پاسخ‌آیت‌الله وحیدبه‌استفتاءدرباره شیعه ‌و‌سنی

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۶م آبان ۱۳۸۷

پاسخ‌آیت‌الله وحیدبه‌استفتاءدرباره شیعه‌و‌سنی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر ایت الله وحید خراسانی ، در پی ارسال برخی سوالات در خصوص کافر خواندن شیعیان توسط برخی از علمای وهابی و اینکه ایا شیعیان نیز متقابلا میتوانند اهل سنت را کافر بدانند ؟ این سوال که بصورت یک استفتاء به دفتر معظم له ارسال گردیده است اینگونه پاسخ داده شد :

بسمه تعالی

ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی می کنند و آنها ما را کافر می دانند و می گویند شیعه کافر است در اینصورت آیا ما هم می توانیم با آنها معامله به مثل کنیم و همانطوری که آنها ما را کافر می دانند ما هم با آنها معامله کفار کنیم. مستدعی است وظیفه شرعی ما را در مقابل این حملات بیان کنید.

امضاء: جمعی از مؤمنین

جواب: بسم الله الرحمن الرحیم

هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم بدهد مسلمان است، و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری است محترم است.

و وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آنها به ناحق با شما رفتار کردند شما از صراط مستقیم حق و عدل منحرف نشوید، اگر کسی از آنها مریض شد به عیادت او بروید، و اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید، و اگر حاجتی به شما داشت حاجت او را برآورید، و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: « و لایجرمنکم شنأن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی » و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود: « و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا » و السلام علیکم و رحمه الله.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com

دانلود کتاب وهابیت بر سر دو راهی

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۱۳م آبان ۱۳۸۷

وهابیت بر سر دو راهی

تالیف حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

شواهد و قراین نشان مى دهد که عمر وهّابیگرى افراطى به سر آمده و طرفداران و حامیان خود را به سرعت از دست مى دهند. زیرا در بطن اصول وهّابیّت تندرو امورى نهفته است که قابل بقا در دنیاى امروز نیست. کتاب حاضر به شرح این اصول مى پردازد. این کتاب به زبان عربى نیز چاپ و منتشر شده است.

متن کتاب را می توانید از اینجا دانلود  نمایید.

دانلود کتاب پیدایش باب و بهاء

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۱۲م آبان ۱۳۸۷

نام کتاب: پیدایش باب و بهاء

مترجم: حیدر بهرمن

بکوشش: سعید همایون

طرّاحی جلد: محمّد مهدی همایون

شمارگان: ۳۰۰۰

نوبت چاپ: اول  زمستان ۸۶

ناشر: موسسه‌ی فرهنگی و هنری گل نرگس مرودشت

مراکز پخش: قم

 فارس: مرودشت، مؤسسه‌ی فرهنگی و هنری گل نرگس مرودشت

جنب مسجد حضرت صاحب الزّمان  علیه السّلام  

ص. پ.  ۳۷۳/۷۳۷۱۵                تلفن: ۳۳۳۴۰۰۲/۰۷۲۸

این کتاب را می توانید از اینجا دانلودنمایید.

آیا بهائیت می تواند یکی از شعبه های تشیع باشد؟

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۶م آبان ۱۳۸۷

آیا بهائیت می تواند یکی از شبعه های تشیع باشد؟

برای روشن شدن اصل پاسخ ذکر دو نکته حایز اهمیت است:

۱/ افراد یا گروهی می توانند در صف تشیع قرار گیرند که اعتقادات شیعه را داشته باشند و شیعه در اصطلاح به کسانی اطلاق می شود که به امامت و خلافت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقد باشند که از طریق نص جلیّ و خفیّ ثابت شده است و امامت را حق او و فرزندان او بداند.[۱]

۲/ بررسی اعتقادات بهائیت: سران بهائیت و کسانی که از آنها تبعیت کردند دارای اعتقادات متفاوتی بودند که به برخی از آنها به صورت ذیل اشاره می شود:

الف: ادعای مهدویت: رهبران بهائیت (باب و بهاءالله) بعد از ادعای بابیت، خود را مهدی موعود معرفی کردند و گروهی هم از آنها پیروی کردند. باب در سن ۲۵ سالگی ادعای مهدویت کرد چنانچه صاحب کتاب (کواکب الدریه) در صحفة ۷۹ می نویسد: «باب در کنار کعبه ادعای خود را اظهار کرد و گفت: ای مردم، سن همان قائم و امام زمانم که در انتظار او هستید.»[۲] و همچنین بهاءالله نیز ادعای مهدویت و امامت کرده است چنانچه گفته: «من آن کسم که هزار سال انتظار مرا می کشیدید.»[۳]

ب: ادعای نبوت: جناب «باب و بهاء» بارها در کتابهای خود ادعای نبوت کرده اند مثلاً: باب در نامه ای که به مفتی بغداد «سید محمد آلوسی» می نویسد، آشکارا نبوت خود را اظهار می کند و می گوید: «بتحقیق مبعوث کرد مرا خداوند آنطوری که محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را مبعوث کرد.»[۴] و همین ادعا را بهاءالله بارها در کتابها خود اظهار کرده، چنانچه در کتاب (اقتدار) صفحة ۲۱۲ به پیامبری خود چنین اشاره کرده است: «ای خدای من آنان را دعوت نکرده ام جزء به چیزی که تو مبعوثم کرده ای و اگر گفتم بیایید به سوی من، نظری نداشتم جز چیزی که تو به او اظهار ساخته ای و مبعوث کرده ای.»[۵]

ج: ادعای اولوهیت: آخرین ادعای اینها الوهیت است که عده ای هم از اینها پیروی کردند. مثلاً باب در نامه ای که به صبح ازل می نویسد در آنجا خود را خدا معرفی می کند و یا در کتاب (بیان فارس) باب اول واحد اول می گوید: «من خدا هستم، جزء من خدائی نیست و من پروردگار همة پدیده ها می باشم»[۶] و همین ادعا را بهاءالله در کتاب بدیع صفحة ۱۵۴ و در کتاب مبین صفحة ۲۸۶ چنین اظهار کرده است: «بدرستی که من الله هستم و نیست الهی غیر از من چنانچه نقطة اولی (باب) قبل از من گفته است.»[۷]

با توجه به این نکاتی که ذکر شد، باید گفت اعتقادات بهائیت طوری است که بخودی خود اینها را از اسلام و از مذهب تشیع خارج می کند. و حتی نمی توان آنها را پیرو هیچ دین الهی شمرد. چون گروه یا افرادی می توانند از تشیع باشند که حداقل در برخی از اصول اعتقادی وجه اشتراکی با هم داشته باشند. و حال آنکه بهائیت براساس آخرین ادعای خود (امامت، نبوت و خدائی) به هیچ وجه نمی تواند از شیعیان محسوب شود. بلکه از حوزه اسلام نیز خارج اند و حتی با ادیان غیر الهی نیز هیچ سنخیتی ندارد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱/ شناخت مذاهب اسلامی، ج ۲، واحد تدوین کتب درسی.

۲/ بهاء چه می گوید، جواد تهرانی.

۳/ بهائیان، سیدمحمدباقر نجفی، بهائیان.

۴/ بهائی از کجا و چگونه پیدا شد، سیدحسن کیائی.

۵/ بهائیت دین نیست، ابوتراب، هدائی همدانی.

——————————————————————————–

[۱] . ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، چاپ اول، ناشر، دفتر تحقیقات و تدوین کتب درسی، ۱۳۷۷، ص ۳۶/

[۲] . فضائی، یوسف، بابیگری و بهائیگری، چاپ تهران، ناشر مؤسسة مطبوعاتی غربی، بی تا، ص ۹۲/

[۳] . محمدی اشتهاردی، محمد ارمغان استعمار، قم، ناشر نسل جوان، چ اول، ت ۱۳۹۷ ق، ص ۱۶۷/

[۴] . فضائی، یوسف. بابیگری و بهائیگری، ناشر مؤسسه مطبوعاتی غربی، چاپ تهران، ص ۹۲/

[۵] . همان، ص ۱۵۹/

[۶] . محمدی اشتهاردی، محمد، ارمغان استعمار، ص ۱۶۷/

[۷] . دکتر، ج، م، ت محاکمه ص ۷۲، نشر بی نا، ت ۱۳۴۴ ش.

منبع: مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه

با چه ادله ای می توان بهائیت را دین جدید دانست؟

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۶م آبان ۱۳۸۷

با چه ادله ای می توان بهائیت را دین جدید دانست؟

دین یکی از اصطلاحات بشری است که معنایش به ظاهر ساده، ولی به هنگام تعریف، سخت می نماید. به همین دلیل دانشمندان علوم انسانی تعریف های متعدد و فراوانی از آن ارائه داده اند. علت این امر «تنوع بسیار زیاد ادیان در جوامع بشری است. دانشمندان برای پیدا کردن یک یا چند وجه اشتراک در تعریف ادیان کوشیده اند، ولی کارشان به جایی نرسیده است، این امر موجب شده است که تعریف های بی شماری برای دین ارائه شود که هیچ کدام از آنها جامع و مانع نیست. برخی گفته اند دین به معنای اعتقاد به یک امر قدسی است و برخی آن را ایمان به موجودات روحانی دانسته اند. گروهی دیگر گفته اند: دین عبارت است از ایمان به یک یا چند نیروی فوق بشری که شایسته اطاعت و عبادت هستند.»[۱]

اگر مبالغه نباشد می توان ادعا کرد که به تعداد دانشمندان صاحب نظر در علوم انسانی برای «دین» تعریف وجود دارد. و شاید به همین دلیل برخی از نویسندگان به جای شمردن تک تک تعاریف دین که کاری سخت می نماید، به دسته بندی این تعریف ها و ذکر آنها بسنده کرده است.[۲]

حال اگر ما بخواهیم بدانیم که آیین بهائیت، «دین» است یا نه؟ و اگر دین است، دلیل آن چیست؟ باید ابتداء دیدگاه خودمان را در مورد تعریف دین تبیین کنیم تا در ادامه بحث دچار تناقض گوی نشویم.

تعریف اول: اگر قبول کنیم که دین یعنی «آن چه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به سوی آن دعوت نموده است»[۳] در این صورت آیین بهائیت نمی تواند یک دین باشد.

تعریف دوم: اگر دین را به معنای «ایمان به یک یا چند نیروی فوق بشری که شایسته اطاعت و عبادت هستند.»[۴] یا آن گونه که در برخی از آیات قرآن اشاره شده، به معنی مسلک بدانیم،[۵] در این صورت آیین بهائیت نیز یک دین به شمار می آید و دلایل این ادعا نیز چنین می تواند باشد.

۱/ در آیین بهائیت میرزا حسینعلی بهاء و امثال وی را فردی فوق بشری و شایسته اطاعت می دانند.

۲/ همان گونه که مشرکان مسلکی داشته و آداب و رسومی را در زندگی خود رعایت می کردند، بهائیان نیز مسلک خاص خود را داشته و در زندگی روزمره خود بدان عمل می کنند.

بنابراین از مطالب یاد شده می توان نتیجه گرفت که دین دانستن آیین بهائیت بستگی تامی دارد به تعریف ما از دین؛ زیرا هر تعریف را انتخاب کنیم نتیجة جداگانه ای را خواهیم گرفت.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱/ کلام جدید، عبدالحسین خسروپناه.

۲/ ادیان زنده جهان، رابرت.۱/ هیوم.

۳/ فرهنگ و دین، میرچا الیاده.

——————————————————————————–

[۱] . توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، انتشارات سمت، چ اول، ۱۳۷۹، قم، ص ۱۳/

[۲] . خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه، چ اول، ۱۳۷۹، قم، ص ۲۹ تا ۴۳/

[۳] . همان، ص ۳۷/

[۴] . آشنایی با ادیان بزرگ، ص ۱۳/

[۵] . لکم دینکم وَلِی دین: کافرون، ۶/

منبع: مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه


گل نرگس Narcissus دارای حق کپی رایت می باشد .