شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

آیت الله کعبی: با اخلال و فساد اقتصادی با قدرت و قاطعیت مقابله شود خبرگزاری رسا ـ عضو سابق حقوقدانان شورای نگهبان گفت: هرگونه ایجاد اخلال در امنیت اقتصادی که بازار را به هم بزند، قطعا جرم است و باید جلوی آن را با قدرت و قاطعیت گرفت. آیت الله عباس کعبی، عضو جامعه مدرسین [...]

رییس پژوهشکده باقرالعلوم: نظر مراجع تقلید در تدوین لایحه تجارت درنظر گرفته شود خبرگزاری رسا ـ رییس پژوهشکده باقرالعلوم(ع) گفت: همانگونه که در تدوین لایحه قانون مجازات اسلامی نظر مراجع تقلید کسب شد، لازم است در تدوین قانون جدید تجارت نیز دیدگاه‌های مراجع تقلید کسب و لحاظ شود. حسین قشقایی، رییس پژوهشکده باقرالعلوم(ع) در گفت‌و‌گو [...]

استاد حوزه علمیه: ربا امنیت اقتصادی را متزلزل می‌کند  خبرگزاری رسا ـ‌ استاد سطح عالی حوزه علمیه با بیان آنکه مقصود ما از اقتصاد، نوع مشروع و حلال آن است، یکی از مصادیق نا امنی اقتصادی را قرار گرفتن مال مردم در معرض اختلاط با حرام دانست و گفت: با این که آیات و روایات [...]

بایگانی برای دی, ۱۳۹۰

المناجات الشعبانیة فی فکر الإمام الخمینی (قدس)

بدون نظر

المناجات الشعبانیة فی فکر الإمام الخمینی (قدس)
محمد هاشم نعمت الهی

 إنّ الإمام الخمینی (قدس)، الذی یعتبر مثالاً للعارف الکامل، الذی أستطاع أن یخرج نفسه بقلب مطمئن من منزلقات الدنیا ومغریاتها، کان یدعوا مختلف المسؤولین ومختلف قطاعات الشعب فی لقاءاته، إلى قراءة الأدعیة والتدبر فیها؛ وهذا ما نجده فی الکثیر من المقاطع المختلفة المقتطفة من کلماته.
فقد کان یلفت الأنظار فی مناسبات مختلفة إلى المناجات الشعبانیة،(۱) ویمجدها، ویدعوا إلى المواظبة علیها، ویمکن القول إنّها من الأدعیة الشریفة التی کانت أنساً للإمام (قدس).
إنّ ما نود التعرض إلیه فیما یلی هو أهمیة قراءة الدعاء فی شهر شعبان بصورة عامة، وأهمیة قراءة المناجات الشعبانیة فی فکر الإمام الخمینی (قدس) بصورة خاصة.
أهمیة قراءة الدعاء فی شهر شعبان
«إنّ هذه الأدعیة التی تخصّ الشهور والأیام، ولا سیما فی أشهر رجب وشعبان ورمضان، تقوی الروح بشکل کبیر وتفتح الطریق للإنسان إن کان جدیراً بها ـ ونحن لسنا کذلک ـ وهی کشّاف نور یفعل المعجزات لإخراج البشر من هذه الظلمات إلى النور. فاهتموا بهذه الأدعیة ولا تنخدعوا بأقوال بعض الکتّاب أمثال ((کسروی)) الذین کانوا یقلّلون من شأن الأدعیة ویضعفونها، فهذا الإضعاف هو إضعاف للإسلام، إنّهم لا یدرکون إنّهم مساکین! لا یعلمون أنّ فی هذا الکتاب أشیاء هی مسائل القرآن بلغة اُخرى هی لغة الأئمة! فلغة القرآن نوع من اللغات ولغة الدعاء نوع آخر. إنّ الذی یخرج الإنسان من دار الظلمات هذه وینقذ النفس من الابتلاءات والحیرة المسیطرة علیها، إنّما هو الأدعیة التی نقلت لنا عن الأئمة [ع]. لقد کان أئمتنا [ع] کلهم تقریباً یعانون من القوى العظمى ولا یستطیعون القیام بعمل مهم. فبالإضافة إلى الإرشادات السریة التی کانوا یقومون بها، کانت لدیهم هذه الأدعیة کی یؤهلوا الناس للصمود أمام تلک الحکومات المسیطرة. فحینما کان الأشخاص یقرؤون هذه الأدعیة، تکسبهم قدرة معنویة وتخفف عنهم أعباءهم وتهوّن علیهم الاستشهاد.
إنّ أدعیة شهر رجب المبارک وخاصة شهر شعبان المبارک، مقدمة وتمهید لإعداد قلب الإنسان للذهاب إلى الضیافة، الضیافة التی تمدّ فیها مائدة القرآن الکریم، والمکان الذی تقام فیه هذه الضیافة، أهمه لیلة القدر، والضیافة المعدّة هی ضیافة تنزیهیة وإثباتیة وتعلیمیة».(۳)
ویقول الإمام (قدس) فی مکان آخر:
«علیکم بقراءة الأدعیة المأثورة فی شهر شعبان المعظم، کما تقرؤونها فی شهر رمضان المبارک، وینبغی التدبر فیها».(۴)
المناجات الشعبانیة
إنّ هذا الإمام (قدس) العارف الزاهد، والواصل الکامل، یتعرّض فی کلماته إلى المناجات الشعبانیة بین الحین والآخر، ویدعو المسؤولین وأبناء الشعب إلى القراءة والتدبر فی مقاطع هذه الأدعیة القیّمة، ویوصیهم بذلک.
یقول (قدس):
«إنّنی لم أرى دعاءً قیل عنه أنّ الأئمة جمیعاً کانوا یقرؤونه، إلا المناجات الشعبانیة؛ لأنّها تُعد الجمیع لضیافة الله.»(۵)
ویقول (قدس) فی فقرة أخرى:
«إنّ المناجات الشعبانیة من المناجات التی قل أن یوجد لها نظیر، فهی کدعاء أبی حمزة الثمالی المأثور عن الإمام السجاد (ع) الذی قلّ أن نجد له نظیراً، ودعاء کمیل والدعاء المأثور فی شعبان الذی هو أحد الأدعیة التی تقرأ فی لیلة النصف من شعبان حیث یشتمل على أسرار أیدینا قاصرة عن بلوغها. لقد وردت أدعیة عن أئمة الهدى یجب التدبر فی مضامینها وعلى ذوی الرأی والمعرفة أن یشرحوها ویعرضوها للناس، إنّ کان لیس بمقدور أحد شرح کنه هذه الحقائق»(۶)
کما یشیر هذا العارف الأبی إلى عظمة المناجات الشعبانیة، فیقول:
«إنّ المناجات الشعبانیة من أهم الأدعیة، ومن أعظم المعارف الإلهیة، وأکبر ما یمکن أن یستفید منه أهلها على قدر إدراکهم.»(۷)
ویُعبّر (قدس) قائلاً:
«لو لم یکن فی الأدعیة سوى المناجات الشعبانیة لکان کافیاً لإثبات حقانیة أئمتنا، فکل القضایا التی یقولها العرفاء فی الکتب المطولة توجد فی بعض کلمات المناجات الشعبانیة، بل إنّ عرفاء الإسلام قد استفادوا من هذه الأدعیة التی وردت فی الإسلام…
تلک الأدعیة التی یقول فیها بعض مشایخنا(۸): (إنّ القرآن قرآن نازل نزل إلى الأسفل، والدعاء یرتفع من الأسفل إلى الأعلى، فهو کالقرآن الصاعد)، والأدعیة ترید أن تصنع من الإنسان (آدمیاً). الإنسان الذی لو ترک وشأنه سیکون أکثر توحشاً من جمیع الحیوانات.
إنّ الأدعیة بما فیها من لغة خاصة، تأخذ بید الإنسان وترفعه إلى الأعلى، الأعلى الذی لا نستطیع أنا وأنت أن ندرکه.»(۹)
وکذلک یقول (قدس):
«إنّ المناجات الشعبانیة من المناجات التی لو یتعمق الإنسان ویفکر فیها، فإنّها ستصل به إلى مدارج الکمال. ومع أنّ الأئمة علیهم السلام الذین کانوا یقرؤونها بأجمعهم ـ بحسب الروایات ـ قد بلغوا أسمى مراتب الکمال، إلا إنّهم کانوا یقرؤونها کما هی؛ لأنّه لم یکن أحدهم یرى لنفسه شیء مقابل عظمة الله تعالى، فلم یکن الإمام الصادق ـ مثلاً ـ یستأثر بنفسه على الآخرین، بل کان یناجی الله کما یناجیه الغارق فی معاصیه؛ لأنّه کان ینظر لنفسه وکأنه لا یملک شیئاً، وکل ما یملک فهو نقص، وکل ما عنده ملک لله، وکل کمال لله، فهو لا شیء أمام مالک الملک، حتى الأنبیاء لا یملکون شیئاً أمام الله، وکلهم تبعاً له، وکل أنواع الفطرة تابعة له، إلا أننا لا ندرک هذه التبعیة؛ لأننا محجوبون، أما الذین یدرکون ذلک فهم الکاملون الذین ینقادون لهذه المعانی، فهم یدرکون معنى (الکمال الانقطاعی) الذی کانوا ینشدونه، هذا الانقطاع المتمثل بالتجنب عن کل موجود سوى الله»(۱۰)
«إنّنی لا أتصور إنّ هناک دعاء قرأه جمیع الأئمة إلا المناجات الواردة فی شهر شعبان، فإنّ المناجات الشعبانیة هی مناجات جمیع الأئمة، وفیها الکثیر من المعارف، والأدب الذی یعلم الإنسان کیف یناجی ربه، فنحن غافلون عن المعانی التی فی هذه المناجات، ولعل بعض الجُهّال یعتقدون بأنّ الأدعیة المأثورة، والأمور الواردة عن الأئمة هی أمور تشریفیة، یریدون أن یعلموننا من خلالها، مع أنّ المسألة لیست کذلک، المسألة أنّهم قد امتثلوا أمام الله، وهم یدرکون عظمة من وقفوا أمامه، فهم على معرفة بالله تبارک وتعالى، ویدرکون ما یفعلون، وإنّ المناجات الشعبانیة من المناجات التی إذا أراد أحد الأشخاص المخلصین العارفین ـ لیس باللسان فقط ـ أن یقوم بشرحها للآخرین، لأنّ هذه المناجات بحاجة للشرح کبقیة أدعیة الأئمة علیهم السلام، وإنّ ذلک یعتبر عملاً قیماً»(۱۱)
نأمل من الله تعالى، أن یجعل قلوبنا تأنس بالأدعیة فی شهر شعبان، شهر الرسول (ص)، وأن یوفقنا للاستعداد والنجاح والسعادة فی الضیافة الإلهیة العظمى، من خلال قراءة الأدعیة المأثورة عن الأئمة الأطهار(ع)، والتدبر فیها.
—————————————————
(۱) ـ لقد نقل هذا الدعاء العالم الجلیل القدر على بن طاووس فی أعمال شهر شعبان عن الحسین بن محمد «ابن خالویه»، وقال إنّ أمیر المؤمنین وأبنائه علیهم السلام، کانوا یقرؤون هذا الدعاء دائماً فی شهر شعبان. (إقبال الأعمال، ص۶۸۵)، (مفاتیح الجنان، أعمال شهر شعبان).
(۲) ـ احمد کسروی التبریزی من الکتاب والمؤرخین المعروفین، الذی کان یجتنب استعمال الألفاظ العربیة فی خمسین أثر من آثاره التی ألفها، ومع أنّه کان یرتدی زی العلماء فی شبابه، تحول بعد ذلک إلى عنصر یعمل ضد الدین والعلماء، وأقترح أن تحرق جمیع الکتب المکتوبة باللغة العربیة والمتعلقة بالدین، ومن جملتها القرآن الکریم ومفاتیح الجنان، وأخیراً کانت عاقبته الاغتیال على ید أحد فدائی الإسلام عندما کان یراجع أحد المحاکم.
(۳) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۳، ص: ۳۲ و ۳۳٫
(۴) ـ صحیفة الإمام: ج‏۲۰، ص: ۲۴۹،۲۵۰٫
(۵) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۳، ص: ۳۱٫
(۶) ـ صحیفة الإمام: ج‏۲۰، ص: ۲۵۰٫
(۷) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۷، ص: ۴۵۶
(۸) ـ السید محمد علی شاه آبادی، أستاذ الإمام بالعرفان.
(۹) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۳، ص: ۳۱ و ۳۲٫
(۱۰) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۹، ص: ۲۵۳٫
(۱۱) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۷، ص: ۵۲۷٫

منبع: http://www.rasanews.ir/Ar/Nsite/FullStory/?Id=161


وحدت حوزه و دانشگاه از دیدگاه بزرگان

بدون نظر

۲۷ آذر سالروز شهادت آیت الله مفتح، به پاس تلاش‌های آن بزرگوار روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است.

هر ساله با فرارسیدن این روز مراسم ها، سخنرانی‌ها و همایش‌های زیادی برگزار می‌شود و مقالات و نوشتار‌های بسیاری در حوزه و دانشگاه در خصوص وحدت حوزه و دانشگاه منتشر می‌شود.

اما چند سؤال اساسی در این باره مطرح است که هربار مسأله وحدت حوزه و دانشگاه مطرح می‌شود، در ذهن انسان نقش می‌بندد:

وحدت حوزه و دانشگاه به چه معنا است؟

آیا وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکی‌شدن این دو نهاد است؟

راه کارهای عملی برای وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟

موانع وحدت حوزه و دانشگاه کدام است؟

* وحدت حوزه و دانشگاه به چه معنا است؟

۱٫ عدّه ای قائلند منظور از وحدت، «وحدت اخلاقی» است. آنان معتقدند این دو نهاد باید دو گام اخلاقی مهم در مسیر حرکت خود بردارند تا وحدت مورد نظر حاصل شود. نخست آن‌که هر دو نهاد به تربیت همه جانبه اخلاقی نیروهای خود همت گمارند و دوم آن‌که تمام ابعاد تنظیم روابط دو جانبه این دو نهاد در پرتو همین روح اخلاقی و تربیتی شکل گیرد و هیچ یک اجازه ندهد عوامل دیگر بر همراهی این دو نهاد بر یکدیگر سایه افکند.

۲٫ برخی دیگر نیز معتقد به‌«وحدت ایدئولوژیکی» هستند. آنان معتقدند که باید هر دو نهاد، اسلام را مبنای نگرش و جهت‌گیری اصلی در تمامی رشته‌های علمی و دینی قرار دهند و واقع‌نمایی علوم بشری را از این ناحیه محک بزنند، تا پس از دست یافتن به علوم اسلامی در همه زمینه‌ها، وحدت حوزه و دانشگاه به معنای واقعی کلمه محقق شود.

۳٫ به اعتقاد برخی دیگر، منظور از وحدت؛«وحدت معرفتی» است. این دیدگاه معتقد است که دلیل جدایی حوزه و دانشگاه، جدایی معرفتی این دو نهاد است و تنها راه وحدت این دو، وحدت معرفتی است؛ یعنی آن‌که حوزه و دانشگاه بر یک دستگاه معرفتی واحد بنیان نهاده شوند.

۴٫ «وحدت ساختاری» نیز دیگر تلقی موجود، در مورد وحدت این دو نهاد است. در این دیدگاه، حوزه و دانشگاه دو نهاد مهم جامعه ما است که همانند دیگر نهادهای اجتماعی دارای اهداف،‌ ساختار، کارکرد و برنامه‌های مخصوص به خود است؛ اما به دلیل اهمیت بنیادین این دو نهاد باید بین آن دو، وحدت و هماهنگی سازمانی برقرار شود تا هر یک به تقویت حرکت دیگری کمک کند.

۵٫ پنجمین رویکرد،«وحدت عملی» یا پراگماتیک است. در این دیدگاه؛ مسأله مورد تأکید آن است که حوزویان و دانشگاهیان در مسیر عملی و فعالیّت اجتماعی‌شان با یکدیگر همراه و متحد شوند تا بتوانند با تقویت یکدیگر به جامعه خدمت کنند.

البته به رویکردها و تحلیل‌های یادشده می‌توان دیدگاه‌های دیگری همچون وحدت علمی، وحدت سیاسی، وحدت راهبردی یا استراتژیکی و… را اضافه کرد که به سبب پرهیز از اطاله کلام خودداری می‌شود؛ اما با این همه باید پرسید منظور از وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟(۱)

رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند:«وحدت حوزه و دانشگاه؛ یعنی وحدت در اهداف کلى، وحدت در کامل ساختن این ملت و این کشور و حرکت با یکدیگر و عبور در دو خط موازى، بدون اصطکاک با هم؛ یعنى هر دو، کار خودشان را بکنند؛ اما براى یک هدف و آن هدف، ساختن و کامل‌کردن ملت و کشور ایران است. این‌‌گونه باید حرکت کرد.

وحدت حوزه و دانشگاه؛ یعنى وحدت در هدف. هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه‌ اسلامى پیشرفته‌ مستقل، جامعه‌ امام، جامعه‌ پیشاهنگ، جامعه‌ الگو، ملت شاهد ـ ملتى که مردم دنیا با نگاه به او جرأت پیدا کنند، تا فکر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پیاده کنند ـ حرکت نمایند.» (۲)

آیت الله مصباح یزدی در تعریف وحدت حوزه و دانشگاه می‌گوید:«آنچه معقول است و باید تحقق پیدا کند؛ این است که حوزه و دانشگاه هدف واحدی را در نظر بگیرند و برای تحقق آن دوشادوش هم تلاش کنند. این وحدت با وحدتی که در میان سایر اقشار ملت مطرح است فرقی ندارد. در آن مورد، هیچ کس نمی‏گوید که مثلاً مسگرها آهنگر شوند یا آهنگرها مسگر؛ بلکه منظور از وحدت این است که همه اقشار ملت در یک جهت حرکت کنند و هدف واحدی را دنبال کنند.»(۳)

* آیا وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکی‌شدن این دو نهاد است؟

از ابتدای مطرح شدن بحث وحدت حوزه و دانشگاه، از سوی دشمنان همواره در این زمینه کار شکنی‌های فراوانی صورت گرفته است. عده‌ای اصل طرح را زیر سؤال می‌برند، گروهی سعی در ناکارآمد‌بودن این طرح دارند و عده‌ای هم‌ با مطرح‌کردن مسائل انحرافی‌ و ایجاد بلوا و جنجال سعی می‌کنند از مطرح‌شدن و به نتیجه رسیدن این طرح جلوگیری کنند.

یکی از مسائلی که دشمنان برای به انحراف‌کشاندن وحدت حوزه و دانشگاه مطرح می‌کنند؛ این مطلب است که وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکی شدن آنها است.

رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این شبهه این‌گونه سخن می‌گویند:«وحدت حوزه و دانشگاه عبارت از این است که ما این دو کانون علمى، این دو مرکز تعلیم و تعلم را از لحاظ اخلاق حاکم بر آنها، از لحاظ سیستم و سازماندهى حاکم بر آنها، و از لحاظ برخى از محتواها به هم نزدیک کنیم.» (۴)

وقتى ما«وحدت حوزه و دانشگاه» را عنوان مى‌کنیم، بدیهى است مقصود این نیست که این دو را در عالم واقعیّت به یک چیز تبدیل کنیم؛ زیرا اگرچه در گذشته، در حوزه‌هاى علمیه، همان دروسى خوانده مى‌شد که امروز در دانشگاه‌ها خوانده مى‌شود؛ اما اگر فرض کنیم آن دروس حوزه‌هاى علمیه، همان پیشرفتى را که تا امروز کرده است، مى‌کرد، باز امروز باید به مقتضاى تخصّص و تشعُّب، هر گروه کار و درس خودش را دنبال کند. پس، مقصود این نیست. مبادا بعضى همین موضوعِ به این روشنى و وضوح را ندیده بگیرند و درباره‌ غلط‌بودن شعار وحدت حوزه و دانشگاه قلم‌فرسایى کنند.

این را همه مى‌فهمند که نه امام و نه دیگر بزرگواران نخواستند بگویند که دانشگاه‌ها جمع شوند و قم بروند، یا شعبه‌اى از حوزه‌ قم شوند. یا این‌که حوزه‌ قم جمع شود و بیاید در دانشگاه‌ها حل گردد، یا شعبه‌اى از آنها شود. هیچ‌کس این را نخواست و مطرح نیز نکرد.(۵)

آیت الله مصباح یزدی نیز در تشریح این مسأله می‌گوید: گاهی تصور می‏شود که مراد از وحدت حوزه و دانشگاه وحدت فیزیکی و خارجی است و اکنون که نظام اسلامی به وجود آمده است، نظام دانشگاهی و نظام حوزوی نیز باید در یکدیگر ادغام شوند و تعددی در نظام آموزشی نباشد. سپس این سؤال مطرح می‏شود که این وحدت چگونه باید صورت گیرد؟ آیا باید یکی از آنها حذف شود و دیگری باقی بماند؟ یعنی یکی مثل دیگری شود؛ برای مثال حوزه به دانشگاه تبدیل شود یا به عکس؟ یا این‌که هر دو حذف شوند و نظام تحصیلی جدیدی به وجود آید که بینابین و یا جامع هر دو باشد؛ نه حوزه باشد و نه دانشگاه؛ بلکه جامع امتیازات هر دو باشد؟

به نظر می‌رسد که این بحث از ریشه اشتباه است هرگز کسانی که وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح کرده‏اند، منظورشان وحدت فیزیکی آن دو نبوده است.

وحدت حوزه و دانشگاه نیز به این معنا نیست که مثلاً حوزه از فقه و اصول و سایر علوم خود دست بردارد و به دنبال دروس دانشگاهی برود و یا به عکس؛ دانشگاه از دروس خود دست بردارد و دانشجویان دروس حوزوی بخوانند یا مثلاً دانشگاهی لباس روحانی بپوشد و یا روحانی لباس دانشگاهی. این کارها ممکن است، اما مطلوب نیست؛ زیرا ما به همه این علوم حوزوی و دانشگاهی نیاز داریم و طبعاً گروه‌هایی نیز باید به تحصیل در آنها بپردازند، هم دانشگاهی باید باشد و کار خود را انجام دهد و هم حوزوی؛ ولی در مسائل سیاسی باید باهم هماهنگ باشند و در برنامه‌ریزی‌های علمی مشارکت داشته باشند.

حوزه و دانشگاه باید مثل دو خط موازی با هم حرکت کنند و در مواردی که بین دستاوردهای هر دو تلاقی حاصل می‏شود، باید همکاری‌ها قوی‌تر شود، نه این‌که برخورد و تضادی بین آنها پیش آید؛ مثلاً هدف رشته‏های علوم انسانی و تجربی یکی است و آن تأمین نیازهای علمی کشور است؛ اما هر کدام شیوه خاصی در تحقیق دارد شیوه تحقیق در یکی آزمایشگاهی است در در دیگری مصاحبه، پرسشنامه و … . (۶)

فرزند شهید مفتح نیز این را که منظور از وحدت حوزه و دانشگاه یکی‌شدن این دو نهاد است، رد می‌کند و می‌گوید:«ترقیب و عدم تضاد این دو مرکز، هدف اصلی وحدت حوزه و دانشگاه است؛ به گونه‌ای که گرایش به یک سمت به معنای تضاد دیگری نیست.» (۷)

* راهکارهای عملی برای وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟

عملی کردن وحدت حوزه و دانشگاه ابتدا لازم است تعریف درستی از هر دو مجموعه صورت گیرد و مفاهیم کاربردی، اهداف و ساختار هر یک مورد بازبینی قرار گیرد. و سپس به ارائه راهکار‌ها به صورت مصداقی اقدام و از کلی‌گویی خودداری کرد.

رهبر معظم انقلاب به این مطلب اشاره کرده و می‌‌فرماید: این دو قلمرو علم و روحانیت، باید نخست از هر آن چه با فرهنگ اصیل جامعه‌ اسلامى ما بیگانه است، تطهیر و پاک شوند و نخستین گام در راه وحدت را از این‌جا بردارند.

امتیازات حوزه و دانشگاه باید تبادل شود؛ اخلاص، صفا، ایثار، معنویت، زهد، احترام به سنت‌هاى اصیل و ارزشمند، از یک سو و توجه به واقعیات، دید باز و گسترده، وسعت بینش، نوگرایى مفید، نگرش سازنده و پویا و استفاده از روش‌هاى جدید و کارساز از سوى دیگر مى‌تواند و باید مکمل هم شوند.(۸)

مسأله این است که ما دو نهادِ اصیلِ دانشجویى داریم. یکى متوجّه به کسب علومِ مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآورى در مباحث دینى و نوآورى در فهم مسائل روز و حادث شونده در زندگى است که این حوزه است و کارش عبارت است از تحقیق در مسائل دینى و فراگرفتن احکام الهى در همه‌‌ شؤون زندگى. آن هم نه فقط در آنچه که مربوط به کنج محراب یا کنج خانه است؛ بلکه در قلمرو وسیع زندگى بشر. این گروه، این را باید فراگیرند؛ احکام جدیدش را تحقیق کنند؛ ناخالصی‌ها و ناسره‌ها را از آن بزدایند و آن را با زبان مناسب، در هر جامعه‌اى و هر زمانى و هر مخاطبى، به رساترین شکل ممکن به مخاطبان برساند. این، وظیفه‌ آن نهاد حوزه‌اى است و اسمش‌«حوزه‌ علمیه» است.

نهاد دانشجویىِ دیگر، ناظر به اداره‌ امور زندگى مردم، منهاى مسائل مربوط به دین است. مردم معاش دارند، کسب دارند، ساختمان دارند، راه دارند، جسم دارند؛ شناسایی‌هاى گوناگون لازم است، تحقیق در امور زندگى مردم ضروری است. علوم مختلف و انواع و اقسام دانش‌ها، براى بهتر‌کردن و راه‌انداختن زندگى مردم وجود دارد. این نهاد هم مشغول فراگیرى این دانش‌ها است که اینها را فرا گیرد و در آنها متخصّص و صاحب‌نظر شود؛ درباره‌ آنها تحقیق کند و آنها را براى پیاده‌شدن در جامعه آماده نماید؛ تحقیقات نوِ دنیایى را جذب کند و خودش به نوبه‌ خود، تازه‌هایى در این دانش‌ها بیافریند و به بشریت عرضه کند. این هم یک نهاد دانشجویى دیگر.

حال اگر این دو نهادِ دانشجویى خوب کار کنند و با هم رابطه‌‌ متقابل دوستانه و از خود دانستن یکدیگر داشته باشند، معنایش این خواهد شد که این جامعه، هم دینش و هم دنیایش آباد خواهد شد. آنها جهت‌گیرى زندگى جامعه را تصحیح مى‌کنند؛ اینها حرکات زندگى جامعه را تسهیل مى‌کنند. آنها فکر و ذهن و روح جامعه را آن‌چنان از زشتی‌ها و نادرستی‌ها دور مى‌کنند که بفهمد به کجا باید حرکت کند، و اینها وسیله‌‌ این حرکت را به‌دست او مى‌دهند تا حرکت کند. (۹)

آیت الله مصباح یزدی راهکار‌های عملی وحدت حوزه و دانشگاه را این‌گونه تشریح می‌کند: ما می‏توانیم دو بخش آموزش داشته باشیم؛ یکی آموزش علومی که به صورت مستقیم با دین در ارتباط است یا از دین تغدیه می‏شود و یا دین را تقویت می‏کند و در خدمت پیشرفت دین است، و بخش دوم علومی که به صورت مستقیم با دین سروکار ندارد؛ اما به صورت غیر مستقیم در خدمت دین و متدینین قرار می‏گیرد. هر کدام از این دو بخش آموزش ویژگی‌های خود را دارد، به خصوص با توجه به این‌که روش تحقیق در آن دو بسیار متفاوت است، به طور کلی روش تحقیق در علوم اسلامی نقلی و تاریخی است، برخلاف روش تحقیق در علوم دانشگاهی که عمدتاً تجربی است.

به هر حال، این‌گونه تفاوت‌ها اقتضا دارد که دو نوع آموزش وجود داشته باشد و وحدت هدف سبب ادغام آنها در یکدیگر نمی‏شود؛ چون معنای وحدت هدف این است که هر دو جهت‌گیری واحدی داشت باشند و با یکدیگر احساس بیگانگی نکنند، به یکدیگر کمک کنند، امکانات تحقیق و تدریس را با یکدیگر مبادله کنند، از تجربیه‌های هم استفاده کنند، از نقاط قوت یکدیگر آگاه شوند و بخش‌های قابل اقتباس را از یکدیگر بگیرند و در قسمت خود پیاده کنند و بالاخره در مسائل سیاسی و اجتماعی، هماهنگ باشند. (۱۰)

* موانع وحدت حوزه و دانشگاه کدام است؟

یکی از موانع وحدت حوزه و دانشگاه نبود تعریف مناسب از آموختن علم و هدف آن است. آیا هدف از آموختن علم و دانش‌رسیدن به کمال و بهره‌گرفتن از آن در خدمت به جامعه و مردم است یا تنها هدف کسب درآمد و سود است.

آیت الله جوادی آملی می‌گوید: در عرصه کسب دانش و معرفت نیز بسیاری افراد فکر قارونی دارند و از منطق قارون پیروی می‏کنند؛ زیرا معلّم واقعی را نمی‏بینند و علم را یکسره مرهون تلاش و کوشش و استعداد فردی خویش می‏دانند. غافل از آن‌که در همه دوران تحصیل بر سر سفره احسان معلم واقعی؛ یعنی خداوند نشسته‏اند، چون واهب و ساقی معارف و علوم، حضرت حق جلّ و علا است؛ زیرا قابل به تنهایی از قوه به فعل نمی‏رسد.

این نگرش قارونی در حدّ خود چالش علم و دین را به همراه دارد و مانع همگامی و وحدت حوزه و دانشگاه و علم و دین خواهد بود. تا زمانی که ریشه‏های معایب علمِ موجود، برطرف نشده و غفلت از مبدأ و معاد عالم و منطق قارونی حاکم است نمی‏توان به اسلامی‌شدن علوم امیدوار بود.(۱۱)

وی در جای دیگر می‌گوید: اگر دو نهاد ارجمند پرجمعیت که کثرت آنها حقیقی است، بخواهند به وحدت برسند، با شعار نمی‌شود. وقتی کثرت به وحدت می‌رسد که یک؛ وحدت حقیقی باشد، دو: کثرت حقیقی باشد، سه: ظهور وحدت در کثرت حقیقی باشد، چهار: رجوع کثرت و وحدت حقیقی باشد.

آیت الله جوادی آملی با بیان این‌که منشأ همه‌‌ مشکلات بعد از انقلاب همان شکاف حوزه و دانشگاه است و البته در این بین، راهی هست، اظهار داشت: در زمان انقلاب برخی وزرا فکر کردند با نماز جماعت و دعای کمیل و جدا کردن دختر و پسر،)‌جامعه) اسلامی می‌شود؛ مسلمان تربیت‌کردن غیر از اسلامی کردن است. اگر آسیب ایجاد و حفظ وحدت را بشناسیم، وحدت عملی می‌شود. برخی هم فکر می‌کنند شیمی، اسلامی و غیراسلامی ندارد. این یک خطر است. کسی که عقل را، سهم درک بشر می‌داند و وحی را علوم دینی، عقل را در برابر دین قرار می‌دهد. این تعبیر که عقلی است یا شرعی برای ایجاد همین آفت است. جهان، کتاب تکوینی صاحب قرآن است. اگر با دو بال‌«چه وقتی» خلق کرد و «برای چه» خلق کرد؟ حرکت کنیم، جغرافیای و فیزیک غیراسلامی نخواهیم داشت.

وی‌ با بیان این که وحی چون سیمرغ و علم چون سی مرغ است، گفت: آن‌گاه تعارض علم و دین حل می‌شود. اگر این تعارض را حل نکنیم، این (جلسات) مثل مجلس ترحیم برای شهید مفتح است. اگر این تعارض حل شود چه بگوییم حوزه و دانشگاه و چه بگوییم دانشگاه و حوزه فرقی نمی‌کند و کسی در برابر وحی نمی‌ایستد.(۱۲)

یکی دیگر از موانع وحدت، بدبینی این دو نهاد نسبت به هم است؛ دکتر محمد‌رضا مفتح، فرزند شهید مفتح، در این‌باره می گوید: اصلی‌ترین مانع نگرش غیرمنعطفی است که متأسفانه با گذشت زمان از مبدأ انقلاب در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه رو به افزایش است. به عبارت دیگر احساس می‌شود که مجدداً به دوره‌ای بازگشته‌ایم که حوزه، دانشگاه را یک محیط غیرمذهبی می‌دانست و دانشگاه نیز حوزه را یک محیط غیرعلمی.

وی در ادامه می‌گوید: علت دیگر این مسأله می‌تواند عملکرد دشمنان باشد. عملکرد کسانی که احساس می‌کنند در شکاف بین این دو مرکز علمی است که می‌توانند نیات سوء خود را حاکم کنند.

محمد رضا مفتح، همچنین نبود توفیق کامل در انتقال مفاهیم و فرهنگ انقلاب به نسل‌های بعدی را از دیگر علل عنوان کرد و گفت: این مسأله از دیگر عوامل گسترش افکار غیر منعطف و مانع وحدت حوزه و دانشگاه بوده است. احساس می‌شود که محوریتی که دانشجویان متدین، بسیجی و انجمن‌های اسلامی درگذشته داشته‌اند، جای خود را به کسانی داده که گرایش‌شان به این مفاهیم مقداری کمتر است و این مسأله طبیعی نیست.(۱۳)

* نتیجه

نتیجه مباحثی که از آن یاد شد، این است که بزرگان نظام به این مسأله توجه دارند و مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه وحدت در هدف است و این هدف رشد و پیشرفت جامعه اسلامی است و به هیچ عنوان منظور از وحدت ادغام و یکی‌شدن این دو نهاد نیست.

برای رسیدن به این هدف باید آموختن علم ، یاد‌دادن‌ آن و بهره‌گیری از آن برای رضای خدا و نجات جامعه باشد نه تنهاَ کسب سود و منفعت؛ علم هم به خودی خود راهبردی ندارد، علمی مفید است که در مقابل وحی و شرع نباشد.

دشمنان چون معنای واقعی این وحدت را درک کرده و شناخته‌اند از هر راهی برای به انجام‌نرسیدن آن استفاده می‌کنند. روزی با تحریف، روزی با ناامیدی و نا کارآمدی و … .

منظور از وحدت حوزه و دانشگاه این است که ما راهکارهای عملیاتی و مصداقی را مشخص و بر ‌اساس آن راهکار‌ها تلاش‌، کوشش و حرکت کنیم؛ و‌گرنه این همه سخن معنایی جز سخنرانی در مجلس یاد‌بودِ طراح این طرح ندارد.

——————————————————————————–

۱ـ پایگاه اندیشه قم،

۲ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،

۳ـ همان،

۴ـ همان،

۵ـ پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، بیانات مقام معظم رهبرى‏در دیدار دانشجویان، به‏مناسبت «روز وحدت حوزه و دانشگاه»،

۶ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،

۷ـ همان،

۸ـ همان،

۹ـ پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، بیانات مقام معظم رهبرى‏در دیدار دانشجویان، به‏مناسبت «روز وحدت حوزه و دانشگاه»،

۱۰ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،

۱۱ـ پایگاه تحقیقاتی اسراء،

۱۲ـ پایگاه نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه،

۱۳ ـ همان.

 پ.ن: این مقاله را به سفارش خبرگزاری رسا نوشتم امیدوارم که بتوانم حق مطلب را بیان کنم.

اصل مقاله را از اینجا مشاهده کنید.


وبلاگ طلبه پاسخگو

بدون نظر

وبلاگ طلبه پاسخگو نگاهی به فعالیت طلاب در فضای مجازی؛
وبلاگ طلبه پاسخگو

خبرگزاری رسا ـ وبلاگ«طلبه پاسخگو»، که در سرویس دهنده میهن بلاگ منتشر می‌شود، یکی از وبلاگ‌های مذهبی فعال در دنیای مجازی است که به پاسخگویی مذهبی می پردازد.


حجت الاسلام هادی فلاح، نویسنده وبلاگ طلبه پاسخگو، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، پاسخگویی به شبهات و پرسش های کاربران را مهمترین وظیفه و رویکرد این وبلاگ می‌داند.

وی در ادامه با بیان این که «بیایید پرسشگری را امتحان کنیم» شعار این وبلاگ است، افزود: این وبلاگ فضاییست برای جوانان و تمام کاربران اینترنتی که اگر در سایت ها یا در هر جایی به شبهه و سؤالی برخورد کردند و دوست داشتند جواب آن را بدانند در این وبلاگ مطرح کنند.

این مبلغ اینترنتی اظهار داشت: کاربران از طریق فرم نظرات این وبلاگ و فرستادن ایمیل پرسش های خود را مطرح می کنند، بنده هم با توجه به رسالت طلبگی خودم در سریع ترین زمان ممکن به پرسش های آنان جواب می دهم.

وی با بیان این که حضور طلاب در فضای مجازی حجت را بر کاربران اینترنتی تمام کرده است، خاطر نشان کرد: لازم است افراد به دنبال جواب برای پرسشها و شبهات خود باشند، زیرا یافتن پاسخ برای پرسش ها و شبهات سبب تقویت بنیه ایمانی و اعتقادی و ترک آن سبب ضعف ایمان و اعتقادات می شود.

این پاسخگوی اینترنتی یادآور شد: وبلاگ طلبه پاسخگو، به پرسش ها و شبهات کاربران در در زمینه های مختلفی همچون جهان شناسی، تاریخی، ادیان، خداشناسی، فلسفه احکام، مهدویت، قرآنی، دین پژوهی، کلام جدید، امامت، تشیع، آفریدگار، انسان شناسی و عدل الهی پاسخ گفته است.

در بخشی از این وبلاگ با عنوان«توسل، شرک یا وسیله ای برای تقرب» می خوانیم: «درباره توسل اختلاف نظر وجود دارد، ولی به طور عمده دو دیدگاه در این رابطه مطرح است:
اغلب مسلمانان، به ویژه شیعیان، توسل به انبیا و اولیای الهی را یکی از مصادیق روشن وسیله می دانند، زیرا آن انوار مقدسه و نفوس مطهره، اشرف و افضل مخلوقاتند که به اعلی درجه انسانیت رسیـده و نزدیـک ترین فرد به درگـاه خدا هـستند و پس از مرگشان نیـز در جوار رحمتش زنـده و متنعم اند. بنابراین، توسل به پیامبر و اهل بیت (ع) در نظر این افراد از جمله اسباب و وسایلی است که باعث نزدیکی بندگان به خدایشان می شود و همان گونه که در روایات متعددی آمده، این عمل موجب قبولی طاعات و سرعت بخشیدن به اجابت دعا خواهد بود و مهم ترین راه نجات و رستگاری. از این رو، دعا و نیایش باید با توسّل به معصومان (ع) همراه باشد.

برخی از مسلمانان درخواست حاجت از ائمه (ع) و استغاثه به آن عزیزان را مورد اعتراض قرار داده و دو اشکال عمده بر آن وارد می کنند:
الف. بدعت: مخالفان توسّل، این عمل را نوعی بدعت می دانند که در دین اسلام نبوده و مسلمانان صدر اسلام نیز چنین عملی را انجام نمی دادند.
ب- شرک: برخی از این مخالفان، که وهابیون می باشند، با این قضیه به شکل افراطی برخورد کرده، آن را شرک و عبادت مخلوق می دانند….
طبق آیات قرآن نیز وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خداوند به خاطر او ، به هیچوجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد .
در آیه ۶۴ سوره نساء می خوانیم :و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما؛ یعنی: اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند( و مرتکب گناهی شدند ) به سراغ تو می آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش می کردند و تو نیز برای آنها طلب عفو می کردی ، خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند.
و نیز در آیه ۹۷ سوره یوسف:برادران یوسف از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آنها استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت .
در آیه ۱۱۴ سوره توبه: موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده که تاثیر دعای پیامبران را در باره دیگران تایید می کند.
و «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله.»، ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید، و وسیله ای برای تقرب به او بجویید.»

شایان ذکر است، ساده نویسی و تعداد زیاد بازدیدکنندگان در طول روز از ویژگی های این وبلاگ مذهبی است که از سال ۱۳۸۹ کار خود را آغاز کرده است و تا کنون بیش از ۶۵ هزار بازدید کننده داشته است.

گفتنی است، وبلاگ«طلبه پاسخگو» در در بخش وبلاگ متنی ـ مقاله و پژوهش، سومین جشنواره بین المللی وبلاگ نویسی قرآنی تبریز عنوان سوم را کسب کرده است.

این وبلاگ از نشانی اینترنتی http://t-pasokhgoo.mihanblog.com قابل مشاهده و دسترسی است./۹۱۹/پ۲۰۲/ع


Page 4 of 41234