اسم اعظم الهی

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۷م خرداد ۱۳۸۷

((اسم اعظم الهی ))

 

مرحوم شیخ علی اکبر عماد می نویسد:

((اسم اعظم خداوند تبارک و تعالی، آنهائی است که در اولش، لفظ جلاله (الله ) و در آخرش لفظ (هو) باشد و همچنین، بدون نقطه باشد و در قرآن شریف، در پنج مورد چنین آمده است.

پس بنابراین، اسم اعظم (الله لااله الاّ هو) می باشد. از شیخ مغربی نقل شده که هر کس این پنج آیه را، وردِ خود کند و هر روز یازده مرتبه، به هر نیت و در هر مشکلی - که برایش پیش آید- بخواند، بزودی نیت او برآورده خواهد شد. انشاءالله.

آن پنج مورد در قرآن چنین است:

۱ - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاتَاءْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لانوْمٌ لَهُ ما فی السَّمواتِ وَ ما فی الاَْرْضِ مَنْ ذَاالَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لایُحیطُونَ بِشَئیٍ مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ بِماشاءَ وَسِعَ کُرْسیُّهُ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ وَ لایَؤُدُهُ حِفْظِهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمِ. (بقره / ۲۵۵)

۲ - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ اَنْزَلَ التَّوریةَ وَالاِْنْجیلَ مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنّاسِ وَ اَنْزَلَ الْفُرْقانَ. (آل عمران، ۲، ۳، ۴)

۳ - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلی یَوْمِ الْقیامَةِ لارَیْبَ فیهِ وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدیثاً. (نساء / ۸۷)

۴ - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَهُ الاَْسْماءُ الْحُسنی. (طه / 8)

۵ - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. (تغابن / ۱۳)

شیخ مفید فرموده است: اسم اعظم در سوره فاتحه است و بر اساس ‍ فرمایشِ امام صادق علیه السّلام اگر این سوره را ۷۰ بار، بر مرده بخوانند و روح بر بدن میت برگردد، شگفت آور نیست.

((با این صوت زیبا قرآن بخوان !))

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۷م خرداد ۱۳۸۷

((با این صوت زیبا قرآن بخوان !))

 

یکی از نکات مهمّی که در زندگی ائمه اطهارعلیهم السّلام قابل دقت می باشد، توجّه آن بزرگان، به استعدادِ ذاتی افراد بود و آنان سعی می کردند، نیروها و قوای انسانها را در راه صحیح تربیت کرده و در راستای اهداف الهی، شکوفا سازند، به عنوان نمونه به داستانی که سعد خفاف (یکی از اصحاب راستگوی امام سجادعلیه السّلام نقل می کند، اشاره می کنیم:

((روزی به یکی از اصحاب خاصِّ علی علیه السّلام (ابوعمر ذازان فارسی ) برخورد کردم و دیدم که با صوتی زیبا و لحنی دلربا، قرآن می خواند. گفتم: ((ابو عمر! عجب قرائت نیکوئی داری ! اینگونه قرائت را از که آموخته ای ؟) وی در حالی که تبسمی بر لب داشت گفت: ((من در ایّام جوانی با صدائی شیوا شعر می خواندم؛ آقا امیرالمؤ منین علیه السّلام مرا دید و از حُسن صوت من، تعجب کرد، و فرمود: ای ذازان ! چرا با این صدای زیبا قرآن نمی خوانی ؟

عرضه داشتم: ((یا امیرالمؤ منین ! من از قرآن بقدر آنچه که در نماز خوانده می شود، بیشتر بلد نیستم. )) فرمود: نزدیک من بیا، چون بحضورش شتافتم، چیزهائی در گوشم خواند که نفهمیدم، بعد فرمود: دهانت را بگشا و در آنحال با آب دهان مبارکش دهانم را، متبرک گردانید. بخداوند سوگند ای سعد! بعد از آن لحظه، احساس کردم، تمام قرآن را با اعراب و حمزه و شرائط دیگر، حفظ کرده و می دانم و بعد از آن، در مورد قرآن، به هیچ کس ‍ محتاج نشده و نیازی به سؤ ال پیدا نکردم. ))

سعد خفاف می گوید: من این قصه را بر حضرت ابی جعفر امام باقرعلیه السّلام عرضه داشتم، آن بزرگوار فرمود: ذازان راست گفته است؛ همانا امیرالمؤ منین علیه السّلام از خداوند تبارک و تعالی، برای ذازان، به اسم اعظم درخواستِ عنایت کرده است، و هر کس با اسم اعظم، خداوند را بخواند ردّ نمی شود.))


گل نرگس Narcissus دارای حق کپی رایت می باشد .