((با این صوت زیبا قرآن بخوان !))
داستان راستان ۲۷م خرداد ۱۳۸۷((با این صوت زیبا قرآن بخوان !))
یکی از نکات مهمّی که در زندگی ائمه اطهارعلیهم السّلام قابل دقت می باشد، توجّه آن بزرگان، به استعدادِ ذاتی افراد بود و آنان سعی می کردند، نیروها و قوای انسانها را در راه صحیح تربیت کرده و در راستای اهداف الهی، شکوفا سازند، به عنوان نمونه به داستانی که سعد خفاف (یکی از اصحاب راستگوی امام سجادعلیه السّلام نقل می کند، اشاره می کنیم:
((روزی به یکی از اصحاب خاصِّ علی علیه السّلام (ابوعمر ذازان فارسی ) برخورد کردم و دیدم که با صوتی زیبا و لحنی دلربا، قرآن می خواند. گفتم: ((ابو عمر! عجب قرائت نیکوئی داری ! اینگونه قرائت را از که آموخته ای ؟) وی در حالی که تبسمی بر لب داشت گفت: ((من در ایّام جوانی با صدائی شیوا شعر می خواندم؛ آقا امیرالمؤ منین علیه السّلام مرا دید و از حُسن صوت من، تعجب کرد، و فرمود: ای ذازان ! چرا با این صدای زیبا قرآن نمی خوانی ؟
عرضه داشتم: ((یا امیرالمؤ منین ! من از قرآن بقدر آنچه که در نماز خوانده می شود، بیشتر بلد نیستم. )) فرمود: نزدیک من بیا، چون بحضورش شتافتم، چیزهائی در گوشم خواند که نفهمیدم، بعد فرمود: دهانت را بگشا و در آنحال با آب دهان مبارکش دهانم را، متبرک گردانید. بخداوند سوگند ای سعد! بعد از آن لحظه، احساس کردم، تمام قرآن را با اعراب و حمزه و شرائط دیگر، حفظ کرده و می دانم و بعد از آن، در مورد قرآن، به هیچ کس محتاج نشده و نیازی به سؤ ال پیدا نکردم. ))
سعد خفاف می گوید: من این قصه را بر حضرت ابی جعفر امام باقرعلیه السّلام عرضه داشتم، آن بزرگوار فرمود: ذازان راست گفته است؛ همانا امیرالمؤ منین علیه السّلام از خداوند تبارک و تعالی، برای ذازان، به اسم اعظم درخواستِ عنایت کرده است، و هر کس با اسم اعظم، خداوند را بخواند ردّ نمی شود.))
پاسخی بنویسید























دیدگاههای تازه