا وحدت مورد نظر حاصل شود. نخست آنکه هر دو نهاد به تربیت همه جانبه اخلاقی نیروهای خود همت گمارند و دوم آنکه تمام ابعاد تنظیم روابط دو جانبه این دو نهاد در پرتو همین روح اخلاقی و تربیتی شکل گیرد و هیچ یک اجازه ندهد عوامل دیگر بر همراهی این دو نهاد بر یکدیگر سایه افکند.
۲٫ برخی دیگر نیز معتقد به«وحدت ایدئولوژیکی» هستند. آنان معتقدند که باید هر دو نهاد، اسلام را مبنای نگرش و جهتگیری اصلی در تمامی رشتههای علمی و دینی قرار دهند و واقعنمایی علوم بشری را از این ناحیه محک بزنند، تا پس از دست یافتن به علوم اسلامی در همه زمینهها، وحدت حوزه و دانشگاه به معنای واقعی کلمه محقق شود.
۳٫ به اعتقاد برخی دیگر، منظور از وحدت؛«وحدت معرفتی» است. این دیدگاه معتقد است که دلیل جدایی حوزه و دانشگاه، جدایی معرفتی این دو نهاد است و تنها راه وحدت این دو، وحدت معرفتی است؛ یعنی آنکه حوزه و دانشگاه بر یک دستگاه معرفتی واحد بنیان نهاده شوند.
۴٫ «وحدت ساختاری» نیز دیگر تلقی موجود، در مورد وحدت این دو نهاد است. در این دیدگاه، حوزه و دانشگاه دو نهاد مهم جامعه ما است که همانند دیگر نهادهای اجتماعی دارای اهداف، ساختار، کارکرد و برنامههای مخصوص به خود است؛ اما به دلیل اهمیت بنیادین این دو نهاد باید بین آن دو، وحدت و هماهنگی سازمانی برقرار شود تا هر یک به تقویت حرکت دیگری کمک کند.
۵٫ پنجمین رویکرد،«وحدت عملی» یا پراگماتیک است. در این دیدگاه؛ مسأله مورد تأکید آن است که حوزویان و دانشگاهیان در مسیر عملی و فعالیّت اجتماعیشان با یکدیگر همراه و متحد شوند تا بتوانند با تقویت یکدیگر به جامعه خدمت کنند.
البته به رویکردها و تحلیلهای یادشده میتوان دیدگاههای دیگری همچون وحدت علمی، وحدت سیاسی، وحدت راهبردی یا استراتژیکی و… را اضافه کرد که به سبب پرهیز از اطاله کلام خودداری میشود؛ اما با این همه باید پرسید منظور از وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟(۱)
رهبر معظم انقلاب در این باره میفرمایند:«وحدت حوزه و دانشگاه؛ یعنی وحدت در اهداف کلى، وحدت در کامل ساختن این ملت و این کشور و حرکت با یکدیگر و عبور در دو خط موازى، بدون اصطکاک با هم؛ یعنى هر دو، کار خودشان را بکنند؛ اما براى یک هدف و آن هدف، ساختن و کاملکردن ملت و کشور ایران است. اینگونه باید حرکت کرد.
وحدت حوزه و دانشگاه؛ یعنى وحدت در هدف. هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامى پیشرفته مستقل، جامعه امام، جامعه پیشاهنگ، جامعه الگو، ملت شاهد ـ ملتى که مردم دنیا با نگاه به او جرأت پیدا کنند، تا فکر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پیاده کنند ـ حرکت نمایند.» (۲)
آیت الله مصباح یزدی در تعریف وحدت حوزه و دانشگاه میگوید:«آنچه معقول است و باید تحقق پیدا کند؛ این است که حوزه و دانشگاه هدف واحدی را در نظر بگیرند و برای تحقق آن دوشادوش هم تلاش کنند. این وحدت با وحدتی که در میان سایر اقشار ملت مطرح است فرقی ندارد. در آن مورد، هیچ کس نمیگوید که مثلاً مسگرها آهنگر شوند یا آهنگرها مسگر؛ بلکه منظور از وحدت این است که همه اقشار ملت در یک جهت حرکت کنند و هدف واحدی را دنبال کنند.»(۳)
* آیا وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکیشدن این دو نهاد است؟
از ابتدای مطرح شدن بحث وحدت حوزه و دانشگاه، از سوی دشمنان همواره در این زمینه کار شکنیهای فراوانی صورت گرفته است. عدهای اصل طرح را زیر سؤال میبرند، گروهی سعی در ناکارآمدبودن این طرح دارند و عدهای هم با مطرحکردن مسائل انحرافی و ایجاد بلوا و جنجال سعی میکنند از مطرحشدن و به نتیجه رسیدن این طرح جلوگیری کنند.
یکی از مسائلی که دشمنان برای به انحرافکشاندن وحدت حوزه و دانشگاه مطرح میکنند؛ این مطلب است که وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکی شدن آنها است.
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این شبهه اینگونه سخن میگویند:«وحدت حوزه و دانشگاه عبارت از این است که ما این دو کانون علمى، این دو مرکز تعلیم و تعلم را از لحاظ اخلاق حاکم بر آنها، از لحاظ سیستم و سازماندهى حاکم بر آنها، و از لحاظ برخى از محتواها به هم نزدیک کنیم.» (۴)
وقتى ما«وحدت حوزه و دانشگاه» را عنوان مىکنیم، بدیهى است مقصود این نیست که این دو را در عالم واقعیّت به یک چیز تبدیل کنیم؛ زیرا اگرچه در گذشته، در حوزههاى علمیه، همان دروسى خوانده مىشد که امروز در دانشگاهها خوانده مىشود؛ اما اگر فرض کنیم آن دروس حوزههاى علمیه، همان پیشرفتى را که تا امروز کرده است، مىکرد، باز امروز باید به مقتضاى تخصّص و تشعُّب، هر گروه کار و درس خودش را دنبال کند. پس، مقصود این نیست. مبادا بعضى همین موضوعِ به این روشنى و وضوح را ندیده بگیرند و درباره غلطبودن شعار وحدت حوزه و دانشگاه قلمفرسایى کنند.
این را همه مىفهمند که نه امام و نه دیگر بزرگواران نخواستند بگویند که دانشگاهها جمع شوند و قم بروند، یا شعبهاى از حوزه قم شوند. یا اینکه حوزه قم جمع شود و بیاید در دانشگاهها حل گردد، یا شعبهاى از آنها شود. هیچکس این را نخواست و مطرح نیز نکرد.(۵)
آیت الله مصباح یزدی نیز در تشریح این مسأله میگوید: گاهی تصور میشود که مراد از وحدت حوزه و دانشگاه وحدت فیزیکی و خارجی است و اکنون که نظام اسلامی به وجود آمده است، نظام دانشگاهی و نظام حوزوی نیز باید در یکدیگر ادغام شوند و تعددی در نظام آموزشی نباشد. سپس این سؤال مطرح میشود که این وحدت چگونه باید صورت گیرد؟ آیا باید یکی از آنها حذف شود و دیگری باقی بماند؟ یعنی یکی مثل دیگری شود؛ برای مثال حوزه به دانشگاه تبدیل شود یا به عکس؟ یا اینکه هر دو حذف شوند و نظام تحصیلی جدیدی به وجود آید که بینابین و یا جامع هر دو باشد؛ نه حوزه باشد و نه دانشگاه؛ بلکه جامع امتیازات هر دو باشد؟
به نظر میرسد که این بحث از ریشه اشتباه است هرگز کسانی که وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح کردهاند، منظورشان وحدت فیزیکی آن دو نبوده است.
وحدت حوزه و دانشگاه نیز به این معنا نیست که مثلاً حوزه از فقه و اصول و سایر علوم خود دست بردارد و به دنبال دروس دانشگاهی برود و یا به عکس؛ دانشگاه از دروس خود دست بردارد و دانشجویان دروس حوزوی بخوانند یا مثلاً دانشگاهی لباس روحانی بپوشد و یا روحانی لباس دانشگاهی. این کارها ممکن است، اما مطلوب نیست؛ زیرا ما به همه این علوم حوزوی و دانشگاهی نیاز داریم و طبعاً گروههایی نیز باید به تحصیل در آنها بپردازند، هم دانشگاهی باید باشد و کار خود را انجام دهد و هم حوزوی؛ ولی در مسائل سیاسی باید باهم هماهنگ باشند و در برنامهریزیهای علمی مشارکت داشته باشند.
حوزه و دانشگاه باید مثل دو خط موازی با هم حرکت کنند و در مواردی که بین دستاوردهای هر دو تلاقی حاصل میشود، باید همکاریها قویتر شود، نه اینکه برخورد و تضادی بین آنها پیش آید؛ مثلاً هدف رشتههای علوم انسانی و تجربی یکی است و آن تأمین نیازهای علمی کشور است؛ اما هر کدام شیوه خاصی در تحقیق دارد شیوه تحقیق در یکی آزمایشگاهی است در در دیگری مصاحبه، پرسشنامه و … . (۶)
فرزند شهید مفتح نیز این را که منظور از وحدت حوزه و دانشگاه یکیشدن این دو نهاد است، رد میکند و میگوید:«ترقیب و عدم تضاد این دو مرکز، هدف اصلی وحدت حوزه و دانشگاه است؛ به گونهای که گرایش به یک سمت به معنای تضاد دیگری نیست.» (۷)
* راهکارهای عملی برای وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟
عملی کردن وحدت حوزه و دانشگاه ابتدا لازم است تعریف درستی از هر دو مجموعه صورت گیرد و مفاهیم کاربردی، اهداف و ساختار هر یک مورد بازبینی قرار گیرد. و سپس به ارائه راهکارها به صورت مصداقی اقدام و از کلیگویی خودداری کرد.
رهبر معظم انقلاب به این مطلب اشاره کرده و میفرماید: این دو قلمرو علم و روحانیت، باید نخست از هر آن چه با فرهنگ اصیل جامعه اسلامى ما بیگانه است، تطهیر و پاک شوند و نخستین گام در راه وحدت را از اینجا بردارند.
امتیازات حوزه و دانشگاه باید تبادل شود؛ اخلاص، صفا، ایثار، معنویت، زهد، احترام به سنتهاى اصیل و ارزشمند، از یک سو و توجه به واقعیات، دید باز و گسترده، وسعت بینش، نوگرایى مفید، نگرش سازنده و پویا و استفاده از روشهاى جدید و کارساز از سوى دیگر مىتواند و باید مکمل هم شوند.(۸)
مسأله این است که ما دو نهادِ اصیلِ دانشجویى داریم. یکى متوجّه به کسب علومِ مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآورى در مباحث دینى و نوآورى در فهم مسائل روز و حادث شونده در زندگى است که این حوزه است و کارش عبارت است از تحقیق در مسائل دینى و فراگرفتن احکام الهى در همه شؤون زندگى. آن هم نه فقط در آنچه که مربوط به کنج محراب یا کنج خانه است؛ بلکه در قلمرو وسیع زندگى بشر. این گروه، این را باید فراگیرند؛ احکام جدیدش را تحقیق کنند؛ ناخالصیها و ناسرهها را از آن بزدایند و آن را با زبان مناسب، در هر جامعهاى و هر زمانى و هر مخاطبى، به رساترین شکل ممکن به مخاطبان برساند. این، وظیفه آن نهاد حوزهاى است و اسمش«حوزه علمیه» است.
نهاد دانشجویىِ دیگر، ناظر به اداره امور زندگى مردم، منهاى مسائل مربوط به دین است. مردم معاش دارند، کسب دارند، ساختمان دارند، راه دارند، جسم دارند؛ شناساییهاى گوناگون لازم است، تحقیق در امور زندگى مردم ضروری است. علوم مختلف و انواع و اقسام دانشها، براى بهترکردن و راهانداختن زندگى مردم وجود دارد. این نهاد هم مشغول فراگیرى این دانشها است که اینها را فرا گیرد و در آنها متخصّص و صاحبنظر شود؛ درباره آنها تحقیق کند و آنها را براى پیادهشدن در جامعه آماده نماید؛ تحقیقات نوِ دنیایى را جذب کند و خودش به نوبه خود، تازههایى در این دانشها بیافریند و به بشریت عرضه کند. این هم یک نهاد دانشجویى دیگر.
حال اگر این دو نهادِ دانشجویى خوب کار کنند و با هم رابطه متقابل دوستانه و از خود دانستن یکدیگر داشته باشند، معنایش این خواهد شد که این جامعه، هم دینش و هم دنیایش آباد خواهد شد. آنها جهتگیرى زندگى جامعه را تصحیح مىکنند؛ اینها حرکات زندگى جامعه را تسهیل مىکنند. آنها فکر و ذهن و روح جامعه را آنچنان از زشتیها و نادرستیها دور مىکنند که بفهمد به کجا باید حرکت کند، و اینها وسیله این حرکت را بهدست او مىدهند تا حرکت کند. (۹)
آیت الله مصباح یزدی راهکارهای عملی وحدت حوزه و دانشگاه را اینگونه تشریح میکند: ما میتوانیم دو بخش آموزش داشته باشیم؛ یکی آموزش علومی که به صورت مستقیم با دین در ارتباط است یا از دین تغدیه میشود و یا دین را تقویت میکند و در خدمت پیشرفت دین است، و بخش دوم علومی که به صورت مستقیم با دین سروکار ندارد؛ اما به صورت غیر مستقیم در خدمت دین و متدینین قرار میگیرد. هر کدام از این دو بخش آموزش ویژگیهای خود را دارد، به خصوص با توجه به اینکه روش تحقیق در آن دو بسیار متفاوت است، به طور کلی روش تحقیق در علوم اسلامی نقلی و تاریخی است، برخلاف روش تحقیق در علوم دانشگاهی که عمدتاً تجربی است.
به هر حال، اینگونه تفاوتها اقتضا دارد که دو نوع آموزش وجود داشته باشد و وحدت هدف سبب ادغام آنها در یکدیگر نمیشود؛ چون معنای وحدت هدف این است که هر دو جهتگیری واحدی داشت باشند و با یکدیگر احساس بیگانگی نکنند، به یکدیگر کمک کنند، امکانات تحقیق و تدریس را با یکدیگر مبادله کنند، از تجربیههای هم استفاده کنند، از نقاط قوت یکدیگر آگاه شوند و بخشهای قابل اقتباس را از یکدیگر بگیرند و در قسمت خود پیاده کنند و بالاخره در مسائل سیاسی و اجتماعی، هماهنگ باشند. (۱۰)
* موانع وحدت حوزه و دانشگاه کدام است؟
یکی از موانع وحدت حوزه و دانشگاه نبود تعریف مناسب از آموختن علم و هدف آن است. آیا هدف از آموختن علم و دانشرسیدن به کمال و بهرهگرفتن از آن در خدمت به جامعه و مردم است یا تنها هدف کسب درآمد و سود است.
آیت الله جوادی آملی میگوید: در عرصه کسب دانش و معرفت نیز بسیاری افراد فکر قارونی دارند و از منطق قارون پیروی میکنند؛ زیرا معلّم واقعی را نمیبینند و علم را یکسره مرهون تلاش و کوشش و استعداد فردی خویش میدانند. غافل از آنکه در همه دوران تحصیل بر سر سفره احسان معلم واقعی؛ یعنی خداوند نشستهاند، چون واهب و ساقی معارف و علوم، حضرت حق جلّ و علا است؛ زیرا قابل به تنهایی از قوه به فعل نمیرسد.
این نگرش قارونی در حدّ خود چالش علم و دین را به همراه دارد و مانع همگامی و وحدت حوزه و دانشگاه و علم و دین خواهد بود. تا زمانی که ریشههای معایب علمِ موجود، برطرف نشده و غفلت از مبدأ و معاد عالم و منطق قارونی حاکم است نمیتوان به اسلامیشدن علوم امیدوار بود.(۱۱)
وی در جای دیگر میگوید: اگر دو نهاد ارجمند پرجمعیت که کثرت آنها حقیقی است، بخواهند به وحدت برسند، با شعار نمیشود. وقتی کثرت به وحدت میرسد که یک؛ وحدت حقیقی باشد، دو: کثرت حقیقی باشد، سه: ظهور وحدت در کثرت حقیقی باشد، چهار: رجوع کثرت و وحدت حقیقی باشد.
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه منشأ همه مشکلات بعد از انقلاب همان شکاف حوزه و دانشگاه است و البته در این بین، راهی هست، اظهار داشت: در زمان انقلاب برخی وزرا فکر کردند با نماز جماعت و دعای کمیل و جدا کردن دختر و پسر،)جامعه) اسلامی میشود؛ مسلمان تربیتکردن غیر از اسلامی کردن است. اگر آسیب ایجاد و حفظ وحدت را بشناسیم، وحدت عملی میشود. برخی هم فکر میکنند شیمی، اسلامی و غیراسلامی ندارد. این یک خطر است. کسی که عقل را، سهم درک بشر میداند و وحی را علوم دینی، عقل را در برابر دین قرار میدهد. این تعبیر که عقلی است یا شرعی برای ایجاد همین آفت است. جهان، کتاب تکوینی صاحب قرآن است. اگر با دو بال«چه وقتی» خلق کرد و «برای چه» خلق کرد؟ حرکت کنیم، جغرافیای و فیزیک غیراسلامی نخواهیم داشت.
وی با بیان این که وحی چون سیمرغ و علم چون سی مرغ است، گفت: آنگاه تعارض علم و دین حل میشود. اگر این تعارض را حل نکنیم، این (جلسات) مثل مجلس ترحیم برای شهید مفتح است. اگر این تعارض حل شود چه بگوییم حوزه و دانشگاه و چه بگوییم دانشگاه و حوزه فرقی نمیکند و کسی در برابر وحی نمیایستد.(۱۲)
یکی دیگر از موانع وحدت، بدبینی این دو نهاد نسبت به هم است؛ دکتر محمدرضا مفتح، فرزند شهید مفتح، در اینباره می گوید: اصلیترین مانع نگرش غیرمنعطفی است که متأسفانه با گذشت زمان از مبدأ انقلاب در دانشگاهها و حوزههای علمیه رو به افزایش است. به عبارت دیگر احساس میشود که مجدداً به دورهای بازگشتهایم که حوزه، دانشگاه را یک محیط غیرمذهبی میدانست و دانشگاه نیز حوزه را یک محیط غیرعلمی.
وی در ادامه میگوید: علت دیگر این مسأله میتواند عملکرد دشمنان باشد. عملکرد کسانی که احساس میکنند در شکاف بین این دو مرکز علمی است که میتوانند نیات سوء خود را حاکم کنند.
محمد رضا مفتح، همچنین نبود توفیق کامل در انتقال مفاهیم و فرهنگ انقلاب به نسلهای بعدی را از دیگر علل عنوان کرد و گفت: این مسأله از دیگر عوامل گسترش افکار غیر منعطف و مانع وحدت حوزه و دانشگاه بوده است. احساس میشود که محوریتی که دانشجویان متدین، بسیجی و انجمنهای اسلامی درگذشته داشتهاند، جای خود را به کسانی داده که گرایششان به این مفاهیم مقداری کمتر است و این مسأله طبیعی نیست.(۱۳)
* نتیجه
نتیجه مباحثی که از آن یاد شد، این است که بزرگان نظام به این مسأله توجه دارند و مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه وحدت در هدف است و این هدف رشد و پیشرفت جامعه اسلامی است و به هیچ عنوان منظور از وحدت ادغام و یکیشدن این دو نهاد نیست.
برای رسیدن به این هدف باید آموختن علم ، یاددادن آن و بهرهگیری از آن برای رضای خدا و نجات جامعه باشد نه تنهاَ کسب سود و منفعت؛ علم هم به خودی خود راهبردی ندارد، علمی مفید است که در مقابل وحی و شرع نباشد.
دشمنان چون معنای واقعی این وحدت را درک کرده و شناختهاند از هر راهی برای به انجامنرسیدن آن استفاده میکنند. روزی با تحریف، روزی با ناامیدی و نا کارآمدی و … .
منظور از وحدت حوزه و دانشگاه این است که ما راهکارهای عملیاتی و مصداقی را مشخص و بر اساس آن راهکارها تلاش، کوشش و حرکت کنیم؛ وگرنه این همه سخن معنایی جز سخنرانی در مجلس یادبودِ طراح این طرح ندارد.
——————————————————————————–
۱ـ پایگاه اندیشه قم،
۲ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،
۳ـ همان،
۴ـ همان،
۵ـ پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، بیانات مقام معظم رهبرىدر دیدار دانشجویان، بهمناسبت «روز وحدت حوزه و دانشگاه»،
۶ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،
۷ـ همان،
۸ـ همان،
۹ـ پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، بیانات مقام معظم رهبرىدر دیدار دانشجویان، بهمناسبت «روز وحدت حوزه و دانشگاه»،
۱۰ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،
۱۱ـ پایگاه تحقیقاتی اسراء،
۱۲ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،
۱۳ ـ همان.
پ.ن: این مقاله را به سفارش خبرگزاری رسا نوشتم امیدوارم که بتوانم حق مطلب را بیان کنم.
اصل مقاله را از اینجا مشاهده کنید.