شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

به گزارش خبرگزاری رسا، طلبه شهید محمد حسن پریمی در سال ۱۳۴۰ در روستای« مجید آباد» دامغان دیده به جهان گشود. او انسانی بود که تلاش می‌کرد استعدادهای الهی‌اش را بارور کند و بر مسند بندگی حق تکیه زند؛ برای رسیدن به اوج کمال انسانیّت، راه حوزه را در پیش گرفت و وارد میکده ناب [...]

گزارش مشروح نشست خبری فیلمساز تازه‌مسلمان آمریکایی در خبرگزاری فارس علی استون: امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند   به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست خبری «شان کریستوفر علی استون» با حضور این بازیگر تازه مسلمان شده، «بهرام حیدری» یکی از نمایندگان شرکت ریل نایت، اسکات جیمی فرانک، نادر طالب‌زاده، [...]

مردم سالاری سکولاریزه به گزارش جنبش اینترنتی حضور آگاهانه، مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان در سال ۱۳۸۴ بیان داشتند: اگر کسی سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسی را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته [...]

بایگانی برای دسته "انتظار فرج"

عقیقه تولد حضرت مهدی (عج)

بدون نظر

کسى که صاحب فرزند مى شود، گوسفند یا شترى را مى کشد وگوشت آن را میان فقرا و فامیل تقسیم مى کند تا به وسیله آن بلایا و مرگ را از فرزند خود دور نماید . این عمل را عقیقه گویندکه در اسلام بر آن تاکید شده است. (۱)

وقتى حضرت مهدى (ع) به دنیا آمد، اما م حسن عسکرى (ع)، نزدیک ترین صحابه خود- عثمان بن سعید- را به حضور طلبید و به او دستور داد که ده هزار رطل (۲) نان و ده هزار رطل گوشت خریده و در میان بنى هاشم تقسیم نماید (۳).

 حضرت امام عسکرى (ع) به تعداد شیعیان سامراء گوسفند ذبح کرده و به هر خانه اى یک گوسفند ذبح شده مى فرستد (۴) و براى کسانى که در خارج سامراء هستند، گوسفند زنده مى فرستد تا به نیت عقیقه حضرت مهدى (ع) ذبح کرده و بخورند. دوگوسفند براى ابراهیم بن ادریس مى فرستد و مى نویسد: این گوسفندها را ذبح کن و به عنوان عقیقه مولایت بخور و برادرانت را دعوت کن و اطعام بده (۵).

براى یکى دیگر از شیعیانى که در خارج از سامراء بود، چهارگوسفند مى فرستد و مى نویسد : این چهارگوسفند را به عنوان عقیقه پسرم مهدى (ع) ذبح کن و بخور، و به هرکس از شیعیان ما دسترسى داشتى، اطعام کن (۶) ۰ هنگامى که محمد بن ابراهیم کوفى به محضر امام حسن عسکرى (ع) شرفیاب مى شود، امام شمارى از افرادى را که براى آن ها گوسفند ذبح شده فرستاده و فرموده که عقیقه پسرم مهدى (ع) است، نام مى برد. (۷)

درباره دعاى عقیقه و آداب آن، درکتاب مفاتیح الجنان، در باب ششم به طور مبسوط آمده است.

 

  1.مفاتیح الجنان باب ششم

۲٫ هر رطل عراقى برابر ۸۴ مثقال است.

۳٫ کمال الدین ص۴۳۱٫

۴٫ یوم الخلاص ص۶۶٫

۵٫ غیبة طوس ص ۱۴۸

۶٫ یوم الخلاص ص ۶۷٫

۷٫ کمال الدین، ص ۴۳۲٫

 

منبع:  http://montazar.net

www.atregoleyas.com

atregoleyas@gmail.com

 


چگونگی ولادت حضرت مهدی (عج)

بدون نظر

باید دانست که روایات و احادیثى که دلالت بر ولادت و وجود حضرت ولى عصر علیه السلام دارد بسیار است و ما در باب اوّل از فصل سوّم منتخب الاثر بیش از دویست روایت را در این موضوع نقل کرده ایم و سید علامه میر محمد صادق خاتون آبادى در کتاب اربعین مى فرماید: در کتب معتبر شیعه بیش از هزار حدیث روایت شده در ولادت حضرت مهدى علیه السلام و غیبت او و آنکه امام دوازدهم است و نسل امام حسن عسکرى علیه السلام است و اکثر آن احادیث مقرون به اعجاز است.

گزارش و تفصیلات ولادت سراسر برکت امام، در کتب معتبر و اخبار، مشروحاً بیان شده است; از جمله این اخبار روایتى است که در ینابیع الموده، ص۴۴۹ و ۴۵۱ فاضل قندوزى که از علماى اهل سنّت است و شیخ طوسى در کتاب غیبت و شیوخ دیگر روایت کرده اند و صدوق در کتاب کمال الدین به سند صحیح و معتبر از جناب موسى بن محمد بن قاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر علیهما السلام از حضرت حکیمه خاتون دختر والامقام امام محمد تقى علیه السلام که از بانوان با عظمت و شخصیّت و فضیلت خاندان رسالت است، حدیث کرده است.

حکیمه فرمود: امام حسن عسکرى علیه السلام فرستاد (فردى را) نزد من که عمه امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است.

من عرض کردم: مادرش کیست؟

فرمود: نرجس.

گفتم: فدایت شوم، به خدا سوگند در او اثرى نیست.

فرمود: همین است که براى تو مى گویم.

حکیمه گفت: پس آمدم چون سلام کردم و نشستم نرجس خواست پاى افزارم را بیرون آورد، گفت: اى سیده من و سیده خاندان من، چگونه شب کردى؟

گفتم: بلکه تو سیده من و سیده خاندان منى.

گفت: اى عمه این چه سخن است؟!

گفتم: اى دخترم، خدا امشب به تو پسرى کرامت فرماید که در دنیا و آخرت آقا است; پس او خجلت کشید و حیا کرد، وقتى از نماز عشا فارغ شدم افطار کردم و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخاستم براى نماز شب، نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود، من نشستم براى تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم، او هم چنان خواب بود پس برخاست نماز شب را خواند و خوابید.

حکیمه فرمود: براى فحص از صبح بیرون آمدم فجر اوّل ظاهر شده بود، هنوز نرجس در خواب بود، در شک افتادم، امام فریاد زد، عمه شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده. گفت: نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد، من به بالینش شتافتم و گفتم:

«بسم الله علیک» آیا چیزى احساس مى کنى؟

گفت: بله، اى عمه.

گفتم: آسوده خاطر باش همان است که به تو گفتم.

حکیمه گفت: پس مرا سستى و از خود بى خودى فرا گرفت و او نیز چنین شد، وقتى به حس آقایم بیدار شدم، جامه را از روى نرجس به یک سو زدم و آقاى خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش را بر زمین گذارده، او را در بر گرفتم دیدم نظیف و پاکیزه است، حضرت امام حسن عسکرى به من صیحه زد: اى عمه پسرم را به نزد من بیاور.

او را نزد امام بردم، امام دستهایش را زیر دوران و پشت او گذارد و پاهایش را در سینه خود قرار داد و زبانش را در دهان او نهاد و دست بر چشمها و گوش و مفاصلش کشید.

پس فرمود: سخن بگو اى پسرم.

فرمود: «أشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له وان محمداً رسول الله» سپس بر امیرالمؤمنین و بر امامان تا پدرش صلوات فرستاد و سکوت فرمود.

امام فرمود: او را نزد مادرش ببر تا به او سلام کند و به نزد من آور; پس او را نزد مادش بردم، به مادرش سلام کرد، سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم. فرمود: اى عمه روز هفتم که شد نزد ما بیا. حکیمه فرمود: بامدادان رفتم که به امام سلام عرض کنم، پرده را بالا زدم تا از آقاى خود تفقد کنم او را ندیدم گفتم: فدایت شوم چه شد آقاى من؟ فرمود: اى عمه او را به آن کس سپردم که مادر موسى او را به او سپرد.

حکیمه گفت: روز هفتم که شد به نزد آن حضرت رفتم و سلام کردم و نشستم.

امام فرمود: پسرم را به نزد من بیاور، پس من آقایم را در حالى که در پارچه اى بود به نزد آن حضرت بردم با او مانند روز اول رفتار کرد، پس زبان در دهانش گذارد مثل آنکه شیر و عسل به او مى دهد سپس فرمود: سخن بگو:

گفت: اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر محمد و امیرالمؤمنین و امامان تا پدرش ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ فرستاد و این آیه را تلاوت کرد:

(بسم الله الرحمن الرحیم ونرید أن نمنّ على الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثین ونمکن لهم فی الارض ونُری فرعون وهامان وجنودهما منهم ما کانوا یحذرون) .

موسى بن محمد بن قاسم، راوى حدیث گفت: این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت: حکیمه راست فرموده است۱٫

صدوق در حدیثى که در نهایت اعتبار و اعتماد است به واسطه احمد بن الحسن بن عبدالله بن مهران امى عروضى ازدى از احمد بن حسین قمى روایت کرده که چون خلف صالح متولد شد از ناحیه حضرت امام حسن عسکرى ۷ نامه اى براى جدم احمد بن اسحاق رسید به دست خط آن حضرت که توقیعات به همان خط وارد مى شد در آن مکتوب بود، براى ما مولودى ولادت یافت باید در نزد تو مستور و از مردم پنهان بماند زیرا آن را بر کسى ظاهر نمى کنیم مگر نزدیکتر را به واسطه نزدیکى او و ولى را به جهت ولایتش، دوست داشتیم اعلام آن را به تو تا خدا تو را به آن مسرور سازد مانند آنکه ما را به آن مسرور ساخت۲٫

و در روایت مسعودى است که احمد بن اسحاق به حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام عرض کرد: وقتى نامه بشارت شما به ولادت آقاى ما رسید باقى نماند از مرد و زنى و نه پسرى که به مرتبه فهم رسیده باشد مگر آنکه قائل به حق شد، حضرت فرمود: آیا نمى دانید که زمین از حجة الله خالى نمى ماند۳٫

و در حدیث دیگر شیخ ثقه جلیل فضل بن شاذان که پس از ولادت حضرت ولى عصر و پیش از وفات امام حسن عسکرى علیه السلام (بین ۲۵۵ تا ۲۶۰) وفات کرده، در کتاب غیبت خود از حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام به واسطه محمد بن على بن حمزة بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است که فرمود:

متولد شد ولىّ خدا و حجت خدا بر بندگان خدا و جانشین من بعد از من ختنه کرده شده، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هنگام طلوع فجر و نخستین کسى که او را شست رضوان خازن بهشت بود که با جمعى از ملائکه مقربین او را به آب کوثر و سلسبیل غسل دادند۴٫

و در احادیث دیگر روایت است که وقتى امام عصر متولد شد، حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام دستور فرمود: ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت بین فقراى بنى هاشم تقسیم کنند و سیصد گوسفند عقیقه نمایند۵٫

و نیز روایت است که در روز سوم ولادت، پدر بزرگوارش او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود: این است جانشین من و امام شما بعد از من و او است همان قائمى که گردنها به انتظار او کشیده مى شود پس وقتى زمین پر از جور و ستم شد ظاهر مى شود و پر مى کند آن را از عدل و داد۶٫

نصر بن على جهضمى که از ثقات رجال اهل سنّت است، در کتاب موالید الائمه نقل کرده که حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام هنگام ولادت فرزندش «م ح م د» فرمود: گمان کردند ستمکاران که مرا مى کشند و این نسل را مقطوع مى سازند پس چگونه یافتند قدرت قادر را و او را «مؤمل» نام گذارد۷٫

احمد بن اسحاق اشعرى از حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «الحمد لله الذی لم یخرجنى من الدنیا حتى أرانی الخلف من بعدی أشبه الناس برسول الله خلقاً وخلقاً یحفظه الله فی غیبته ثم یظهر فیملا الارض قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً وظلماً۸= سپاس مختص خدائى است که مرا از دنیا خارج نساخت تا جانشین مرا بعد از من به من نمایاند که شبیه ترین مردم به رسول خدا ۹ از جهت خلق و خُلق مى باشد خدا او را در غیبتش حفظ مى فرماید سپس ظاهر مى شود پس پر مى کند زمین را از قسط وعدل چنانچه پر شده از ظلم و جور».

و براى اطلاع بیشتر از این، به کتابهاى حدیث مانند غیبت نعمانى و شیخ و کمال الدین و بحار الانوار و اثبات الهداة و اربعین خاتون آبادى و منتخب الاثر مراجعه شود.

 

  1 ـ منتخب الاثر نگارنده، ص۳۲۱ تا ۳۴۱٫

۲ ـ منتخب الاثر نگارنده، ص۲۴۳ و ۲۴۴٫

۳ ـ منتخب الاثر، ص۲۴۵ و ۲۴۶٫

۴ ـ منتخب الاثر، ص۳۲۰٫ اثبات الهداة، ج۷، ص۱۳۹، ح۶۸۳٫ اربعین خاتون آبادى، ص۲۴، و کتابهاى دیگر.

۵ ـ منتخب الاثر، ص۳۴۱ و ۳۴۳٫

۶ ـ ینابیع الموده، ص۴۶۰٫ منتخب الاثر نگارنده، ص۳۴۲٫

۷ ـ اثبات الهداة، ج۶، ص۳۴۲، ب۳۱، ف۱۰، ح۱۱۶٫

۸ ـ اثبات الهداة، ج۷، ص۱۳۸، ح۶۸۲، ب۳۲، ف۴۴ و کفایة الاثر و کمال الدین و منتخب الاثر.

منبع:  http://montazar.net

www.atregoleyas.com

atregoleyas@gmail.com


خبر ولادت حضرت مهدی (عج)

بدون نظر

امام حسن عسکرى (ع) با تمام قدرت در پخش و نشر خبر ولادت حضرت مهدى (ع) در میان شیعیان در داخل و خارج سامراء تلاش نمود:

  1. جناب حکیمه خاتون راکه بانوى باعظمتى بود و در میان بنى هاشم شریف ترین بانو، دختر امام جواد و خواهر امام هادى (ع)، زاهده و عابده و سرآمد بانوان شیعه در عصر خود بود، دعوت مى کند که آن شب را در خاندان امامت سپرى کند و شاهد عینى ولادت آن مهر تابان باشد.

  2. قابله اى از غیر شیعه دعوت مى کند تا گواه ولادت آن حجت خدا باشد، تا حجت بر عده اى از صالحان اهل سنت تمام شود، که همین بانو موجب شیعه شدن برخى از اعضاى خانواده اش شده است

 3. مولود مسعود را در مناسبت هاى گوناگون به افراد مورد اعتماد و یاران و شیعیان عرضه مى نمود تا حجت خدا را با چشم خود ببینند و دیگر سخن دشمنان را در حق او باور نکنند.

 4.حجت خدا را در جمع شیعیان حاضر مى کندکه در حضورپدر به پرسش هاى آن ها پاسخ دهد، اموال آن ها را دریافت نماید و در بین آن ها داورى کند.

 5. نامه هاى بسیارى به شهرستان هاى دوردستى چون: مدینه، بصره و قم ارسال مى کند و در آن ها شیعیان خالص را به ولادت حجَت خدا بشارت مى دهد.

 6. گوشت و نان فراوان خریدارى نموده و به عنوان عقیقه در بین شیعیان سامراء تقسیم مى کند.

 7. گوسفندانى را به خارج از سامراء مى فرستاد تا به عنوان عقیقه فرزندش ذبح کرده، اطعام نمایند .

به هر حال دودمان امامت از هیچ فرصتى در پخش و نشر خبر ولادت آن حضرت غفلت نکرد و پیش از رحلت امام حسن عسکرى (ع)، خبر ولادت حجت خدا را به گوش شیعیان خالص و افرادى صالح از غیر شیعه رسانید(۱)

۱٫روزگار رهایی ج ۱، ص ۱۵۵

 

منبع:  http://montazar.net

 

www.atregoleyas.com

atregoleyas@gmail.com

 


Page 5 of 6« First...23456