شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

گزارش مشروح نشست خبری فیلمساز تازه‌مسلمان آمریکایی در خبرگزاری فارس علی استون: امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند   به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست خبری «شان کریستوفر علی استون» با حضور این بازیگر تازه مسلمان شده، «بهرام حیدری» یکی از نمایندگان شرکت ریل نایت، اسکات جیمی فرانک، نادر طالب‌زاده، [...]

مردم سالاری سکولاریزه به گزارش جنبش اینترنتی حضور آگاهانه، مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان در سال ۱۳۸۴ بیان داشتند: اگر کسی سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسی را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته [...]

قدرت عبادت است، اگر….   به گزارش جنبش اینترنتی حضور آگاهانه، مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ بیان داشتند:  قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است. شاید هیچ عبادتی بالاتر از عبادتِ مسؤولی نیست که به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسایش [...]

بایگانی برای دسته "ره‌یافتگان"

امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند

بدون نظر
گزارش مشروح نشست خبری فیلمساز تازه‌مسلمان آمریکایی در خبرگزاری فارس
علی استون: امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند

 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست خبری «شان کریستوفر علی استون» با حضور این بازیگر تازه مسلمان شده، «بهرام حیدری» یکی از نمایندگان شرکت ریل نایت، اسکات جیمی فرانک، نادر طالب‌زاده، غلامرضا منتظمی و با حضور گسترده نمایندگان رسانه‌های داخلی و خارجی در خبرگزاری فارس برگزار شد.

* اسکات جیمی فرانک مستندی درباره ادیان مختلف ساخت

بر اساس این گزارش، «بهرام حیدری» در این نشست اظهار داشت: اسکات جیمی فرانک کارگردان و نویسنده و تولید‌کننده فیلم امریکایی، در اصفهان یک فیلم مستند در مورد ادیان مختلف که در کنار هم زندگی می‌کنند ساخته است.

وی افزود: رسانه‌های کشورهای غربی خیلی قوی هستند و نمی‌گذارند چهره واقعی ایران به درستی نشان داده شود و امیدواریم این فیلم بتواند چهره واقعی ایران را نشان دهد.

* ساخت فیلم مشترک بین ایران و آمریکا با عنوان «ندامت»

حیدری ادامه داد: یک سال پیش توافق شده که یک فیلم مشترک بین ایران و آمریکا به نام «ندامت» ساخته شود و در حال حاضر فیلم‌نامه آن نوشته شده است.

* استون: نام من «شان‌کریستفر علی» است

در ادامه نشست شان علی ‌استون گفت: من نامم را به نام علی عوض نکرده‌‌ام، علی اسم اسلامی من  است و نام اسلامی کامل من «شان‌کریستفر علی» است. من همیشه به یک خداوند معتقد بودم و اسلام را قبول کردم و الان هم به آن خداوند اعتقاد دارم.

* اسلام ادامه منطقی ادیان ابراهیمی است 

وی ادامه داد: اسلام ادامه منطقی ادیان ابراهیمی است، همانطور که حضرت محمد(ص) فرموده‌اند ادیان ابراهیمی فرستاده یک خداوند است.

استون گفت: امیدوارم بتوانم مبلغ خوبی برای ادیان ابراهیمی که تجلی یک خداوند هستند، باشم.

* بهترین انسان در هر دین، انسانی است که در خدمت انسان باشد

وی ادامه داد: اگر کسی مسلمان نباشد دلیلی ندارد آدم بدی باشد، همه ما آفریده یک خداوند هستیم، بهترین انسان در هر دین انسانی است که در خدمت انسان باشد.

* امیدوارم بتوانم در غرب تصویر درستی از یک مسلمان ارائه دهم

استون گفت: حضرت مسیح (ص) می‌گوید آدم خوب بدون اینکه بداند همسایه‌اش چه مذهبی دارد به او خدمت می‌کند. من اسلام را پذیرفتم و قبول دارم که حضرت محمد(ص) پیامبر اسلام است، امیدوارم بتوانم در غرب تصویر درستی از یک مسلمان ارائه دهم.

* گردنبند ذوالفقار را همیشه بر گردن دارم

وی با اشاره به انتخاب نام «علی» به عنوان اسم جدید خود اظهار داشت: خداوند این اسم را به من داده تا جزئی از سرنوشت و تقدیر من شود، دوستان من گردنبندی با نشان ذوالفقار – شمشیر حضرت علی (ع) – به من دادند که همیشه بر گردن من است.

* امیدوارم با مطالعه بیشتر حضرت علی (ع) را بشناسم

استون گفت: انسانی که چنین هدیه‌ای دریافت می‌کند به طور قطع یقین انسان والایی از نظر روحی و معرفتی است و من همیشه داستان جنگ حضرت علی(ع) با دشمن خود را به خاطر دارم که حضرت علی(ع) در جنگی روبرو دشمن خود را خلع سلاح می‌کند و دشمن او روی صورت حضرت آب دهان می‌اندازد و حضرت برای چند لحظه‌ای از کشتن او منصرف می‌شود و این امر موجب شگفتی دشمن حضرت می‌شود، حضرت می‌گوید من تو را برای خدا می‌کشم نه برای نفس خودم و امیدوارم که هر روز با مطالعه بیشتر حضرت امیر را بشناسم.

* امیدوارم فعالیت‌هایم پلی بین شرق و غرب باشد

در ادامه نشست، «شان کریستفر علی استون» در پاسخ به سوال خبرنگار واحد مرکزی خبر در خصوص برنامه‌های آتی خود در ایران، گفت: ساختن فیلم دارای یک پروسه طولانی است و هر روزی که در ایران باشم در خدمت هستم و امیدوارم فعالیت‌های من بتواند همانند پلی بین شرق و غرب یعنی آمریکا و ایران باشد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار پرس‌تی‌وی، اظهار داشت: من از دوران کودکی در فیلم‌های پدرم حضور داشتم و کار واقعی من از ۱۶ سالگی در اسکندر کبیر شروع شد و توانستم ۳ فیلم کوتاه بازی کنم. همچنین در فیلم اسکندر به عنوان تدوینگر و پشت صحنه هم حضور داشتم تا اینکه پدرم یک سریال مستند درباره تاریخ آمریکا ساخت و کار تدوین آن را هم من انجام دادم که امسال بیرون می‌آید.

* فیلم «جن و ارواح» به زودی در ایران اکران می‌شود

فعالیت دیگر هنری من بازی در فیلمی به عنوان «جن و ارواح» است که سال قبل بازی کردم که در ایران هم به زودی اکران خواهد شد.

همچنین در فیلمی به عنوان «توطئه» با یکی از نمایندگان مجلس آمریکا همکاری می‌کنم.

 * در مدارس آمریکا اسلام را در قالب دیکتاتوری به ما معرفی کردند

وی در خصوص نحوه آشنایی‌اش با اسلام، تصریح کرد: در مدرسه وقتی تاریخ می‌خواندم تاریخ اسلام را در قالب دیکتاتوری به ما معرفی کردند. حضرت محمد (ص)  دولت مذهبی با سیستم اقتصادی و سیاسی مستقل ایجاد کرد که دولت صلیبی هم در کنار آن حضور داشت، مانند اسکندر کبیر دوست داشت جهان را یکی کند.

 * چرا باید از کسی پرسید مذهبت چیست، وقتی همه ما برای خدا سجده می‌کنیم

این بازیگر جوان هالیوودی در ادامه یادآور شد: وقتی در کنار مسلمانان حضور داشتم قرآن خواندم و اسلام را به عنوان دین برابری و برادری پذیرفتم و این پرسش مطرح است که چرا باید از کسی پرسید مذهبت چیست، وقتی همه ما برای خدا سجده می‌کنیم.

* ما برای تبادل فرهنگی آمده‌ایم

در ادامه این نشست، خبرنگار واشنگتن‌پست با طرح سؤالی درباره ارتباطش با خانم‌ها پس از مسلمان شدنش، گفت: به این مسایل ورود پیدا نکنید، چرا که ما برای تبادل فرهنگی آمده‌ایم.

اسکات جیمی فرانک که در این نشست حضور داشت، در پاسخ به این سوال گفت: هدف این کنفرانس نشان دادن این نیست که اسلام ایران چه اسلامی است، ما با هدف تبادل فرهنگ و هنری نشست برگزار می‌کنیم و نباید به مسائل سیاسی بپردازیم. واقعیات شلوغی که در آن طرف دنیا برای ایران وجود دارد را باید پیدا کنیم. ما برای دوستی آمدیم. اکنون فرصت اتحاد با یکدیگر را به دست آوردیم تا بتوانیم از طریق سینما و تلویزیون به تبادل ارتباط پرداخته و تمام حاشیه‌ها را رد کنیم.

* از استقلال کشورها استقبال می‌کنم

شان کریستوفر علی استون در پاسخ به سوال خبرنگار شبکه سحر که‌ آیا رابطه‌ای بین مسلمان شدن شما و مبارزه با کاپیتالیسیم و امپریالیسم وجود دارد، گفت: یکی می‌گوید من مسلمان شدم تا وال‌استریت هم مسلمان شود، وظیفه من تحمیل دین نیست، ما درباره فرهنگ و سنت صحبت می‌کنیم. ممکن است اسلام برای آمریکایی‌ها قابل درک نباشد؛ چرا که آمریکا قانون سکولار دارد. در آمریکا مذهب امر شخصی است و به کسی مربوط نیست، درست است که آمریکا دنباله‌رو امپریالیسم انگلستان است و انگلستان تلاش می‌کند فرهنگ خود را غالب کند، اما من مخالف این امپراطوری هستم و از استقلال کشورها استقبال می‌کنم.

* امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند

این فیلمساز جوان هالیوودی در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه جوان درباره جنبش وال استریت گفت: جنبش وال استریت یک جنبش مردمی است، می‌گوید مردم باید در قدرت باشند و قدرت مردم به فعلیت نرسیده است اما امیدوارم جنبش به حالت انقلابی درآید و جلوی امپراطوری را بگیرد و جمهوریت را حاکم کند.

این کارگردان هالیوودی که در این نشست حضور داشت، در ادامه در پاسخ به این سؤال گفت: ساختن فیلم تعریفی دارد، در زمان جنگ سرد روس‌ها بد بوده‌اند، بعد از ۱۱ سپتامبر برخی دیگر {مسلمانان} بد شده‌اند، به هر حال نتیجه آن اتفاقی بود که در ۱۱ سپتامبر افتاد.

* به وجود روحانیت در سینمای هالیوود فکر می‌کنم

شان کریستوفر علی استون در ادامه این موضوع خاطرنشان کرد: روحانیت در سینمای هالیوود وجود ندارد. من به وجود روحانیت در سینمای هالیوود فکر می‌کنم و معتقدم هالیوود فقط روی مادیات و تبلیغات کار می‌کند.

 * شهادت افتخار است

وی  در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری فارس که همواره در طول تاریخ، اسلام با مخاطراتی رو‌به‌رو بوده، آیا شما برای مواجهه با این مخاطرات و به طور مستقیم برای شهادت در راه اسلام آماده‌اید، گفت: ما حتی در فرهنگ مسیحی هم شهید زیاد داشته‌ایم و حضرت عیسی یک شهید است، همانطوری که ژاندارک هم یک شهید است و هر کسی که در راه صداقت جانش را از دست بدهد، شهید است و شهادت افتخار است. من به خداوند اعتقاد دارم و با این اعتقاد از هیچ چیز ترسی ندارم.

* اسلام آوردن من یک بحث اعتقادی است نه سیاسی

وی در پاسخ به سوال دیگر خبرگزاری فارس مبنی بر این که برخی می‌خواهند اسلام آوردن وی را سیاسی جلوه دهند، گفت: اسلام آوردن من یک بحث اعتقادی است اما برای ارائه تصویر درست از ایران هم تلاش می‌کنم. به همین دلیل هم آمده‌ایم تا این دیالوگ بین مردم ایران و آمریکا برقرار شود که ۳۰ سال است قطع شده است. معتقدم آن‌هایی که دنبال جنگ می‌گردند، کسی دست دوستی به سوی آن‌ها دراز نمی‌کند و آن‌ها را دوست ندارند.

وی افزود: من می‌‌دانم که اسلام مذهب سیاسی است و این راجع به فرهنگ این منطقه است و من به عنوان میهمان شما برادر شما هم هستم.

فرانک: صدای انقلاب ایران همه جا شنیده می‌شود

وی افزود: من یک پروژه درباره شهرزاد و ایران کار کردم و می‌دانم که چه فرهنگ قوی‌ای پشت سر این داستان‌ها وجود دارد.

اسکات جیمی فرانک تاکید کرد: اگر داستان‌های زیبا از فرهنگ ایران گفته شود می‌توانیم عشق را تجربه کنیم و آنچه سینمای مستقل ایران می‌گوید خیلی اصالت دارد.

وی افزود: اگر امروز به هرجا بروید این را همه می‌گویند که صدای انقلاب دارد همه جا می‌پیچد.

همچنین «شان کریستوفر علی استون» در پاسخ به سوال خبرنگار پرس‌تی‌وی درباره طرح‌های پدرش درباره ساخت فیلمی درباره «محمود احمدی‌نژاد» گفت: این داستان قدیمی است که پدرم درباره «چاوز» و «کاسترو» فیلم مستند ساخته است و درباره آن به شما چیزی نخواهم گفت.

بهرام حیدری هم در این نشست درباره شیطنت رسانه‌های غربی همچون واشنگتن پست درباره اسلام آوردن پسر الیور استون، گفت: پس از اسلام آوردن شان استون ۱۵۰ میلیون کانکت به اخبار وی در گوگل صورت گرفته است و شما رسانه‌ها هر کاری که می‌کردید چنین اتفاقی در ایران امکان رخ دادن نداشت.

وی افزود: خبر اسلام آوردن شان استون عطش بزرگی درباره ایران و اسلام در جهان رخ داده است.

حیدری افزود: سخنان او بر مبنای فلسفی و معرفتی است و او بر اساس مطالعات خود به اسلام گرویده است.

وی افزود: شان علی استون اسلام را ارث نبرده است، بلکه با مطالعات خود این کار را کرده است و ما برای کار فرهنگی آمده‌ایم.


یک زن ژاپنی در حرم رضوی مسلمان شد

بدون نظر
همزمان با ایام مبارک دهه فجر، یک زن ژاپنی در حرم مطهر رضوی به دین مبین اسلام مشرف شد.

به گزارش ایسنا «کانکو آکیو» با مراجعه به اداره ارتباطات اسلامی و امور زائرین غیرایرانی آستان قدس رضوی در سن ۵۱ سالگی با به زبان آوردن شهادتین از دین مسیحیت به دین مبین اسلام مشرف شد و نام «فاطمه» را برای خود برگزید.

وی درباره علت تشرفش به دین اسلام گفت: در سفر خود طی چند سال گذشته به ایران در ایام محرم و مشاهده هیات‌های عزاداری و شعائر دینی در خیابان‌ها، نسبت به دین اسلام علاقه‌مند شدم.

این تازه مسلمان که بیش از دو سال مشغول تحقیق و بررسی درباره دین اسلام بود، اظهار کرد: دین اسلام کامل‌ترین دین در میان ادیان الهی می‌باشد و در اسلام برای رسیدن به سعادت جاودان و آرامش دستور عمل‌های مناسب آمده است.

وی افزود: با توجه به این‌که بارگاه منور رضوی جزء مقدس‌ترین اماکن مذهبی جهان است، این مکان را بهترین فضا برای تشرف به دین اسلام دریافتم و با تشرف به دین مبین اسلام در این فضای ملکوتی احساس آرامش و تولدی دوباره دارم.

«آکیو» با اشاره به ضرورت حجاب و پوشش مناسب اسلامی برای زن‌ها گفت: حجاب نه تنها مانعی برای حضور زن در جامعه ایجاد نمی‌کند، بلکه این پوشش و حجاب، موجب کامل شدن شخصیت وجودی او نیز خواهد شد.

همچنین معاون تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به این موضوع اظهار کرد: از سوی این معاونت یک جلد کلام‌الله مجید و کتاب‌هایی درباره اصول اعتقادی اسلام و مذهب شیعه و بسته‌های فرهنگی و متبرک به تازه مسلمان‌ها اهداء می‌شود.

حجت‌الاسلام ‌و‌المسلمین حسینی اظهار کرد: با هماهنگی‌های صورت گرفته از سوی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی یکی از استادان حوزه به تبیین احکام، اصول و فروع دین اسلام و ویژگی‌های شخصیتی پیامبر عظیم‌الشان(ص) و امامان معصوم(ع) برای این تازه مسلمان‌ها می‌پردازد.


آقای خامنه ای! بگویید دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند

۱ نظر
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، در یکی از روزهای سال ۱۳۶۲ ، زمانی آیت الله خامنه ای ، رییس جمهور وقت ، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری ، واقع در خیابان پاستور خارج می شد ، در مسیر حرکتش تا خودرو ، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد.
 صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد : «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم» . رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.ٰ» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود ، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد ، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: « حاج آقا شما وایسید ، من می رم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش ، آن ها را نزدیک رییس جمهور مستقر کرد و خودش رفت طرف شلوغی. کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا ! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره . بچه ها می گن با عز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم ، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم».
 رییس جمهور گفت: « بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست».
 لحظاتی پسرکی ۱۲-۱۳ ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان ، خودش را به رییس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش ، خیس اشک بود . هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دست چپش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: «سلام بابا جان! خوش آمدی» پسر با صدایی که از بغض و هیجان می لرزید ، به لهجه ی غلیظ آذری گفت: « سلام آقا جان! حالتان خوب است؟» رییس جمهور  دست سرد و خشکه زده ی پسرک را در دست گرفت و گفت :« سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان داد. رییس جمهور از مکث طولانی پسرک فهمید زبانش قفل شده. سرتیم محافظان گفت :« اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را » ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: « شما اسمت چیه پسرم؟» پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود ، با هیجان و به ترکی گفت:« آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل  تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»
 آقای خامنه ای دست مرحمت را رها کرد و دست رو ی شانه او گذاشت و گفت:‌« افتخار دادی پسرم. صفا آوردی . چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچه ی کجای اردبیل هستی؟» مرحمت که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت: « انگوت کندی آقا جان! » رییس جمهور پرسید: « از چای گرمی؟» مرحمت انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد تندی گفت: « بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم» .آقای خامنه ای گفت: « خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.»
مرحمت گفت: « آقا جان! من از ادربیل آمدم تا این جا که یک خواهشی از شما بکنم.» رییس جمهور عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرد و گفت: « بگو پسرم. چه خواهشی؟»
-آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند!
-چرا پسرم؟
مرحمت به یک باره بغضش ترکید و سرش را پایی انداخت و کلماتی بریده بریده گفت: « آقا جان ! حضرت قاسم(ع)  ۱۳ ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم ۱۳ سلم است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم . هر چه التماسش می‌گوید ۱۳ ساله‌ها را نمی‌فرستیم. اگر رفتن ۱۳ ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا می خوانند؟ » حالا دیگر شانه های مرحمت آشکارا می لرزید.  رییس جمهور دلش لرزید.  دستش را دوباره روی شانه مرحمت گذاشت و گفت:« پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است» مرحمت هیچی نگفت. فقط گریه کرد و این بار هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می رسید.
رییس جمهور مرحمت را جلو کشید و در آغوش گرفت و رو به سرتیم محافظانش کرد و گفت :« آقای…! یک زحمتی بکش با آقای … تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است. هر کاری دارد راه بیاندازید. هر کجا هم خودش خواست ببریدش.بعد هم یک ترتیبی هم بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل. نتیجه را هم به من بگویید»
آقای خامنه ای خم شد ، صورت خیس از اشک مرحمت را بوسید و گفت : « ما را دعا کن پسرم. درس و مدرسه را هم فراموش نکن. سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و…
کمتر از سه روز بعد ، فرمانده سپاه اردبیل ، مرحمت را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد. حکم لازم الاجرا بود. می توانست باز هم مرحمت را سر بدواند و لی مطمئن بود که می رود و این بار از خود امام خمینی حکم می آورد. گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالا زاده رفت در لیست بسیجیان لشکر ۳۱ عاشورا.مرحمت به تاریخ هفدهم خرداد ۱۳۴۹ در یک کیلومتری تازه کند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، متولد شد. امام که به ایران برگشت ، مرحمت کلاس دوم دبستان بود. ۱۳ ساله که شد ، دیگر طاقت نیاورد و رفت ثبت نام کرد برای اعزام به جبهه. با هزار اصرار و پادرمیانی کردن این آشنا و آن هم ولایتی ، توانست تا خود اردبیل برود ، اما آن جا فرمانده سپاه جلوی اعزامش را گرفت. مرحمت هر چه گریه و زاری کرد فایده ای نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهای مرحمت هم سفارش شده بود که یک جوری برش گردانید سر درس و مشقش. فرمانده سپاه آخرش گفت : «ببین بچه جان! برای من مسئولیت دارد. من اجازه ندارم ۱۳ ساله ها را بفرستم جبهه. دست من نیست.» مرحمت گفت : «پس دست کی است؟» فرمانده گفت: «اگر از بالا اجازه بدهند من حرفی ندارم» همه این ها ترفندی بود که مرحمت دنبال ماجرا را نگیرد. یک بچه ۱۳ ساله روستایی که فارسی هم درست نمی توانست صحبت کند ، دستش به کجا می رسید؟ مجبور بود بی خیال شود. اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشت .
مرحمت بالازاده تنها یک سال بعد ، در عملیات بدر ، به تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۶۳ با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش ، مهدی باکری ، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره ی حضرت قاسم (علیه السلام) گردید.

از مرحمت بالازاده ، وصیت نامه ای بر جای مانده است که متن کامل آن را در زیر می خوانید. وصیت نامه ای که نشان می دهد روحش نمی توانست در کالبد ۱۳ ساله اش آرام بگیرد:وصیت نامه مرحمت بالازاده جمعی لشکر عاشورا ،گردان علی اکبر

به نام خداوند بخشنده مهربان
از اینجا وصیت نامه ام را شروع می‌کنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بی کران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین(ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.
آری ای ملت غیور شهید پرور ایران! درود بر شما! درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.
درود برشما ای ملت ایران! ای مشعل داران امام حسین ! تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.
و ای پدر و مادر عزیزم ! اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده می‌شوید.
ای پدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم . اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم. حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه شان را نگذارید در زمین بماند.
و مادرم و پدرم چنانچه من می‌دانم لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم مرا حلال کنید و من هم شهادت را جز سعادت نمی دانم. یعنی هر کس که شهید می‌شود خوش به حالش که با شهدا همنشین می‌شود. و از تمام همسایه‌ها و از هم روستایی هایمان می‌خواهم که اگر از من سخن بدی شنیده اید و کارهای بدی دیده اید حلال بکنید. و برادرانم اسحله ام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند. خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.
خدایا خدایا تو را قسم می‌دهم به من توفیق سربازی امام زمان(عج) و نائب برحق او خمینی بت شکن را قرار دهی. تا در راه آنها اگر هزاران جان داشته باشم قربانی بدهم.

کربلا کربلا یا فتح یا شهادت
جنگ جنگ تا پیروزی

صحیفه نور در دستان نورانی مرحمت بالازاده


Page 1 of 3123