عشق به فوتبالیست

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۷م آذر ۱۳۸۷

به نام خدا سلام ، خسته نباشید حقیقت اینه که از یه چیزی دارم می میرم ولی روم نمی شه رو در روی کسی بهش بگم به همین خاطر تصمیم گرفتم با شما صحبت کنم ، خیلی وقته شاید ۴ سال باشه که این اتفاق برام افتاده . یعنی شاید ریشه ی اصلش توی عوالم و فکرهای دوران کودکیم و نوجوانیم باشد . شاید این حالت مرض گونه ی عشقه. الآن چند ساله که عاشق یه فوتبالیست خیلی مطرح ایران شدم و تمام فکر و ذهنم در تمام این دوران فقط او بوده اول خیلی کم و در حد تفریح بود ولی بعد مجنون شدم مجنون اونقدر مجنون که حاضر شدم خودمو یکی دیگه تصور کنم با یه خونواده ی دیگه با یه فرهنگ و با شهر دیگر یعنی یه جورایی نزدیک می شدم ( البته رؤیایی ) . اون فوتبالیست تمام زندگیم شده بود حالا ازدواج کردم با خود گفتم ازدواج کنم از فکرش بیرون می یام ولی نه ، انگار نه انگار . شوهرمو خیلی دوست دارم حتی الآن وقتی پای تلفن یا خونه با شوهرم که خیلی دوستش دارم صحبت می کنم دلم می لرزه می دونین من انگار دو تا عشقو تو دلم جمع کردم ، البته یه چیزی رو بگم من قبل از ازدواج خیلی شوهرمو می خواستم ولی حالا چون ازش دورم از همون اول خواستم که فقط به تنها عشق زندگیم فکر کنم ولی وقتی دیدم غم غربت و دلتنگی امانم نمی ده بازم رفتم درباره ی اون پسره ی فوتبالیست فکر کردم . حالا چند وقتی هست که فهمیدم اون پسره یکی از بدترین و بی بند و بارترین فوتبالیست هاست ولی از اون روز تا حالا احساس بدی دارم شاید براتون مسخره باشه ولی باورم نمی شه ، احساس می کنم شکست خوردم توی زندگیم ، خنده داره نه ، می دونم ، آره خیلی خنده داره ولی از دیوونگی دیگه زندگی برام غیر قابل تحمل شده هم از اون پسره و از همه ی پسرا غیر از داداشم و شوهرم بدم می یاد و هم یه جورایی هنوزم پسره را دوستش دارم وقتی پوستراشو می بینم دلم می لرزه حتی وقتی اسم شهرشو می شنوم دلم می لرزه حتی اگه کسی اسمش یا فامیلش مثل اون باشه باز همین اتفاق می افته و حسابی به هم ریخته ام . راهنمائیم کنید و البته با ذکر این نکته که سعی کنید منو درک کنید و مثل روانشناس های دیگه نگید مریضی ، فکرشو نکن ، یه راه دیگه جلوی پاهام بذارید حاضرم هر وقت خواستید در جواب مکاتبتون مکاتبه کنم و از شما کمک بخوام اطلاعات ریزتری هم بدم ولی خواهش می کنم و امید دارم بعد از خدا به شما . یه چیزی رو بگم از تون خواهش می کنم اگر خواستید توی یه جمعی که مثلاً با آدمای مثل من برخوردید از من و صحبت من حرف نزنید. با رمز عشق کور نیست ! شایدم باشه

قبل از هر چیز ازدواج شما را تبریک عرض می کنیم و امیدواریم گام مثبتی در رفع نیازهای شما و عاملی برای رها شدن از آن افکار مزاحم و خیالی. البته باید توجه داشته باشید بدلیل طولانی بودن آن عشق خیالی و کاذب (از دوران جوانی تا الان) مدتی باید تلاش کنید تا ذهن و دل خود را از ان تخیلات پاک کنید مطمئن باشید اگر همت و پشتکار داشته بر این مشکل غلبه پیدا کنید سعی کنید راهکارهایی که خدمت تان عرض می کنیم دقیقا بکار گیرد.

ا_هرگونه چیزی مانند عکس فوتبالیستها حتی فوتبالیستهای دیگر که ترد شماست یا در اتاق مطالعه شما یا پشت جلد کتابها یتان است, همه را از بین ببرید بگونه ای که هیچ آثاری از آن فرد ترد شما نباشد

۲_ سعی کنید برای مدتی حداقل شش ماه مسابقات فوتبال و خبرهای مربوط به فوتبال را کاملا رها کنید

۳_ارتباط عاطفی خود را با شوهرتان بیشتر کنید و بیشتر با او در تماس باشید.

۴_به خود تلقین کنید که بهترین همسر را دارید و همه انرژی عاطفی خود را در زندگی خانوادگی خودتان هزینه کنید.

۵_ لیستی از کلمات زشت و بد معنی مثل دزد, ظاله, لعنتی,بی آبرو, حیله گر و مکار و خیانت کار و نامرد, بی شخصیت و لاابالی و … را در یک صفحه کاغذ یادداشت کنید و هر وقت فکر او به شما هجوم آورد این کلمات بد را مرور کنید ویک شخصیت صد در صد منفی و مورد تنفر از او درست کنید.

۶_به تصویر او اصلا نگاه نکنید

۷_هنگام تنهایی حتما خودتان به کاری مثل مطالعه مشغول کنید که بفکر شما خطور نکند.

۸_قبل از خواب و هنگام قرار گرفتن در بستر خواب آیاتی از قران را که حفظ هستید مثل سوره کوچک قران آنقدر بخوانید تا خوابتان ببرد.

۹_خود را با واقعیت های زندگی مواجه سازید و از عالم خیال و رویا خود را خارج کنید شرایط سنی شما بگونه ای است که دیگر نبایدخیالاتی باشید و با این حالت باید مقابله کنید و الا دچار مشکل خواهید شد.

۱۰_به امور معنوی مانند نماز, دعا و قرائت قران اهتمام بیشتری بورزید.

۱۱_ ایمان خود را تقویت کنید و عشق خود را به معشوق واقعی که دارای همه خوبیها و کمالات است متوجه کنید و به خود بگویید سایر عشق ها همه مجازی و زود گذر و بد فرجام است بقول شاعر

عشق ها کز پی رنگی بود   عشق نبود عاقبت ننگی بود.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

ازدواج مجدد

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۶م آذر ۱۳۸۷

با سلام من زن دارم ولی زنم با من به سردی رفتار می کند توان مالی من خوب است و برای این که به فساد کشیده نشوم آیا می توانم زن دیگری که این مشکل را ندارد بگیرم ؟ مسلما زن فعلی من از آوردن زن دیگری ناراحت می شود و نیز نمی دانم چطور با سردی او رفتار کنم ؟ چون به نظر من این یک رفتار شخصیتی است؟آیا باید به دادگاه صالحه مراجعه کنم ؟آیا در این حالت آبروی او را نبرده ام؟از طرفی او را دوست دارم.

چه خوب بود مرادتان را از سردی رفتار همسرتان روشن تر بیان می کردید. آیا سردمزاجی وی در عمل زناشویی است یا در روابط عاطفی؟

علاوه بر این باید روشن گردد که آیا دلی یا عوامل این سردی در رفتار وی چیست و نمونه هایی از آن را در سؤالتان ذکر کنید در آن صورت خواهد بود که خواهیم توانست دقیق تر و کاملتر به آن پاسخ دهیم. در عین حال ما در این پاسخ فرض را بر آن قرار می دهیم که روابط خانوادگی و عاطفی دچار مشکل هستید که می توان با راهکارهای پیشنهادی ما، مسأله را حل کنید بخصوص که فرمودید وی را دوست دارم، همین موضوع به خوبی می تواند زندگی مشترکتان را رونق ونشاط بیشتری بخشد و نیازی به مراجعه به دادگاه نباشد.

قبل از مراجعه به دادگاه به مشاوره حضوری بروید تا کم و کیف و ریشه سردی رفتار روشن شود و علل آن خشکانده شود و شادی و نشاط به زندگی تان برگردد. زمانی باید به دادگاه مراجعه کرد که از طریق های عادی نظیر همین مشاوره کتبی یا مشاوره حضوری با متخصصان در امر خانواده نتوان به یک نتیجه مطلوب رسید بنابراین در صورت تمایل با تفصیل بیشتر و ذکر نمونه هایی از سردی رفتار همسرتان برای ما یا برای یک مشاور به طور حضوری، موضوع را دنبال کنید تا نه نیازی باشد که ازدواج مجدد کنید و نه نیازی به مراجعه به دادگاه باشد.

امیدواریم با تفاهم و تشریک مساعی و رعایت حقوق یکدیگر ، زندگی پربرکت و توأم با آرامشی داشته باشید و همانطور که زندگی مشترک خود را با توکل به خدا آغاز کردید، با توکل به او در همه امور، زندگی آن را ادامه دهید ، و مطمئن باشید که هر چقدر توکل و امید شما در زندگی به خداوند بیشتر باشد و رعایت احکام و آداب اسلامی را بیشتر رعایت کنید و به حقوقی که اسلام برای شما تعیین کرده بیشتر ملتزم باشید ، زندگی شما شیرین تر ، با صفاتر و آرامش بخش تر خواهد بود.

 نکته ای که بسیار حائز اهمیت است و باید به آن توجه کنید اینست که وقتی دو نفر با هم ازدواج کردند دیگر «من» و «تو» وجود ندارد و هر دو یک زندگی دارند و باید با هفکری همدیگر این زندگی مشترک را پر بار و زیبا و ثمربخش کنند . اگر زن و شوهر بخواهند دو زندگی برای خود فرض کنند یک زندگی شخصی و یک زندگی مشترک و بعد هم بگویند که ما فقط در زندگی زناشویی و مشترکمان حق نظر دادن و دخالت کردن داریم ولی در زندگی فردی یکدیگر حق دخالت نداریم اشتباه بزرگی مرتکب شده اند و این اشتباه می تواند منشأ مشکلات بسیاری جدی شود و حتی زندگی مشترک آنها را تهدید کند . بنابراین همان طور که در بالا اشاره شد. زن و مرد وقتی پیمان زناشویی و ازدواج بستند و متعهد شدند که یک زندگی مشترکی داشته باشند باید فردیت را کنار بگذارند و همه رفتارهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی علمی و شغلی خود را با زندگی مشترک خود هماهنگ کنند و هیچ چیزی نباید زندگی مشترک آنها را تحت الشعاع قرار دهد. نکته دیگری که حائز اهمیت است و باید در زندگی مشترک رعایت شود رفاقت ، دوستی و صمیمیت زن و شوهر است درست است که زن و مرد هر کدام حقوقی دارند و این حقوق باید رعایت شود ولی باید توجه داشت که زندگی زناشویی یک اداره نیست که افراد آن فقط ملزم به رعایت قوانین اداری هستند بلکه زندگی باید کانون محبت، صمیمیت و عشق باشد آنگاه رعایت حقوق در چینن شرایطی هم راحت تر انجام می گیرد و هم از حالت خشک اداری خارج می شود و رنگ عاطفی بخود می گیرد، مطلب دیگری که توجه به آن هم موجب جلب توجه همسر شما می شود و هم از نظر روانشناختی تأثیر مثبتی در محبوبیت شما نزد همسرتان دارد و اسلام نیز به آن توصیه فرموده است. مسئله آراستگی و طرز لباس پوشیدن است. رعایت این مسئله هم باعث جلب توجه همسرتان می شود .

  در پایان توجه شما را به رعایت ۴۰ نکته که موجبات جلب توجه همسر و کاهش تنش در خانواده و استحکام زندگی نقش مؤثری دارد، توصیه می کنیم.

۱ . با مطالعه کتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسرداری، چگونگی ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‏های آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید .

۲ . با همدلی، همفکری، همکاری و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضای خانواده روابط سالم پدید آورید .

۳ . هر یک از زوجین دیگری را نزدیک‏ترین و محرم‏ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامی و پشتیبان خود تلقی کند .

۴ . با یادگیری مهارت‏های ارتباطی نظیر فعالانه به حرف‏های یکدیگر گوش کردن، احترام به نظرها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعی و مشورت کردن روابط خود را بهبود بخشید .

۵ . بکوشید، با ایجاد کانونی گرم و صمیمی، تمام اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند .

تا که از جانب معشوق نباشد کششی    کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

۶ . هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جای سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید .

۷ . برای رسیدن به ا منیت روانی و عاطفی در روابط زناشویی داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید .

۸ . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندی مخرب و پیشرونده تبدیل نشود .

۹ . به هر طریق ممکن رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید; به گونه‏ای که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید .

۱۰ . تشویق و تایید و بیان نکات مثبت‏به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفی و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد .

۱۱ . برای خصوصیات و نیازمندی‏های یکدیگر ارزش قائل شوید و در روابط کلامی، عاطفی، اقدام‏ها و تصمیم‏گیری‏ها به افکار و خواسته‏های همسرتان توجه کنید .

۱۲ . اگر رفتار خاصی برای شما مبهم است، ساده‏ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‏آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید .

۱۳ . تندخویی همسرتان را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتی مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید .

۱۴ . بکوشید در سراسر زندگی، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جای هر گونه پیش‏داوری یا مشاهده اشکالات و ضعف‏ها نقاط مثبت و قوت را ببینید; به عبارت دیگر، به جای توجه به نیمه خالی لیوان به نیمه پر آن توجه کنید .

۱۵ . سعی کنید در برنامه ریزی برای فعالیت‏های اجتماعی، اوقات فراغت، دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگری بپرهیزید .

۱۶ . در هر فرصتی که پیش می‏آید، با همسر و اعضای خانواده‏تان ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید . شایان ذکر است زن‏ها از صحبت کردن با همسرشان بیش‏تر لذت می‏برند . بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند .

۱۷ . اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصی نمی‏تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وی انتقال دهد، و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتی دیگر واگذارد .

۱۸ . هر از چند گاهی زوجین در فضایی محرمانه، محبت‏آمیز و صمیمانه به ارزیابی رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر بپرسند، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و با نشاط تر شود؟

۱۹ . همیشه، در رویارویی با مسائل و مشکلات خانوادگی، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت‏ خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روی آورید .

۲۰ . در روز یا در هفته زمان مشخصی را برای گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان اختصاص دهید .

۲۱ . از داشتن نگرش‏های آرمان گرایانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشویی و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب کنید .

۲۲ . ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست و غیر واقع بینانه دور باشد . اگر موضوع و مساله‏ای ذهن یکی از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستی و نادرستی اش را با همسرش مورد بررسی قرار دهد .

۲۳ . هر یک از زوجین باید زمینه‏های بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بین ببرد و از رفتارهایی که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن می‏شود، خودداری کند .

۲۴ . هر یک از زوجین باید بکوشد با روان‏شناسی همسرش آشنا شود تا بداند زن یا مرد به چه اموری بها می‏دهد و نظام ارزشی‏اش چگونه است; برای مثال معمولا زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفی و مورد حمایت واقع شدن اهمیت می‏دهد و مردان می‏خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادی عمل را دارای ارزش می‏دانند .

۲۵ . زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‏آمیز و دو پهلو جدا پرهیز کنند .

۲۶ . از رفتارهایی نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر که موجب افزایش مقاومت‏های روانی در طرف مقابل است، جدا باید پرهیز شود .

۲۷ . در سراسر زندگی، از جمله در زندگی خانوادگی، بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هایی که در اختیار دارید بیندیشید نه به اموری که در اختیار ندارید .

۲۸ . از خطاهای یکدیگر سریعا بگذرید و خطاهای همدیگر را تحمل کنید .

۲۹ . بایادآوری برخی ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‏هایی هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید .

۳۰ . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانی و وضع نامرتب بپرهیزید .

۳۱ . در انتخاب دوست و برقراری روابط دوستانه و معاشرت‏های خانوادگی با زوج‏های دیگر دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید .

۳۲ . از هر گونه رفتاری که به مرد سالاری یا زن سالاری می‏انجامد، پرهیز کنید .

۳۳ . خطای یکدیگر را در حضور دیگران، فرزاندن، آشنایان، والدین یکدیگر و . . . بازگو نکنید .

۳۴ . هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید .

۳۵ . از رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیش‏تر سازید .

۳۶ . از تصمیم‏های نادرست و غیر منطقی و کلی‏گویی‏های منفی و شکل‏گیری افکار منفی درباره همسرتان شدیدا پرهیز کنید .

۳۷ . حتی‏المقدور به قول‏هایی که به همسرتان داده‏اید عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگی نینجامد .

۳۸ . از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏های ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، کله‏شق، یک دنده، لجباز و خودخواه به یکدیگر پرهیز کنید .

۳۹ . در مواردی که غمگینی و افسردگی و یا عصبانیت زن یا شوهر شدت می‏یابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبی یا غدد درون‏ریز به ویژه غده تیروئید وجود دارد، در نخستین فرصت‏ به پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادی بودن ترشح غدد از جمله غده تیروئید مطمئن شوید .

۴۰ . برای داشتن یک زندگی با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت‏ بگذارید، احساس مسؤولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجاد کننده روابط سالم توجه کنید.

 

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

دروغ در شروع زندگی

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۶م آذر ۱۳۸۷

ضمن عرض سلام و خسته نباشید من۲۶ ساله مهندس کارمند و فرزند اول خانواده هستم. ۷ ماه است که به عقد مردی در آمده ام که۳۳ ساله تکنسین وکارمند (شاغل در اصفهان) و فرزند آخر خانواده است. البته ایشان ۲ سال قبل هم به خواستگاری من آمده بود. ضمنا همشهری و از نظری خانوادگی مشکلی نداریم. متاسفانه بدلیل فشارهای خانواده و جامعه تن به ازدواج دادم. و به او در مورد نحوه پوشش و نماز خواندن و ارتباطاتم دروغ گفتم و بدبختانه او متوجه این مسئله شد. ضمنا بسیار حساس، دهن بین، عصبی و بدزبان است و با مادر و خواهر خود هم اینگونه برخورد می کند. کلا تعادل روحی ندارد ۲ بار تحصیل و یکبار کارش را رها کرده. ولی در عین حال می دانم که دوستم دارد و پسر پاکی است. باور کنید من تمام سعی خود را برای جلب رضایت و آرام کردن او بکار می برم ولی او نه تنها از من که از زمین و زمان بهانه میگیرد. سر همه چی… با توجه به طولانی شدن مدت عقد (بدلیل طی مراحل انتقالی من به اصفهان) خیلی مشکل داریم. باور کنید از موبایل و دعواهای تلفنی متنفر و خسته شده ام. آیا ادامه رابطه با او صحیح است؟ آیا باید تصمیم اساسی بگیرم؟ وگرنه چکار کنم که او مرا بعنوان دوست خود قبول کند و بپذیرد؟ همچنین او ناتوانی جنسی د ارد خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید.

خواهر گرامی از اینکه با ما تماس گرفتید و مشکل خودتان را مطرح کرده اید خرسندیم. هر چند ممکن است با اندکی اکراه تن به ازدواج داده اید ولی بحمد لله و طبق اظهار نظر خودتان، همسرتان شما را دوست دارد و شما نیز به وی علاقه مند هستید.

طبیعی است که در ابتدای ازدواج بخاطر اینکه هنوز نتوانسته اید به خوبی از ذوق و سلیقه و آداب و رسوم شخصی و خانوادگی همدیگر اطلاع پیدا کنید. دچار برخی تنش ها شده اید ولی اگر  اندکی تحمل کنید و دوران عقد به اتمام برسد و زندگی مشترک را آغاز کنید به نظر می رسد بسیاری از آن کدورت ها از بین خواهد رفت زیرا علاقه دو طرفه که ریشه حل تمام مشکلات هست، بین شما وجود دارد «و ز محبت خارها گل می شود» طولانی شدن دوران عقد نیز ممکن است به برخی مشکلات دامن بزند که امید است با حل مشکل انتقال هر چه سریع تر زمینه های تشکیل زندگی مشترک فراهم شود.

ولی رمز موفقیت تان در اعتماد به طرف مقابل، حفظ زبان، گذشت و داشتن صداقت و حسن نیت و امید به حل مشکل است.

ادامه مطلب …

تحریک احساس با نمایش فیلمهای س ک س ی

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۶م آذر ۱۳۸۷

۱-آیا من می توانم با نشان دادن عکس ویا فیلم احساسات وی را بر انگیزم ودر این مورد بیشتر اگاهی یابد وآیا این بعدا عوارضی سویی نخواهد داشت؟ ۲-از چه راهی می توانم مستقیما مسئله خویش را به وی بگویم می ترسم با باز گویی این مسائل نا راحت شده مشکل مرا را دو چندان نماید؟ ۳-همسر بنده طوری که خودشان اظهار می دارندبا جنس مخالف اصلا راحت نیستند وهیچ احساسی در این مورد ندارند چگونه اعتماد او را به خود جلب نمایم ۴-از زمان عقد مان نزدیک ۹ ماه می گذرد تا به حال حتی من موهای سر او را نیز ندیده ام وموقعی که به پیش من می آیدبا مانتو وبا روسری است یکبار خواستم دستش را بگیرم خیلی نا راحت شد ومن از کاری که کرده بودم پشیمان شدم چه کار باید بکنم تا نسبت به بنده احساس راحتی کرده ومرا این قدر نرنجاند؟ چه گونه می توانم مادر وبرادرهایش را راضی کنم تا با وی به مسا فرت کوتاه مدت برویم لازم به ذکر است که همسر بنده در زمان کودکی پدر ش را از دست داده ومادرش سرپرستی او را به عهده گرفته وتنها دختر خا نواده است .. متشکرم

 

۱/ اولا مشکل اینچنینی (مشکل ارتباط با جنس مخالف) ناگهانی بوجود نیامده تا بصورت ناگهانی و در یک مدت کوتاه برطرف شود چه بسا مشکلات ارتباطی ریشه چندین ساله داشته باشد و از دوران کودکی به تدریج در افراد بوجود آمده باشد. برطرف کردن آنها نیز نیاز به زمان دارد لذا در حل مشکل نباید عجله کرد.

۲/ برخی از مشکلات تا ریشه یابی نشود امکان حل او وجود ندارد.

۳/ همانطور که خودتان فرموده اید همسر شما از دوران کودکی پدر را از دست داده و این می تواند منشأ مشکل ایشان باشد. همچنین ممکن است شرایط خانوادگی ایشان نیز به گونه ای بوده است که برخی از مهارتهای ارتباطی را نیاموخته است.

۴/ تجربه ناخوشایند از مردها مثلا از زنهای دیگر شنیده که مردها افراد خشن، زورگو و چنین و چنان هستند لذا تصور خوشایند و مثبتی از مردها ندارد.

۵/ خجالت و کمرویی نیز می تواند نقش داشته باشد.

۶/ مشکلات جسمانی مانند عدم ترشح هورمون های خاصی که تمایل به جنس مخالف را در فرد بوجود می آورد.

بنابراین باید علل مشکل را به صورت دقیق بررسی نمود چنین کار از دو راه امکان پذیر است.

الف. شما همراه با همسرتان به مشاور خانواده مراجعه کنید و از نزدیک مشکلات خود را با مشاور در میان بگذارید.

ب. همسر شما خودشان به ما نامه بنویسند و مشکلاتشان را با ما در میان بگذارد تا راهکارهای مناسب ارائه شود.

* اما اینکه فرمودید آیا می شود نوار، فیلم یا عکس هایی را به او نشان دهم شاید مشکل حل شود، به نظر می آید برای حل مشکلات نباید از طریق راههای غیرمشروع وارد شد. زیرا عوارض سوئی دارد مضافا بر اینکه اگر این وسایل حرام باشد مرتکب گناه نیز شده اید لذا استفاده از آنها توصیه نمی شود.

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 

 

اختلاف با همسر/خانه چه کسی برویم؟

ارسال شده توسط محمد هاشم نعمت اللهی در ۲۶م آذر ۱۳۸۷

با سلام اینجانب مدت ۳ سال است که ازدواج کرده ام.پدر و مادر بنده و همسر اینجانب در شهرستان زنجان زندگی می کنند.ما هر چند هفته یکبار به دیدن ایشان به شهرستان             می رویم.یکی از مشکلات بنده با همسرم این است که هنگام ورود به زنجان ابتدا به منزل چه کسی برویم ؟آیا اول به منزل پدر و مادر خودم برویم و از آنجا به منزل پدر و مادر همسرم برویم یا برعکس.همسر بنده اصرار دارد که ابتدا به منزل پدر و مادر ایشان برویم.با توجه به اینکه بنده می دانم اگر ابتدا به منزل پدر و مادر همسرم بروم پدر و مادر خودم مکدر شده و ممکن است باعث ناراحتی آنها بشود.می خواستم بدانم در این شرایط تکلیف بنده چیست؟و چگونه باید رفتار کنم تا دچار خلاف شرع نشوم؟

از حسن اعتماد شما به این نهاد فرهنگی خرسندیم و امیدواریم جوابهای ما مفید واقع گردد. بنظر می آید آنچه را بعنوان مشکل مطرح کردید مشکل جدی نباشد و اگر شما و همسران اهل منطق هستید که انشاالله اینچین است به راحتی می توانید مسأله را حل کرد . قبل از اینکه راه حلهایی را پیشنهاد کنیم توجه شما را به یک نکته مهم جلب میکنیم و ان اینکه اگر شما در همین اوایل زندگی بخواهید سر این مسایل کوچک با یکدیگر دچار مشگل شوید و حاضر نباشید با هم کنار بیایید قطعا در مسایل مهمتر زندگی مانند تربیت فرزند دچار مشکل جدی خواهید شد.

چه اینکه اگر درمورد تربیت فرزند خود ( فرزند فعلی یا فرزندی که در آینده نصیب شما می شود) بخواهید هر کدام یک شیوهء تربیتی خاصی را اتخاذ کنید فرزند شما دچار تعارضات خطرناکی می شود و قطعا دچار اختلال رفتاری و روانی خواهد شد ویکی دیگر از آثار سوء این اختلافات می تواند منجر به کاهش مهر و محت شما نسبت به یکدیگر شود و کانون گرم خانوادگی شما را سرد کند و به عواطف شما آسیب وارد کند بنابراین سعی کنید آنچه باعث اختلاف می شود را کنار  بگذارید و نقاط مشترکی که میان شما وجود دارد را تقویت کنید هر چه روابط شما صمیمی تر ، و از نظر عاطفی بهتر باشد زندگی شما گرم تر و و با صفاتر خواهد شد و محصولات زندگی شما نیز که فززندان شما خواهند بود از سلامت جسمانی و روانی بهتر ی برخوردار خوانهد بود و بطور کلی یک خانوادهء پربار، ارزشمند و موفقی را خواهید داشت . اما آنچه که شما به عنوان مشکل مطرح کردید باید عرض کنیم این مسئله یک مسئلهء کاملا طبیعی است یعنی اگر همسرتان دوست دارد اول به خانوادهء والدین او بروید یک امر طبیعی است و اگر شما نیز تمایل دارید اول به خانه پدر و مادر بگذارید خودتان بروید یک امر طبیعی حل عاقلانهء این مسئله اینست که با همه قرار بگذارید که یکبار اول به خانوادهء همسرتان  بروید دفعهء بعد که دوباره به دیدن والدینتان می آیید به خانوادهء والدین شما بروید و این مسئله را می توانید با والدین تان نیز در میان بگذارید و بگوئید ما با یکدیگر قرار گذاشتیم که یکبار اول به والدین همسرم سربزنیم و بعد به شما و بار دیگر بر عکس اول به شما سر بزنیم و بعد به والدین ایشان . نکتهء دیگر اینکه در اولین بار که می خواهید این برنامه را اجرا کنید قرعه بزنید قرعه به نام هر کدام در آمد از همان جا شروع کنید. بنابراین هر کدام از شما چیزی بیشتر از این را بخواهید یعنی بگوید حتما اول باید به والدین من سر بزنیم و بعدبه والدین دیگری . این یک  توقع بیجا و انحصار طلبانه است که مشکلات جدی را می تواند برای زندگی شما بوجود آورد که قبلا به برخی از آنها اشاره نمودیم .

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com 


گل نرگس Narcissus دارای حق کپی رایت می باشد .