امام مهدی(عج) در کلام امام محمدباقر (ع)

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۱۷م آذر ۱۳۸۷

امام  مهدی(عج) در کلام امام محمدباقر (ع)

فرات بن ابراهیم در تفسیر خود از امام محمد باقر ( علیه السّلام) نقل نموده است، که آن حضرت ( علیه السّلام) در ذیل تفسیر آیه کریمه فرمودند:

( وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلیِّه سُلطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ اِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً).( آیه ی ۳۳ سوره ی اسراء)

ترجمه آیه:« کسی که مظلوم کشته شده است برای ولی او ( صاحب خون) تسلط قرار دادیم، پس در کشتار اسراف نکند. چون منصور و یاری شده است». حضرتش ( علیه السّلام) می فرمایند: مراد از « مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً» امام حسین بن علی ( علیه السّلام) می باشد، و بقیه آیه مراد امام زمان ( علیه السّلام) است، که نام مبارکشان در این آیه منصور می باشد.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

آیا غیبت مختص امام مهدی (عج) است؟

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲م آذر ۱۳۸۷

آیا غیبت مختص امام مهدی (عج) است؟

ممکن است در اذهان این سئوال نقش ببندد که آیا غیر از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اشخاص دیگری نیز از نظرها غایب گشته اند؟

با مرور تاریخ درمی یابیم که برخی از انبیاء و اولیای الهی نیز به دلایل مختلفی غایب گشته اند که به ذکر نمونه هایی از آن غیبتها می پردازیم :

۱- غیبت حضرت خضر:

به اعتقاد اکثر مسلمین جهان و نوشته مورخان ، خضر پیغمبر از زمان حضرت موسی علیه السلام تا کنون زنده است و کسی از مکان یارانش اطلاعی ندارد . داستان وی با حضرت موسی در قرآن آیات ۵۹ تا ۸۲ سوره کهف ذکر شده است.

۲- غیبت حضرت موسی بن عمران (ع) :

ایشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غیبت هیچ کس از او اطلاعی نداشت و موسی را نمی شناخت، تا زمانیکه خداوند او را برانگیخت و او به دعوت خلق برخاست.

۳- غایب شدن یوسف بن یعقوب :

با وجود آنکه یعقوب پیغمبر بود و به او وحی می شد، ولی از غیبت فرزندش یوسف خبر نداشت و دیگر فرزندانش نیز بی خبر بودند تا اینکه پس از سالها غیبت این راز فاش گردید .

۴- غیبت حضرت یونس :

وقتی قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند . یونس (ع) از میان آنان گریخت و از نظر قوم خود پنهان گشت . خدا او را در شکم ماهی پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بیرون آورده و سالم به سوی قومش بازگردانید .

۵- داستان اصحاب کهف :

اینان به خاطر حفظ دینشان از ترس مردم فرار کرده و ۳۰۹ سال از نظر قوم غایب شده و به حالت ترس به غاری پناه بردند، تا آنکه خدا آنها را از خواب بیدار نموده و به سوی قومشان بازگرداند.

۶- داستان حضرت عزیز :

جریان ایشان در آیه ۲۶۱ سوره بقره آمده که خداوند او و الاغش را صد سال می میراند و بعد او را زنده می گرداند در حالیکه آب و غذایش هنوز باقی و تغییری نکرده است .

۷- غیبت حضرت عیسی:

یهود و نصاری بر کشته شدن ایشان اتفاق نظر دارند، اما خداوند با بیان اینکه او را نکشته و دار نزده اند بلکه مطلب بر آنان مشتبه گشته است ( نساء ۱۵۶ ) ایشان را تکذیب کرد . عیسی بن مریم هم اکنون زنده و غایب است و زمان ظهورحضرت مهدی ارواحنا له الفداه از آسمان به زمین فرود می آید . پیامبر اکرم صلوات الله علیه می فرمایند که در زمان ظهور، حضرت عیسی به امام زمان در نماز اقتدا می کند .

۸- غیبت حضرت ابراهیم :

در زمان تولد حضرت ابراهیم ، آزر منجم ، خبر تولد نوزادی را داده بود که سلطنت نمرود را بر هم خواهد زد . پس نمرود تصمیم به کشتن او گرفت . به شهادت تاریخ بین ۷۷ تا ۱۰۰ هزار کودک پسر در این ماجرا کشته شدند اما نمرود نتوانست ابراهیم را بکشد . مادرش او را در غاری به دنیا آورد و همانجا بزرگ شد . گویند این غیبت ۱۳ سال به طول انجامید.

۹- غایب شدن حضرت صالح :

حضرت صالح بر قوم ثمود که مردمی بت پرست بودند، مبعوث گردید .

شیخ صدوق در کمال الدین ، ج ۱ ، ص ۱۳۶ از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که :

صالح مدتی از نظر قومش غایب شد. صالح در روز غیبت مردی کامل و دارای شکمی هموار ، اندامی زیبا ، محاسنی انبوه و گونه هایی کم گوشت ، میانه رو و متوسط القامه بود. پس از غیبت ، وقتی به سوی قوم بازگشت تغییر کرده بود و او را نشناختند.

این مطالب نمونه هایی چند از غیبت انبیاء و اولیای الهی بود که به عنوان شاهد بر وجود غیبت در زمان قبل از ولی عصر (عج) ارائه گردید.

منبع: http://www.montazar.net

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

پیشگویی غیبت حضرت مهدی (عج)

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲م آذر ۱۳۸۷

پیشگویی غیبت حضرت مهدی (عج)

نخستین کسى که به غیبت امام زمان (ع) اشاره کرده، رسول گرامى اسلام، سپس امیر المؤمنین و سایر ائمه (ع) بودند.

آنان غیبت او را پیش بینى کرده و سر زبان ها انداخته اند. (۱)

پیامبر (ص) فرمود: سوگند به خدایى که مرا براى بشارت برانگیخت، قائم فرزندان من بر طبق عهدى که به او مى رسد، غایب مى شود . هرکس زمان غیبت را درک کرد، باید دینش را نگهدارى کند وشیطان را از طریق شک به خود راه ندهد.. (۲)

امیر المؤمنین (ع) فرمود: آگاه باشید که آن جناب به طورى غایب مى شود که شخص نادان خواهد گفت: خدا به آل محمد احتیاجى ندارد. (۳)

مسلمانان به دلیل همین احادیث، غیبت را براى امام مهدى (ع) ضرورى واز جمله خصایص آن حضرت مى دانستند. لذا بعضى ها که از مهدویت سوء استفاده کرده و خود را مهدى موعود معرفى مى کردند، مقید بودند که تا حدى ویژگى غیبت را نیز براى خود ثابت کنند سید حمیرى مى گوید: من درباره محمد حنفیه غلو کرده و عقیده داشتم که غایب است. تا مدتى به این عقیده غلط بودم تا این که خداوند بر من منت نهاد وبه وسیله امام صادق (ع) هدایت شدم، واز این عقیده برگشته وتوبه کردم.

به هر حال، مسأله غیبت آن چنان بین شیعیان شایع بود که مؤلفان بسیارى درباره آن کتاب ها نوشته اند . و اما کسانى که قبل از ولادت امام زمان (ع) درباره غیبت کتاب هایى نوشته اند عبارتند از : فضل بن شاذان نیشابورى کتاب اثبات الغیبة ابو الحسن طائى جرمى الغیبة، حسن بن على بن ابو حمزه بطائنى الغیبة، ابو الحسن على بن عمر اعرج لغیبة، ابوعلى حسن بن محمد بن سماعة الغیب، ابوالفضل عباس بن هاشم ناشرى الغیبة، ابوالحسن على بن محمد بن على سواق الغیبة، ابو اسحاق ابراهیم بن صالح انماطى الغیبة، عبدالله بن جعفر حمیرى الغیبة والحیرة والغیبة ومسائله، الفترة والغیبة، على بن حسن بن على بن فضال، الغیبة والملاحم، حافظ نعیم بن مادالفتن والملاحم، ابراهیم بن اسحاق احمرى، الغیبة و (۴)

بنابراین، موضوع غیبت حضرت مهدى (ع) امر جدید وناشناخته اى نبوده است تا برخى شیعیان از قبیل عثمان بن سعید براى حفظ موقعیت خویش آن را اختراع کرده باشنداما ویژ گی ها وممیزات دو غیبت : زمان غیبت صغرى محدود بود هفتاد سال به خلاف غیبت کبرى که غیر از خدا کسى از مدت آن اطلاع ندارد.

در دوران غیبت صغرى، استتار و احتجاب امام (ع) همه جانبه وعمومى نبود، بلکه کسانى مانند نواب خاص وبرخى از وکلاى دیگر، مى توانستند با امام در تماس باشند و سؤالات و نامه هاى مردم را خدمت امام ببرند وپاسخ امام را به مردم برسانند، ولى در غیبت کبرى، امام از انتظار مردم پنهان است وباب مکاتبات ومراسلات بسته است.

البته این معنایش این نیست که امکان ندارد دیده شود، بلکه ممکن است حضرت را بعضى از افراد- کما این که با سندهاى معتبر هم نقل شده ببینند. در غیبت صغرى، حضرت چهار نماینده داشت که آنان اقامتگاه حضرت را مى دانستند، ولى در غیبت کبرى چنین نیست. در غیبت صغرى ممکن بود کسى او را ببیند وبشناسد ولى در غیبت کبرى کسى او را نمى بیند، واگر هم ببیند او را نمى شناسد.

باید توجه داشت که پیشوایان دین، با بیان روایات درباره غیبت، نظرشان این بودکه هرگونه شک وتردید را از دل شیعیان برطرف سازند و آنان را براى غیبت طولانى امام خود آماده نمایند تا با غیبت امام انس بگیرند وبا وظایف خود در دوران غیبت آشنا شوند واز روى دلایل قطعى، به وجود غیبت امام خود ایمان راسخ و استوار پیدا کنند .

۱/ سیمای آفتاب، ص۸۴/

۲/ ثبات الهدى ج۶، ص ۳۸۶/

۳/ همان ص ۳۹۳/

۴/ در انتظار ققنوس مقدمه ص ۱۷/

منبع: http://www.montazar.net

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com

ازشهادت پدر تاغیبت حضرت مهدی (عج)

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲م آذر ۱۳۸۷

ازشهادت پدر تاغیبت حضرت مهدی (عج)

 برهه دوم زندگى امام عصر(ع), از زمانى شروع شد که سایه پدر را از دست داد و خود عهده دار منصب امامت گردید.

این دوران, که مى توان آن را دوران حیرت و محنت(۱) شیعیان نامید, بر دوستداران اهل بیت(ع) بسیار سخت گذشت و آنان, آزمون سرنوشت سازى را پشت سر گذاشتند. از یک سو, فرقه ها و نحله هاى گوناگونى پیدا شدند که در رابطه با امامت, افکار و اندیشه هاى متضادى داشتند و مردم را به شبهه و تردید مى انداختند و شیعیان, به دنبال ملجائ و مرجعى مى گشتند(۲), تا بتوانند در این عرصه خطرناک, در پناه او بمانند و از افکار اندیشه خود به دفاع برخیزند.

این مسائله, به اندازه اى شدت یافته بود که مسعودى مى نویسد:

(مردم, پس از امام حسن(ع) بیست طایفه شدند و هریک, بر باور وعقیده اى بودند.(۳))

از سوى دیگر, دشمن احساس کرده بود که امام یازدهم(ع) فرزندى دارد, از این روى در صدد دستگیرى و نابودى وى برآمده بود.

مجموعه این حوادث, فضاى حیرت و سرگردانى را دو چندان مى ساخت و به فرموده امام رضا(ع): (… ولابد من فتنة صمّاء صیلم یسقط فیها کل ولیجة وبطانة وذلک بعد فقدان الشیعة الثالث من ولدى.(۴))

بعد از درگذشت سومین فرزندم[ امام حسن] فتنه فرا گیر و طاقت فرسایى فرا مى رسد که بسیارى از خوبان و نخبگان در آن فرو مى افتند.

در این برهه از زندگانى مهدى موعود(ع), مسائل و حوادثى پیش آمد که جاى بحث و بررسى دارد:

۱/ امامت در خردسالى:

از آنچه تاکنون آوردیم, روشن شد که امام یازدهم(ع) از آغاز ولادت مهدى(ع) دو وظیفه اساسى و حسّاس را عهده دار شد و از انجام آن نیز به درستى به در آمد.

حمایت و حفاظت از امام زمان(ع) در برابر حکومت خون آشام عباسى.

اثبات وجود امام و اعلام امامت او به عنوان امام دوازدهم. حفظ این دو موقف بزرگ, با توجه به سلطه دستگاه جبار عباسى, بسیار دشوار بود.

امام حسن(ع) با تدبیر و تعهدى که داشت, مهدى(ع) را از هرگونه خطر و حادثه اى مصون نگهداشت و در فرصت هاى مناسب, به یاران و دوستان ویژه و مطمئن, امامت و جانشینى او را اعلام کرد.

پرسشى که در این جا مطرح مى شود آن است که چگونه مهدى(ع) در پنج سالگى به امامت رسید و عهده دار این مسؤولیت خطیر و بزرگ گردید. آیا این مسائله جنبه استثنائغ داشت, یا امرى بود معمولى و عادى؟

در باور ما شیعیان, امامت در سنین کم, محذورى ندارد و نمونه هاى دیگرى نیز داشته است.

قرآن مجید, به عنوان محکم ترین سند معارف دینى, از افرادى نام مى برد که در خردسالى داراى حکمت و نبوت شدند. این نشانگر آن است که در میراث پیام آوران الهى, مسائله پیشوایى در کودکى پدیده نوظهور نبوده و نیست: (یا یحیى خذا الکتاب بقوة وآتیناه الحکم صیّباً (۵))

اى یحیى! کتاب را به نیرومندى بگیر و در کودکى به او دانایى عطا کردیم.

درباره نبوت حضرت عیسى(ع) مى فرماید:

(فائشارت الیه قالوا کیف نکلّم من کان فى المهد صبیّاً. قال انى عبدالله آتانى الکتاب وجعلنى نبیّاً)(۶).

به فرزند اشاره کردند, پس گفتند: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن بگوییم. کودک گفت: من بنده خدایم. به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است.

بنابراین, مسائله امامت در سنّ کودکى, نخستین بار نبوده است که مورد اعتراض واقع شده بلکه پیش از امام زمان, دربین انبیا نمونه هاى فراوان داشته و نیز امامان قبل از حضرت: امام جواد و امام هادى(ع) هم درخردسالى عهده دار امامت شده بودند.

۲/ نماز بر پیکر پدر:

امام حسن(ع) در آستانه ارتحال قرار گرفت. چند روزى کسالت شدید پیدا کرد. خلیفه از این امر آگاه شد. و به دستور وى, گروهى از سران دولت و گروهى از پزشکان, به منزل امام یازدهم رفتند, تا ضمن مداواى حضرت و کسب وجهه عمومى, اوضاع و شرایط را زیر نظر بگیرند و رفت و آمدها را به کنترل در بیاورند اگر صحنه مشکوکى در رابطه با جانشینى و امامت پس از امام حسن(ع) دیدند, آن را گزارش کنند(۷).

تا این که در تاریخ هشتم ربیع الثانى, سال ۲۶۰ ه. ق. امام حسن(ع) در شهر سامرا, چشم از گیتى فرو بست و به جوار حق شتافت.

شیخ مفید مى نویسد: (فلما ذاع خبر وفاته صارت سرّ من رائى ضجة واحدة عطلت الائسواق ورکب بنوهاشم والقواد وسائر الناس الى جنازته فکانت سرّ من رائى یومئذ شبیهاً بالقیامة فلما فرغوا من تهیئته بعث السلطان الى ابى عیسى ابن المتوکل یائمره بالصلاة علیه.(۸))

زمانى که خبر وفات امام حسن(ع) پخش گردید, سامرا غرق در عزا شد, بازارها تعطیل گردید, بنى هاشم و ماموران دولت و سایر مردم به سوى خانه امام حرکت کردند.

در آن روز, گویى قیامتى بر پا شد… هنگامى که مقدمات غسل و تشییع تمام شد, حاکم عباسى به فرزند متوکل[ ابو عیسى] دستور داد بر جنازه امام یازدهم نماز بگزارد.

نقل دیگر آن است که پس از درگذشت امام حسن(ع) و غسل و کفن وى, جعفر(برادر امام) در کنار جنازه حاضر شد, تا بروى نماز بگذارد, ناگهان کودکى از لابه لاى جمعیت به جلو آمد و جعفر را از کنار پیکر پدر کنار زد و خود بروى نماز گزارد(۹).

بین این دو نقل مى توان این گونه جمع کرد که بگوییم دو نماز بر جنازه امام حسن عسکرى گزارده شده: در جمع و آشکارا و در خلوت و نهانى.

و این نکته را مى توان از روایت پیشین که بدان اشارت رفت استفاده کرد, راوى مى گوید:

(… فلما صرنا فى الدار اذا نحن بالحسن بن على(ع) على نعشه مکفناً فتقدم جعفر بن على لیصلى على اخیه, فلما هم بالتکبیر خرج صبى… فجبذ برداء جعفر بن على وقال: تائخر یاعمّ فانا احق بالصلاة على ابى فتائخرجعفروقداربدّوجهه واصفر…(۱۰)

[ابوالائدیان] مى گوید: هنگامى که به خانه امام حسن(ع) رسیدیم وى را در حالى دیدیم که کفن شده بود. برادرش جعفر جلو افتاد تا بر جنازه امام نماز بخواند.

هنوز تکبیر را نگفته بود که کودکى بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را از جنازه کنار زد و فرمود: اى عمو کنار بایست که من از تو براى نماز گزاردن بر پدرم شایسته ترم.

جعفر نیز در حالى که رنگ از چهره اش پریده بود, کنار رفت.

از این روایت استفاده مى شود نمازى که امام مهدى(ع) بر بدن امام حسن(ع) خوانده در خانه امام و در میان افراد خاص برگزار شده و این با نماز ابوعیسى که در میان جمع و نماز رسمى بوده است, ناسازگارى ندارد. البته این جمع بندى در صورتى است که بخواهیم مسائله را از جنبه عادى ومعمولى بررسى کنیم. و اما در فرض اعجاز و غیر عادى بودن, نیازى به این مباحث نیست.

(۱)(کتاب الغیبة), نعمانى ۱۸۵/.

(۲) (بحار الائنوار), ج۱۱/۵۱ و ۱۲/

(۳) (مروج الذهب), مسعودى ج۱۹۹/۴/

(۴) (کتاب الغیبة), نعمانى ;۱۸۰/ (کمال الدین) ;۳۷۰/ (سفینة البحار), ج۷۰۳/۲/

(۵) سوره (مریم),آیه ۱۲/

(۶) سوره (مریم), آیه ۲۹/

(۷) (بحارالائنوار), ج۳۲۸/۵۰/

(۸) (همان مدرک); (اصول کافى), ج;۵۰۵/۱ (ارشاد) مفید, ج۳۲۴/۳, مؤسسة آل البیت.

(۱۰و۹) (کمال الدین) ۴۷۵/.

منبع: http://www.montazar.net

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com

آغاز غیبت حضرت مهدی (عج) و داستان سرداب

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲م آذر ۱۳۸۷

آغاز غیبت حضرت مهدی (عج) و داستان سرداب

پس از در گذشت و یا شهادت امام حسن(ع), ماموران خلیفه عباسى حرکت گسترده اى را آغاز کردند و به جست و جوى فرزند و جانشین آن حضرت پرداختند(۱). در هر جا که احتمال وجود امام زمان(ع) را مى دادند, حضور مى یافتند. هدف آنان از هجوم به منزل امام حسن(ع) و اذیت و آزار بنى هاشم, دستگیرى و قتل فرزند امام حسن(ع) بود. این پیگیرى خطرى بزرگ براى آینده امامت بود, که با قد رت و حکمت پروردگار مهدى(ع) از نظرها پنهان گردید و از خطرها به دور ماند.

در آغاز غیبت, میان علما و دانشمندان اختلاف است. سه نظر در آن وجود دارد:

۱/ گروهى مانند شیخ مفید(ره) آغاز غیبت صغرا را از هنگام ولادت حضرت مهدى(ع) به شمار آورده اند(۲); زیرا از همان سالهاى آغازین ولادت, آن حضرت غیبت نسبى داشت و شمارى اندک از یاران, وى را مشاهده کردند.

بنابراین نظر, دوره غیبت صغرا تقریباً ۷۴ سال مى شود, یعنى از آغاز ولادت, تا پایان سفارت آخرین سفیر حضرت.

۲/ برخى بر آنند که غیبت صغرا, از سال ۲۶۰ ه. ق. یعنى سال درگذشت امام حسن(ع) آغاز شد و این مدت, تا شروع غیبت کبرا, دوران آمادگى شیعیان و اُنس آنان به جدایى از امام زمان(ع) نام گرفت. این دوران تقریباً هفتاد ساله, غیبت همه جانبه نبود. سفیرانى رابط بین امام ومردم بودند و مردم با واسطه, پرسشهاى دینى و دنیایى خود را از آن حضرت دریافت مى کردند.

۳/ گروهى آغاز غیبت امام(ع) رااز زمانى مى دانند که ماموران خلیفه به منزل حضرت در سامرا, هجوم آوردند, تا وى را دستگیر کنند و آن حضرت در آن هنگام, در سرداب و همان جا, از دیده ها پنهان شد و تاکنون, در آن جا, بدون آب و غذا زندگى مى کند و روزى از آن جا ظهور خواهد کرد.

این داستان چنان شهرت یافته که وى را (صاحب سرداب) لقب داده اند(۳).

در پاسخ این سخنان باید گفت: در منابع شیعى و کتابهاى امامیه, هیچ نامى از (سرداب) نیست. نویسندگان اهل سنت در نوشته هاى خود بر این نظر اصرار مى ورزند ومتاسفانه این مسائله دستاویز حمله نا آگاهانه برخى از آنان به تشیع گردیده است(۴). پنداشته اند که شیعیان در میانه سرداب, امام خودرا مى جویند و ظهورش را از آن نقطه انتظار مى کشند; از این روى, تهمتهایى به شیعه زده اند و زحمت مراجعه به منابع شیعى را در این زمینه به خود نداده اند.

البته داستان حمله ماموران معتمد عباسى به منزل امام(ع) و برخورد آنان با آب فراوان و دیدن فردى که در گوشه اى نشسته و عبادت مى کند و سپس هجوم به طرف وى و ناکام شدن آنان از دستگیرى وى, در برخى از منابع شیعى آمده است, اما در این نقل, بر فرض صحت سند و دلالت آن: اولاً, از (سرداب) نامى برده نشده است ثانیاً, حمله دیگرى که از ناحیه معتمد صورت گرفته خلاف آن چیزى را که اهل سنت مى گویند, ثابت مى کند زیرا بنابراین نقل, امام(ع) آن محلّ را ترک کرد و از پیش چشم ماموران گریخت و در نتیجه, در سرداب نیست(۵).

منشائ خرده گیریهاى نا آگاهانه برخى به شیعه, در این زمینه, آن است که شیعیان به بخشى از حرم عسکریین در سامرا, یعنى (سرداب) احترام و توجه خاصى دارند و آن را زیارت مى کنند. خاطره هاى امامان خویش را گرامى مى دارند و آن مکان را مورد عنایت قرار مى دهند. و این نه به خاطر آن است که امام زمان(ع) دراین جا مسکن گزیده است و زندگى مى کند, بلکه از آن جهت که زمانى مرکز عبادت و سکونت چند تن از امامان راستین تشیع بوده است.

و ما حب الدیار شقفن قلبى ولکن حبّ من سکن الدیار گذشته از این, بر اساس احادیث فراوانى که در منابع شیعى وجود دارد, شیعیان بر این باورند که امام زمان(ع) در میان مردم در رفت و آمد است و در مراسم حج و مانند آن شرکت مى جوید و مانند یوسف که برادرانش را مى شناخت وآنان وى را نمى شناختند, دوستان خویش را مى شناسد و…(۶) بنابراین, داستان غیبت حضرت مهدى(ع) در سرداب سامرا و زندگى کردن حضرت در آن مکان, بهتان و دروغى بیش نیست و هیچ یک از بزرگان شیعه, چنین باورى نداشته و ندارند.

 (۱)(اصول کافى), ج۵۰۵/۱/

(۲) (ارشاد), مفید, ج۳۴۰/۲/

(۳) (اتفاق در مهدى موعود), سید اکبر قرشى۶۲/ـ ۱۱۱/

(۴) (منتخب الائثر فى الائمام الثانى عشر), صافى گلپایگانى ۳۷۲/, داورى, قم.

(۵) (کتاب الغیبة), شیخ طوسى;۲۴۸/ (بحار) ج۵۱/۵۲/

(۶) (کتاب الغیبة), شیخ طوسى۱۶۴/ .

منبع: http://www.montazar.net

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com


گل نرگس Narcissus دارای حق کپی رایت می باشد .