همسرداری، آیت الله ابراهیم امینی

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۳م دی ۱۳۸۷

پیش گفتار

همه پسران و دخترانى که به سن رشد و بلوغ مى رسند بزرگ ترین آرزوى شان این است که ازدواج کنند، با تشکیل زندگیِ مشترک زناشویى، استقلال و آزادى بیش ترى به دست آورند و یار و مونس و محرم رازى داشته باشند. آنان ازدواج را آغاز زندگى سعادتمندانه خویش مى دانند و برایش جشن مى گیرند.

انتخاب همسر و تأسیس زندگیِ مشترک خانوادگى یک خواسته طبیعى است که در وجود انسان ها نهاده شده است. و این خود یکى از نعمت هاى بزرگ الهى است. به راستى آیا غیر از کانون گرم خانوادگى جایى را مى توان سراغ داشت که براى جوانان پناهگاه مطمئنى باشد؟ علاقه به خانواده است که انسان را از افکار پراکنده و اضطراب هاى درونى نجات مى دهد. در آن جاست که مى توان یار و مونسى با وفا و مهربان پیدا کرد و در شداید و گرفتارى ها یار و غم گسار یک دیگر بود. پیمان مقدس زناشویى رشته اى است آسمانى که قلب ها را به هم پیوند مى زند، دل هاى پریشان را آرامش مى دهد و افکار پراکنده را به سوى یک هدف متوجه مى سازد. خانه، جایگاه عشق و محبت، کانون انس و مودّت و بهترین آسایشگاه است. خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت بزرگ چنین یاد مى کند:

از خود شما براى تان همسران آفرید تا با آن ها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید. و در میانتان دوستى و مهربانى افکند. و در این موضوع براى اندیشمندان آیات و نشانه هایى است..

پیغمبر اسلام (ص) فرمود:

مردى که زن نداشته باشد مسکین و بیچاره است گرچه ثروتمند باشد. و زنى که شوهر نداشته باشد مسکین و بیچاره است گرچه ثروتمند باشد.(۱)

و در جایى دیگر فرمود:

بنایى در اسلام پایه گذارى نشده که نزد خدا محبوب تر و عزیزتر از ازدواج باشد.(۲)

حضرت صادق (ع) از مردى پرسید:

آیا همسردارى؟ عرض کرد: نه. حضرت فرمود: دوست ندارم یک شب بى همسر بمانم گرچه مالک تمام دنیا باشم.(۳)

آرى، خداى مهربان یک چنین نعمت گران بهایى را به بشر عطا کرده است، اما افسوس و صد افسوس که او از این نعمت بزرگ قدردانى نمى کند و چه بسا به علت نادانى و خود خواهى، این کانون مهر و مودت را به زندانى تاریک، بلکه جهنمى سوزان تبدیل مى سازد که دیگر اعضاى خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن زندان تاریک به سر برند و یا پیمان مقدس زناشویى متلاشى شود.

اما اگر زن و شوهر به وظایف خویش آشنا بوده و به آن ها عمل کنند، محیط خانه، مانند بهشت، باصفا و دوست داشتنى خواهد شد.

عوامل مختلفى در به وجود آمدن اختلاف هاى خانوادگى نقش دارند; عواملى هم چون مسائل اقتصادى، تربیت خانوادگى، محیط زندگى و دخالت هاى بى جاى دیگران. اما به عقیده نگارنده، مهم ترین عامل ناسازگارى و اختلافات داخلى، آشنا نبودن زن و شوهر به وظایف زناشویى خود و عدم آمادگى براى ایجاد زندگى مشترک است. براى بر عهده گرفتن هر مسئولیت و انجام هر کارى، آشنایى و آمادگى، شرطى اساسى است و کسى که اطلاعات کافى و آمادگى قبلى نداشته باشد نمى تواند کارى را به گونه اى مطلوب انجام دهد. از این روست که براى تصدیِ هر مسئولیتى کلاس هاى کارآموزى برگزار مى شود.

 

براى زندگى مشترک زناشویى نیز تخصص و آمادگى و اطلاعات کافى لازم است. مرد باید از طرز تفکر همسرش و خواسته هاى درونى او، مشکلات زندگى زناشویى، و روش رویارویى و حل آن ها، آداب معاشرت و… اطلاعات کافى داشته باشد. باید توجه داشته باشد که زن گرفتن به معناى جنس خریدن و یا کلفت گرفتن نیست، بلکه به معناى پیمان وفا دارى بستن،

صداقت، محبت ورزیدن و همکارى و شرکت در زندگى مشترک خانوادگى است.

زن نیز باید به طرز تفکر شوهرش و خواسته هاى درونى او توجه داشته باشد و بداند که شوهر داشتن به معناى نوکر گرفتن و تأمین بدون قید و شرط خواسته ها و آرزوهاى درونى نیست، بلکه پیمان همکارى و تشریک مساعى است و براى رسیدن به این هدف مقدس، گذشت، فداکارى، همکارى و تفاهم لازم است.

با این که ازدواج تأثیر به سزایى در سرنوشت انسان دارد و با این که براى این مهم، اطلاعات لازم و آمادگى روحى و اخلاقى ضرورى است، اما متأسفانه جامعه ما در مورد این مسئله حیاتى غفلت دارد. آن اندازه که به جهاز و مهر و زیبایى و شخصیت پدر و مادر توجه دارند، به آمادگى براى زن دارى و شوهر دارى و تشکیل زندگیِ مشترک توجه ندارند و این مسائل را شرط نمى دانند. دختر را به خانه بخت مى فرستند با این که راه و رسم شوهر دارى و کدبانوگرى را نیاموخته است. پسر را زن مى دهند با این که از همسردارى و سرپرستى خانواده اطلاعى ندارد.

دو جوان کم اطلاع و بى تجربه وارد زندگى نوین مى شوند. از این رو، مشکلات فراوانى به وجود مى آید، اختلافات و ناسازگارى ها و قهر و مشاجرات شروع مى شود. دخالت پدر و مادرها نیز چون از روى عقل و تدبیر نیست، نه تنها مشکلى را حل نمى کند، بلکه اختلافات را عمیق تر و ریشه دارتر مى سازد. دوران اول ازدواج، دورانى پرآشوب و بحرانى است. بسیارى از زندگى ها در همین دوران به جدایى کشیده مى شوند. بعضى از آن ها نیز با حفظ صورت ظاهرى زندگى مشترک، تا پایان عمر به صحنه کشمکش و زورآزمایى تبدیل مى شوند. بعضى از خانواده ها هم پس از مدتى، کوتاه یا دراز، با اخلاق و رفتار یک دیگر آشنا مى شوند و آسایش و آرامش نسبى پیدا مى کنند.

اى کاش براى جوانانى که در صدد ازدواج هستند کلاس هایى جهت آموزش مسائل ازدواج برگزار مى شد و براى زندگى مشترک خانوادگى آماده مى شدند، آن گاه اقدام به ازدواج مى کردند.

نگارنده با توجه به این نیاز اجتماعى و احساس ضرورت آن، کتاب حاضر را نگاشته است. در این کتاب، مشکلات و مسائل زناشویى بررسى شده و با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر (ص) و ائمه معصومین(ع) و نیز با استفاده از آمار عمومى و تجربه هاى شخصى، تذکرات و راهنمایى هاى لازمى ارائه گردیده است.

نگارنده مدعى نیست که با خواندن این کتاب، همه مشکلات خانوادگى حل و فصل خواهد شد; اما امیدوار است که خواندن این کتاب و به کار بستن مطالب آن، در حل بسیارى از مشکلات به خانواده ها کمک کند. از دانشمندان و خیرخواهان نیز انتظار مى رود که ضرورت این موضوع را دریابند و با اقدامات جدى و مؤثر، خانواده ها را از پریشانى و نابه سامانى نجات بخشند.

(۱)روم(۳۰) آیه ۲۱/

(۲)مجمع الزوائد، ج۴، ص۲۵۲/

(۳)بحار الأنوار، ج۱۰۳، ص۲۲۲/

(۴)همان، ص۲۱۷/ 

همسرداری

نویسنده: آیت الله ابراهیم امینی

اختلافات دوران نامزدی

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۷م آذر ۱۳۸۷

دانشجو و ۲۱ساله هستم و همسرم دبیر پرورشی است و دوران عقد را پشت سر می گذاریم به دلیل حذف ترم و به دست نکردن حلقه ازدواج در یک مراسم، شوهرم با من قهر کرد و دیگر به هبچ وجه حاضر نمی شود با من حتی صحبت کند و من بارها نزد وی رفته اما او حرف من را گوش نمی کرد و اکنون صحبت از طلاق است و من راضی به این امر نیستم و اکنون ۸ ماه است که این وضع وجود دارد آیا باید صبر کنم یا اگر اقدامات قانونی که بهتر است انجام دهم به من بگویید لطفا مرا راهنمایی کنیدتا از این وضعیت رها شوم؟

ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال، همواره مورد تأیید بوده است. ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویا است که از ویژگی های خاصی برخوردار است. همچنین توجه به کانون خانواده و روابط گرم و تعاملات میان فردی که می تواند موجب رشد و پیشرفت افراد گردد، از جمله اهداف و نیازهای ازدواج محسوب می شود. با وجود پیامدهای مثبت همسرگزینی، متأسفانه بسیاری از همسران اینک در برقراری و حفظ رابطه های دوستانه و صمیمی با هم دچار مشکل شده اند و در بیشتر اوقات به کمک متخصصین نیاز دارند.

خواهرم، نامه تان را خواندم و بسیار متأسف شدم که در این چند ماه ناراحتی های زیادی برای شما ایجاد شده و روح و روان شما را آزرده کرده است. دختر خانمی مثل شما که باید در این مدت دوران عقد بهترین و لذت بخش ترین ایام زندگی اش را تجربه کرده باشد، در ناراحتی و اضطراب و افسردگی بسر برده و از طرف نزدیکترین کس به خودش یعنی همسرش مورد بی مهری قرار گرفته است. از مطالب شما به دست می آید که تا حدود زیادی هم از ادامه زندگی و برطرف کردن مشکلاتتان ناامید شده اید و افکار جدایی و طلاق را در سر می پرورانید. در حالی که این طور نیست و مشکل شما قابل حل است به شرطی که از راه صحیح وارد شوید. البته ما توصیه های کلی برای بهبودی روابط شما با همسرتان را متذکر می شویم ولی برای ارائه راه حل دقیق لازم است با شوهرتان هم صحبت کنیم و علت رفتارهای او را از زبان خودش بشنویم. شما خود اعتراف دارید که در جریان این مشکل، برخوردهای نسنجیده شما و بعضی از اعضای خانواده تان باعث شد که یک مشکل کوچک، بزرگ شود و لاینجل بماند. ولی همان طور که گفته اند هر زمان که جلوی ضرر را بگیرید منفعت است. شما در ابتدا باید دو کار اساسی انجام دهید:

۱- اول ببینید چه اشتباهاتی در شما باعث شده که شوهرتان تا این اندازه از شما رنجیده شده باشد. مسلما یک اشتباه کوچک مثل فراموش کردن حلقه ازدواج چیزی نیست که باعث نزاع شدید شود بلکه پشت این اتفاق مسائل دیگری که ممکن است بعضی از آنها مربوط به رفتار خود شما باشد بنابراین لازم است کاملا بررسی کنید که عوامل ایجاد کننده این وضعیت چیست؟ به عبارت دیگر چرا شوهرتان امیدش را نسبت به شما از دست داده و چگونه باید جلب اعتماد او کرد؟

۲- شما باید حتما او را متقاعد کنید که در یک فضای سالم و آزاد با یکدیگر صحبت کنید نامه نوشتن و پیغام دادن و امثال آن تأثیری ندارد. گرچه سعی کرده اید با او صحبت کنید ولی به دلایلی موفق نبوده اید. شما باید به این حقیقت توجه داشته باشید که وقتی که با همسرتان مشکل پیدا کردید، نحوه ارتباط شما با ایشان در حل مشکل یا عدم آن بسیار مؤثر است.

ما در اینجا ابتدا عوامل شکست در برقراری ارتباط سالم را برایتان مرور می کنیم، سپس اصول ارتباط جذاب و مؤثر را بیان می نماییم: خطاهای فاحش ارتباطی عبارتند از:

۱- تهدید و اتمام حجت: در هنگام صحبت برای رفع مشکل، هرگز نباید تهدید کرد و خط و نشان کشید زیرا معمولا باعث لجاجت بیشتر طرف مقابل می شود و از ابهت انسان می کاهد.

۲- پیش کشیدن گذشته ها: در هنگام بحث، مطرح کردن گذشته ها کمک چندانی به حل مشکل نمی کردند بلکه لازم است روی مشکل پیش آمده متمرکز شویم.

۳- حمله و توهین به شخصیت یکدیگر: فحش دادن و توهین کردن و به کار بردن کلماتی مثل بدبخت، بیچاره، بی سر و پا و مانند آن، نتیجه ای جز جریحه دار کردن احساسات همسرتان ندارد و علامت ناتوانی شما در حل مشکل است.

۴- تحقیر نقطه نظر همسر: شما با تحقیر نظرات همسرتان در واقع به او می گویید «نظرات تو به اندازه نظرات من مهم نیست و تو اصلا نمی دانی چه می گویی» این کار جز تیره تر شدن روابط نتیجه دیگری ندارد.

۵- دام احساس گناه: یکی از مخرب ترین و بی ثمرترین شیوه های فریب این است که همسرتان را در دام احساس گناه بیندازید تا او را مجبور به رفتارهایی کنید که خلاف میل باطنی است. این کار جز نفرت و انزجار محصول دیگری برای شما به بار نمی آورد.

۶- عوض کردن موضوع: بعضی افراد هنگام بحث مرتب از یک شاخه به شاخه دیگر می روند و روی موضوع اصلی تمرکز پیدا نمی کنند. این کار هم جز اتلاف وقت و سرخوردگی ثمره دیگری ندارد.

۷- عدم درگیری هیجانی: گاهی در گرماگرم جریان حل مشکل به قدری احساس درماندگی می کنید که حواستان را از بحث منحرف می کنید و نشان می دهید که به سخنان او بی اعتنا هستید. مثلا بی اعتنایی خود را با چرخاندن چشم ها و بلند آه کشیدن نشان می دهید. نتیجه این بی اعتنایی هم فاصله گرفتن بیشتر همسر شماست.

۸- خیط کردن: یعنی ضایع کردن طرف مقابل با زخم زبان زدن و تحقیر کردن او که واکنش شدید او را به دنبال دارد و به جای پذیرش سخن شما، حالت تدافعی به خود می گیرد.

هر یک از شیوه های ارتباطی می تواند مخرب و حداقل بی ثمر باشد و موجب شکست گفتگو گردد.

حال پس از کنار گذاشتن شیوه های ارتباطی نادرست، ببینیم روش های صحیح برای تبادل نظر و دست یافتن به تفاهم چیست؟ ما در اینجا فهرست آنها را به طور اختصار می آوریم:

۱- ابراز علاقه نسبت به نقطه نظرهای همسر.

۲- گوش دادن فعالانه به حرف های همسر، طوری که احساس کند سخنانش برای شما مهم است.

۳- استفاده از اظهاراتی که با «من» شروع می شود. زیرا باعث می شود اولا توجه او را بیشتر جلب کند و ثانیا نظرات شما را دقیقا متوجه شود اما استفاده از کلمه «تو» ممکن است سبب خشم او شود یعنی اگر دائم به او بگویید تو این چنین هستی و تو آن چنان هستی، تحمل شنیدن را ندارد.

۴- سؤالات روشن کننده بپرسید، یعنی اگر احساس می کنید مطلبی مبهم است با آرامش و صراحت سؤال کنید.

۵- نقطه نظر همسرتان را برایش تشریح کنید زیرا هم باعث می شود مطمئن شوید که او چه نظری دارد و هم همسرتان مطمئن می شود که منظورش را فهمیده اید. بسیاری از ناراحتی ها به این خاطر است که طرفین خواسته های یکدیگر را نمی فهمند.

۶- ارائه بازخوردهای سازنده: یعنی با اشارت کلامی یا غیرکلامی نشان دهید که کاملا متوجه سخنان او هستید. مثلا در لابلای سخنان او بگویید: «بله»، «درست است»، «موافقم»، «همین طور است»، «کاملا» و…

۷- رک و روراست بودن: سعی کنید نظرات خود را خیلی مختصر و مؤدبانه البته با قاطعیت و بدون پرخاشگری بیان کنید. این کار به شما کمک می کند بهتر سخن یکدیگر را بفهمید و در حل مشکل متمرکز تر باشید.

۸- با نقطه نظر همسرتان همدلی کنید: همدلی یعنی دنیا را از دریچه چشم او بنگرید و احساسی مانند احساس او داشته باشید. فرضا اگر از رفتار برادران شما گله کرد یا از پاره کردن عکسها گله کرد خود را جای او بگذارید و همان احساس را پیدا کنید.

۹- اگر می خواهید در حین بحث و گفتگو، اختلاف کمتری داشته باشید و بحث در فضای آرام تری برگزار شود به اشتباهات خود اقرار کنید، در مورد جریان های نامطلوب و مخرب موجود در روابطتان صحبت کنید، جلوی رفتارهای نامناسب همسرتان را بگیرید. مثلا اجازه ندهید فحش و ناسزا بگوید و مخالفت همسرتان را بپذیرید. یعنی اگر احساس می کنید همسرتان روی نظرش زیاد پافشاری دارد موقتا آن را بپذیرید.

۱۰- از او صادقانه بخواهید اشتباهات شما را بیان کند و علت دلخوری هایش را با صراحت بگوید. شما هم باید با متانت و آرامش گوش بدهید و در صدد توجیه برنیایید.

حال پس از این که اصول ارتباط جاذب را مطرح کردیم به بعضی از رفتارهای جذاب برای بهبود زندگی زناشویی هم اشاره می کنیم. ابتدا سعی کنید آخرین باری را که نسبت به همسرتان احساس عشق و علاقه کردید به یاد آورید و این که چگونه او هم متقابلا این احساس را نسبت به شما داشت. یقینا در چنین فضایی همسران بیش از پیش به هم نزدیک هستند. ما در اینجا چند رفتار عاشقانه را به شما یادآور  می شویم تا وضعیت روابط شما را بهتر کنید. بهتر است بدانید که مردان و زنان در صورت تمایل، به یک اندازه توان استفاده از این رفتارها را دارند. البته پیش از این که به این فنون بپردازیم شما باید قول بدهید که علی رغم بی توجهی همسرتان باز هم رفتارتان را عاشقانه کنید و بی توجهی او تأثیری در شما نگذارد ولی اگر بخواهید منتظر پاسخ او باشید موقعیت چندانی نخواهید داشت.

۱- نقش یک الگو را بازی کنید و با همسرتان همان طور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کند. یعنی رفتاری توأم با احترام، توجه، عشق، همکاری و مهربانی داشته باشید.

۲- هفته ای سه کار خوشایند برای همسرتان انجام دهید. مثلا برایش هدیه ببرید. فرامین او را اجرا کنید، بی دلیل به او شاخه گلی بدهید. به خانواده اش تلفن بزنید و یا از آنها دیدن کنید و به آنها اظهار محبت کنید و… باید آن قدر این کار را ادامه دهید تا روابطتان بهبود پیدا کند.

۳- در مورد کارهای خوب همسرتان ابراز نظر کنید و او را تشویق کنید و حتی الامکان از رفتارهای منفی او چشم پوشی کنید. این کار باعث می شود او شما را انسانی مثبت و نویدبخش ببیند. خصوصا این که ممکن است بعضی از کارهای گذشته شما مثل بی میلی به ادامه تحصیل، فراموش کردن حلقه ازدواج و پاره کردن عکس ها و … از شما چهره ای منفی و افسرده در ذهن او ساخته باشد. شما باید سعی کنی با جملاتی چون «من نگران زندگی مان هستم»، «من امیدوارم بتوانیم با هم مشکلاتمان را حل کنیم» و مانند آن شادابی و نشاط و لیاقت خود را برای زندگی با او نشان دهی.

۴- از لحاظ جنسی با همسرتان خوب باشید و با او شوخی کنید. نداشتن روابط جنسی و سرد مزاج بودن علامت بی علاقگی بین همسران است. تا جایی که ممکن است و از نظر عرفی مشکل حادی نیست خود را نسبت به عشق بازی با او متمایل نشان دهید.

تحقیقات روان شناسان حاکی از این مطلب است که علت اصلی بسیاری از اختلافات زناشویی، نداشتن روابط رضایت بخش جنسی است، برای مردان بسیار مهم است که همسرانشان در رفتارهای جنسی مشتاق باشند و فعالانه شرکت کنند. چه بسا لازم است برای برقراری روابط جنسی موفق اطلاعاتی هم از طریق مطالعه کتاب های مربوطه به دست آورید. به قول یکی از دانشمندان انسان نیازمند است نحوه رفتارهای جنسی را بیاموزد.

۵- شرایطی فراهم کنید تا همسرتان گاهی اوقات با خودش خلوت کند. چه بسا پرحرفی و مزاحمت دائمی برای او کسل کننده باشد.

۶- مراقب سلامتی و تناسب اندام خود باشید و همیشه با ظاهری آراسته و معطر در مقابل او ظاهر شوید.

اینها توصیه های کلی برای بهبود روابط بین همسران بود که ما سعی کردیم با توضیحاتی مختصر خدمت شما ارائه دهیم. فقط از شما می خواهیم به این راحتی به جدایی و طلاق فکر نکنید و برای اصلاح زندگی خود دست از تلاش برندارید.

حتی اگر لازم است از دوستان صمیمی شوهرتان کمک بگیرید و از آنها بخواهید با وی صحبت کنند بدون این که بفهمد شما چنین خواسته اید.

ما مطمئن هستیم به زودی سوء تفاهم ها برطرف می شود و باران عشق دوباره بر زندگی شما باریدن می گیرد به شرطی که صبور باشید و از راه درست اقدام کنید. فعلا به دادگاه و مسائل آن فکر نکنید و بلکه بر خدا توکل کنید و چاره مشکلتان را از خدا طلب کنید.

از جهت قانونی شما می توانید اقدامات زیر را انجام دهید:

۱- تقاضای اداء مهریه:

توجه داشته باشید که درخواست پرداخت مهریه، متفرع بر طلاق نیست، بلکه بلافاصله پس از وقوع عقد و بدون این که رسما وارد زندگی زناشویی شوند از سوی زن قابل مطالبه است و مرد ملزم به پرداخت آن است.

ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی مقرر می دارد: به مجرد عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

دو نکته قابل توجه است:

الف) اگر در نحوه پرداخت مهریه شرایطی مقرر شده باشد مثلا به نحو اقساط و یا عندالتمکن و… براساس شرایط قابل مطالبه است.

ب ) براساس ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی، در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی نصف مهر به شوهر برمی گردد. لذا مالکیت زن نسبت به مهریه به محض وقوع عقد حاصل می شود، لیکن نصف آن به صورت قطعی بر عهده شوهر استقرار می یابد و نصف دیگر مهر به نحو مالکیت متزلزل و ناپایدار است که پس از برقراری رابطه زناشویی پایدار می گردد و تماما قابل دریافت است.

ج ) احیانا (والله اعلم، چون ما به حقیقت قضیه شما واقف نیستم، لیکن براساس اظهارات شما اعلام می کنیم که) شوهر شما قصد دارد مسأله بلاتکلیفی شما را بهانه ای قرار بدهد تا شما بگویید: مهرم حلال، جانم خلاص. لیکن شما بدون درخواست طلاق، درخواست پرداخت مهریه را بنمایید.

۲- تقاضای تعیین تکلیف و حسن معاشرت و شرح عسر و حرج حاصله ناشی از بلاتکلیفی که همسرتان برای شما ایجاد کرده است.

۳- تقاضای نفقه گذشته و آینده براساس ماده ۱۱۰۶ و ۱۱۰۷ قانون مدنی و چون طلب زن بابت نفقه طلب ممتاز است بر سایر دیون و بدهکاری های شوهر مقدم است به مواد ۱۲۰۳ و ۱۲۰۶ و ۱۱۲۹ قانون مدنی مراجعه نمایید.

ضمانت اجرای مدنی نفقه براساس قانون در مواد ۱۱۱۱ و ۱۱۱۲ و ۱۱۲۹ قانون مدنی و بند ۲ ماده ۸ قانون جدید حمایت خانواده مقرر شده است. البته براساس ماده ۱۱۰۸ که مقرر می دارد «هرگاه زن بدون مانع مشروع، از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود» در صدد بهانه گیری برآید، در حالی که مقصود از وظایف زوجیت (مسأله خاص تمکین جنسی است) و نفقه با عقد محقق می شود اثبات نشوز و نافرمانی زن بر عهده شوهر است و شما در ادعای او بر نافرمانی نشوز می توانید ادله خود را اقامه و بیان کنید.

۴- در مرحله آخر (نه همزمان با این موارد) تقاضای طلاق به استناد ماده ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنی.

برای کمک گرفتن و انجام مساعدت می توانید به دادگاه خانواده دادگستری محل سکونت خود مراجعه نمایید و تقاضای مشاوره حقوقی نمایید.

ضمنا برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتابهای حقوق خانواده از جمله کتاب مختصر حقوق خانواده تألیف دکتر سید حسین صفایی و دکتر اسدالله امامی مراجعه کنید.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

بی توجهی به حجاب

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۷م آذر ۱۳۸۷

همسرم به حجابش زیاد توجهی ندارد. چگونه می توانم او را اصلاح کنم ؟

هر انسانی قابل اصلاح است و از راه مناسب می‏توان او را تربیت کرد. همسر شما چون مدتی طولانی در محیطی بوده که نسبت به این مسائل تقید ندارند رفتارش همانند آنان است. برای تغییر در رفتار ایشان:

اولاً؛ بایستی بسیار با مدارا و نرمی برخورد کنید.

ثانیا؛ انتظار تغییر سریع نداشته باشید.

ثالثا؛ با بیان فلسفه حجاب و نتایج دنیوی و اخروی ایشان را نسبت به این موضوع متقاعد کنید.

    ضمنا اگر این تذکرات به صورت غیر مستقیم و یا توسط شخص دیگری باشد احتمال تأثیر بیشتر است.

    در مورد حجاب همان گونه که می‏دانید زمانی می‏توان با آرامش و اعتماد به نفس کافی احکام الهی را مراعات نمود که زیربنای عقیده فرد استوار باشد و با ادله کافی به این نتیجه رسیده باشد که تسلیم شدن در برابر احکام خداوند صراط مستقیم هدایت و شاهراه رسیدن به کمال است. این مقوله جز با اتقان بخشیدن به مبانی فکری آن گاه صفای دل و باطن میسور نخواهد شد. اما فلسفه حجاب:

اولا: چون ما درعقاید خویش برای وحی جایگاهی ویژه قائل هستیم آنچه را که از این طریق به ما برسد با منت می‏پذیریم؛ زیرا می‏دانیم که خداوند جز به مصلحت بندگان خویش فرمان نمی‏راند.

ثانیا: بسیاری از حکمت ها و فلسفه‏های حجاب امروزه روشن شده است:

    الف) پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است. کاوش‏های باستان شناسی نشان می‏دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است وهمه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند.

    ب ) مستور بودن زیباییها و جذبه‏های جنسی زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می‏کند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تامین می‏نماید.

    ج ) برهنگی راهبر به سوی بی‏بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد؛ از جمله:

۱- گسترش فساد و ناهنجاری‏های اجتماعی.

۲- شیوع بیماری‏هایی چون سفلیس، سوزاک، ایدز و… .

۳- سست شدن پیمان مقدس خانواده گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‏های روحی در کودکان.

۴- زیاد شدن فرزندان نامشروع. اینها و ده ها مشکل اجتماعی دیگر عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول می‏کشاند تا آن جا که حتی فریاد متفکرین ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. ولی مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت‏های نورانی‏اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب هایبیشمار قرار داده است. از همین‏رو است که استعمارگران برای تخدیر جوانان، در بند کشیدن آنان وگسترش اهداف ظالمانه خویش از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می‏جویند.

    برای آگاهی بیشتر ر.ک: «فلسفه حجاب» شهید مرتضی‏مطهری.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

نگهداری ازپدر شوهر

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۷م آذر ۱۳۸۷

 مدت شش ماه است که پدر شوهرم مریض است و ایشان هر ۱۵ روز مدت یک هفته و یا بیشتر به مشهد می آیند من خودم دبیرم عصرها باید مطالعه کنم و علاوه بر این همه مدام از شهرستان میهمان می آید به حدی زندگی برایم مشکل شده است که تصمیم به جدایی از شوهرم دارم و حتی حاضرم از بچه ام بگذرم، آیا اینهمه حق آزارو اذیت مرا دارند ، دیگر این که من راضی نیستم که حقوقم را همسرم بردارد در حالی که او بر می دارد و بهتر است بگویم می خواهد دستم خالی باشد، با این مشکل چه کنم و دچار ناراحتی روحی شده ام ولی شوهرم می گوید خودت جوش می زنی . لطفا مرا راهنمایی کنید ؟

خواهر گرامی شما به خاطر زحمات فراوانی و صبر زیادی که دارید اجر والایی دارید و خداوند به شما اجر فراوان می دهد . درست است که شما خسته می شوید چون انجام دو مسوولیت، هم در خانه و هم درخارج از خانه کار مشکلی است  و خانم ها که جنس لطیفی دارند ممکن است خسته شوند،ولی فکر کنید که پدر همسرتان پدر خودتان است، اگر خدای نکرده پدر خودتان بیمار می شد باز هم اظهار خستگی می کردید ؟ حتما که نه ؛ و البته از همسرتان بخواهید  که با خانواده اش صحبت کند و به آنها توضیح دهد که شما به خاطر انجام دو مسوولیت  قادر به میهمانی  دادن زیاد و مکرر نمی باشید، و فقط پدر همسرتان با مادر ایشان یا فقط با یک نفر همراهی  بیاند و لزومی ندارد که، هر دفعه کلی میهمان به منزل شما بیاید و آسایش زندگی تان را  به هم بزند و از  همسرتان صریحا بخواهید که خودش در انجام کارهای مربوط به پدرش کمک کند و او مراقبت نماید و این وظیفه همسرتان است شما وظیفه ای ندارید .ولی اگر انجام دهید کار بزرگی انجام داده اید و اجر والایی  دارید .

اصلا به جدایی فکر نکنید جدایی آخرین راه  است قبل از آخرین راه، هزاران راه دیگر برای حل مسئله وجود دارد.

 در مورد اینکه همسرتان حقوق شما را می گیرند که البته در صورت عدم تمایل شما کار نادرستی می باشد . اگر شما تمایل ندارید ایشان حق ندارند به زور حقوق  شما را بگیرند در صورت تمایل می توانید مبلغی از حقوقتان را برای مصارف خانه و مخارج خانه صرف کنید . و مقداری را برای خودتان پس انداز کنید یا هر طوری  دوست دارید مصرف کنید . ولی هیچ کس حق ندارد حقوقتان را به زور از شما بگیرد اگر این رفتارهمسرتان ادامه می یابد،  حتما با ایشان به مرکز مشاوره مراجعه کنید  تا مشاورین متخصص در این زمینه همسرتان را راهنمایی کنید .

خدواند متعال می فرماید : کسی که در مقابل گرفتاری و مشکلات و گناهان صبر کند اجر والایی به او داده خواهدشد.

 و قطعا اجر این عمل بهشت و نعمت های  اخروی خواهدبود . شما سعی کنید با برنامه ریزی  قسمتی از وقت خود را صرف تفریح نمائید، تا فشارهای زندگی برای شما آسان تر باشد ، توکل به خدا بسیار مهم است  و به شما کمک بسیار زیادی خواهد کرد نکته دیگر اینکه  بدانید آنچه برای همه انسانها لازم و ضروری است بدست آوردن رضای خدای متعال است و شما با صبر کردن  در مقابل مشکلات و توکل داشتن به خداوند متعال ، حتما به رضایت خداوند متعال دست می یابید .

و درضمن توجه داشته باشید (چنانچه گفتید معلم هستید ) امر تربیت فرزندان بسیار مهم است و شما بعنوان یک  مادر  وظیفه سنگین تربیت فرزندان را بعهده دارید و اگر بخواهید آنها را رها کنید ، بدانید که در این جامعه تهاجم فرهنگی تمام آن را گرفته است ، دیگر تربیت صحیح نخواهند شد و معلوم نیست آینده  آنها چه خواهد شد . پس شما به چند علت صبر کنید ،

۱- بدست آوردن اجر بالای معنوی

۲- بدست آوردن رضایت خداوند متعال

۳- تربیت فرزندان و سرپرستی آنها

 ۴- محروم نکردن فرزندان از مهر محبت

توصیه می شود در صورت امکان به واحد مشاوره اداره پاسخگویی مراجعه کنید و مشکل خود را مطرح نمائید تا انشاءالله با دستورات بیان شده ازطرف  اساتید این واحد مشکلات شما حل شود .  ولی فعلا حتما با همسر خودتان صحبت کنید و مشکل خودتان را با ایشان  در میان بگذارید.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

اختلاف با داماد

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۷م آذر ۱۳۸۷

 علی رغم تمایل شوهرم به ازدواج دامادم با دخترم این اتفاق افتاد ولی دخترم و دامادم به این ازدواج راضی بودند. حال از شما می خواهم راه حل هایی و برنامه هایی را برایم توصیه فرمایید تا شوهرم نسبت به دامادم مهربان گردد و محبت بین آنها برقرار گردد؟

امیدوارم پدر در هنگام ازدواج دختر بالاخره راضی بوده باشد. به هر حال اکنون که این ازدواج واقع شده راه ایجاد الفت بین داماد و پدرخانم این است که هم داماد به پدر خانم احترام بگذارد و محبت بسیار کند و هم این که که دختر خانم خودش به پدرش احترام بگذارد و محبت بسیار کند و همیشه پیش پدرش از خوبی های شوهرش و علاقه شوهرش نسبت به خانواده مخصوصا پدر صحبت کند و متقابلا پیش شوهرش از علاقه پدر نسبت به دامادش صحبت کند و سعی کند هرگز چیزی که بین پدرزن و داماد را خراب می کند به اطلاع طرفین نرسد حتی مادر و بقیه اعضاء خانواده همگی سعیشان بر این باشد که بین این پدرزن و داماد ایجاد الفت کنند پیش هر یک تعریف کنندکه دیگری به شما علاقه دارد و از شما خوب گفته است تا الفت بیش از پیش بشود.

ـ قضیه ازدواج دختر شما و دامادتان اتفاق افتاده است وما هم امیدواریم که آن ها زن و شوهر فهمیده ای باشند و زندگی خوبی را دنبال کنند.

ـ شما ودیگران در مورد تمایل مخالفت همسرتان پافشاری نکنید و اصلا نظر من این است که حتما لفظا این که تو دوست نداری و یا دوست نداشتی تکرار نکنید چون همین گفتن ها بی مهری می آورد شما عادی برخورد کنید و عادی باشید.

ـ دختر خانمتان سعی کندبا دعوت از پدرش اورا به منزل خودشان دعوت کند و سعی کند به پدرش در منزل آن ها خوش بگذرد.

ـ شما سعی کنید در برخوردهایتان به همسرتان احترام بگذارید خصوصا در جلوی بچه ها و دختر و دامادتان.

ـ رسیدگی شما به همسرتان بیشتر باشد.

ـ شخصیت هر فرد برای خود فرد احترام یا خدای نکرده بی احترامی می آورد دامادتان با روش خودش که تولید احترام و شخصیت می کند می تواند یک فرد قابل احترام وخدای نکرده اگر رفتاری دارد که او را کوچک می کند یک فرد دور از احترام باشد.

ـ شما به عنوان همسر شوهرتان نکاتی که همسرتان درباره مخالفت همسرتان با ازدواج دخترتان عنوان می کردند باید بدانید آنها را مادرانه و با ظرافت های زنانه به دخترتان بفهمانید و او هم بادرایت سعی کند نکات ضعف همسرش را بررسی کرده و به او در اصطلاح آنها کمک کند که سه مزیت خواهد داشت هم دامادتان رفتارش درست خواهد شد و هم زندگی دخترتان شادی بیشتری خواهد داشت و هم این که همسرتان به دامادش علاقه پیدا خواهد کرد.

در انتها باید بگویم برای خوشبختی زندگی فرزندانتان چه سر نماز و غیر نماز زیاد دعا کنید که خداوند دعای پدر و مادر را در حق اولاد سریع اجابت می کند.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com