پژوهشگر مهدوی:
رفتار مردم در تعجیل ظهور امام زمان موثر است
حجتالاسلام والمسلمین نصرتالله آیتی در گفتگو با خبرگزاری آینده روشن گفت: رفتار مردم، تاثیر مستقیم در تعجیل ظهور یا تاخیر آن دارد.
به گزارش آینده روشن، نیاز امروز جامعه ما به تبیین اندیشه اصیل مهدویت بر کسی پوشیده نیست. اندیشه اصیل مهدویت به عنوان اصل اعتقادی تشیع همواره توانسته است ما را از انحرافها مصون بدارد و مسیر تعالی را برای ما ترسیم کند. گفتگو با حجتالاسلام و المسلمین نصرتالله آیتی که درباره طرح ۴۰ روز دعا برای ظهور امام زمان انجام شده را در ادامه خواهید خواند. این پژوهشگر برجسته مهدویت به سوالات ما درباره جایگاه دعا برای ظهور امام زمان علیهالسلام پاسخ گفته است.
درباره جایگاه دعا در ادیان، و مخصوصا ادیان ابراهیمی توضیحاتی بفرمایید.
به نظر میرسد دعا دوشادوش اعتقاد به یک موجود برتر و نیروی قدسی ماورایی وجود داشته است و این دو مساله همزاد یکدیگرند. این طبیعی است که وقتی آدم خودش را در برابر یک موجود مطلق غنی و بینیاز دید، در برارش احساس کرنش خواهد داشت و وقتی به فقر و نیاز خودش توجه کرد و در خود کاستیهایی را دید و یا چیزی را خواست که دستیابی به آن برایش میسور نبود و یا سخت بود، دست نیاز به سمت آن نیروی قدسی برتر غنی دراز میکند؛ بنابراین ما اگر در منابع دینی مربوط به ادیان ابراهیمی و منابع تاریخی مربوط به آن نمونههایی از بحث دعا را نداشته باشیم باز به وجود این فرهنگ اطمینان داریم، در عین حال که در منابع ما به وجود فرهنگ دعا در ادیان ابراهیمی تصریح شده است.
به نظر شما دعا برای ظهور امام عصر، از تکالیف مومنان است؟
این پرسش را اگر بخواهیم ریشهایتر پاسخ دهیم باید به این پرسش بپردازیم که اساسا آیا انسانها در تعجیل ظهور امام مهدی تاثیرگذارند یا نه. یعنی مردم با نوع عکسالعملی که در برابر امام از خود نشان میدهند باعث تعجیل در ظهور و یا تاخیر ظهور میشوند یا اینکه نسبت ظهور با رفتار مردم، نسبت خنثایی است. روشن است کسی که از مکلف بودن مومنان به دعا برای ظهور امام سخن میگوید، باید از قبل تاثیرگذاری رفتار مردم در ظهور را ثابت کرده باشد و الا اگر ما ظهور را پدیدهای غیر مرتبط با کیفیت کنش و عکسالعمل انسانها بدانیم، نمیتوانیم از ضرورت دعای برای ظهور سخن بگوییم.
آیا دعا برای ظهور، در تعجیل فرج تاثیری دارد؟
از منظر عقلی، ظهور امام مهدی از آن حیث که یک تحول مربوط به سرنوشت جامعه است، سه ضلع بیشتر ندارد؛ خداوند، امام و جامعه انسانی. نقش خداوند متعال به این دلیل است که خالق و مدبر هستی است و بدون اراده او حتی برگی از درخت بر زمین نمیافتد. بنابراین تغییری که در سرنوشت جامعه انسانی رخ میدهد، نمیتواند خارج از اراده الهی باشد. نقش امام مهدی از این جهت است که آن حضرت مدیریت این تحول را برعهده دارند و نقش مردم نیز از این جهت است که تحول موضوعش انسان و جامعه انسانی است بنابراین ضلع سوم ظهور مردم هستند. به حسب ظاهر، خارج از سه ضلع یاد شده ضلع دیگری برای ظهور نمیتوان فرض کرد.
اگر مطلب پیشگفته مبنی بر خارج نبودن عوامل ظهور از سه ضلع پذیرفته شود، با تحقق وجه مربوط به انسانها، ظهور نیز تحقق خواهد یافت؛ زیرا تحقق جامعه توحیدی، هم مطلوب خداوند متعال است و هم مطلوب امام؛ چرا که با شکلگیری چنین جامعهای، دین خداوند بر زمین تمکین یافته و خداوند به حقیقت پرستش میشود و ذرهای شرک به خداوند ورزیده نمیشود. روشن است که چنین وضعیتی هم مطلوب خداوند و هم مطلوب امام معصوم است و بلکه هدف خداوند از خلقت، رسیدن بشر به چنین وضعیتی است و تلاشهای همه انبیا و اولیا برای تحقق چنین آرمانی بوده است بنابراین از ناحیه خداوند و امام مانعی برای تحقق ظهور قابل تصور نیست. اگر چیزی را بتوان مانع برای ظهور دانست، ضلع سوم یعنی انسانهاست بنابراین به حکم عقل وقتی این مانع برطرف شود و آنچه مربوط به انسانهاست مهیا شود، امام ظهور خواهند فرمود.
در روایات به وجه تاثیر رفتار انسانها در تعجیل ظهور اشاره شده است؟
بله. فضل بن ابیقره میگوید از امام صادق شنیدم که فرمودند خداوند به ابراهیم وحی کرد که به زودی برای تو فرزندی متولد میشود و آن حضرت این مطلب را به ساره گفت. ساره گفت: آیا من فرزندی به دنیا میآورم در حالی که پیرزن هستم؟ خداوند به ابراهیم وحی فرستاد که او فرزندی بدنیا میآورد و فرزندانش به خاطر اینکه او کلام مرا رد کرد، چهارصد سال عذاب میشوند. وقتی که عذاب بنیاسرائیل طولانی شد به درگاه خداوند چهل روز ضجه زده و گریه کردند پس خداوند به موسی و هارون وحی فرستاد که آنها را از فرعون خلاصی میدهد و صد و هفتاد سال عذاب را از آنان کم کرد. امام صادق در ادامه فرمودند: شما هم همینطور هستید، اگر این کار را انجام داده بودید، خداوند در کار ما گشایش ایجاد کرده بود، اما اگر چنین نکنید امر به منتهای خودش میرسد.
لطفا توضیحاتی درباره روایت مذکور بدهید.
اولا تعبیر امام در این روایت «لفرّج الله عنا»ست و این تعبیر عام است و اختصاصی به امام صادق ندارد. ثانیا از تفریع امام چنین استفاده میشود که عبارت «هکذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا»، ناظر به یک سنت الهی است که بر اساس آن، فرج (چه در مقیاس بزرگش و چه در مقیاس کوچک آن) در صورت خواست مردم و اقدام آنها شکل خواهد گرفت.
ثالثا ظاهرا مقصود از تعبیر «فان الامر ینتهی الی منتهاه» این است که نزد خداوند سبحان برای فرج زمانی مقرر شده است، در عین حال اراده خداوند بر این تعلق گرفته است که اگر شیعیان به درگاه الهی تضرع و التجا کنند، فرج از زمان مقررش جلو بیفتد؛ بنابراین دعا و التجای شیعیان، در جلو انداختن ظهور تاثیرگذار است.
روایت یاد شده، افزون بر اینکه اصل تاثیرگذاری رفتار انسانها در ظهور را ثابت میکند، این معنی را هم ثابت میکند که با دعا والتجا به درگاه الهی، میتوان باعث تعجیل در ظهور شد؛ به تعبیر دیگر التجا و تضرع به درگاه الهی ترجمانی از احساس نیاز است. وقتی دستی به آسمان و به درگاه الهی بلند میشود یعنی اینکه در خود خلأی احساس کرده و به این بلوغ رسیده است که این خلأ و نیاز بدون خواست خداوند هستی پر نمیشود. بنابراین دعا به درگاه الهی برای تعجیل در ظهور، به معنای بلوغ و رسیدن آدمی به مرتبه احساس نیاز به امام و احساس خسارت ار زندگی بدون امام از یک سو و درک این معنی است که این مهم با لطف الهی دستیافتنی است. روشن است که اگر انسانها به این حد از معرفت برسند، دیگر دلیلی برای غیبت امام نخواهد بود.