شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

به گزارش خبرگزاری رسا، طلبه شهید محمد حسن پریمی در سال ۱۳۴۰ در روستای« مجید آباد» دامغان دیده به جهان گشود. او انسانی بود که تلاش می‌کرد استعدادهای الهی‌اش را بارور کند و بر مسند بندگی حق تکیه زند؛ برای رسیدن به اوج کمال انسانیّت، راه حوزه را در پیش گرفت و وارد میکده ناب [...]

گزارش مشروح نشست خبری فیلمساز تازه‌مسلمان آمریکایی در خبرگزاری فارس علی استون: امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند   به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست خبری «شان کریستوفر علی استون» با حضور این بازیگر تازه مسلمان شده، «بهرام حیدری» یکی از نمایندگان شرکت ریل نایت، اسکات جیمی فرانک، نادر طالب‌زاده، [...]

مردم سالاری سکولاریزه به گزارش جنبش اینترنتی حضور آگاهانه، مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان در سال ۱۳۸۴ بیان داشتند: اگر کسی سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسی را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته [...]

بایگانی برای دسته "ره‌یافتگان"

تپه جاویدی و راز اشلو

۲ نظر

سعید عاکف،‌نویسنده کتاب خاک های نرم کوشک:«اگر کسی از من بپرسد : معنوی ترین و تاثیر گذار ترین کتابی که تاکنون درباره دفاع مقدس خوانده ای، چه کتابی است، میگویم: تپه جاویدی و راز اشلو.

جمله ای از شهید صیاد شیرازی موید این مطلب است ؛ او میگوید: در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام می رسیدیم ، فقط یک بار دیدم که امام رزمنده ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید. و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی ، یا همان اشلوی معروف».

کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» در قالب ۶۰۰ صفحه نوشته شده است. کتاب در مجموع دارای چهل راوی اول شخص است که افرادی چون «محسن رضایی، شهید صیاد شیرازی، همسر شهید مرتضی جاویدی و…» برخی از این روایت ها را برعهده گرفته اند.

کتاب از تظاهرات اولیه در روستای جلیان یعنی زادگاه شهید جاویدی در سال های ۱۳۵۷ آغاز و با شهادت او در عملیات کربلای پنج در سال ۱۳۶۵ به اتمام می رسد. این کتاب از سوی انتشارات «ملک اعظم» در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در شمارگان ۳ هزار نسخه با قیمت ۸ هزار تومان عرضه می شود.

«داستان زندگی مرتضی جاویدی در این اثر از سال ۵۷ آغاز می شود و تا سال ۶۵ ادامه می یابد و نام این روایت داستانی نیز از آنجا الهام گرفته شده که وی را عراقی ها به نام «اشلو» می شناختند.»

شهید جاویدی شخصیتی بود که در طول جنگ به «اشلو» ملقب بود و دامنه شهرت، رشادت ها و مبارزات او تا جایی بود که در رادیوهای عراق بارها و بارها درباره او صحبت شد و حتی به دروغ اعلام می کردند که اشلو به وسیله سربازان عراقی کشته شده است. «اشلو» مخفف جمله «ان شی لونک» است که معنی آن حال و روزت چطور است می شود. نکته جالب درباره زندگی نامه این شهید این است که هرکسی که می خواسته وارد گردان او شود، باید خون نامه می نوشته است.

شهید مرتضی جاویدی یکی از غیورترین سرداران شت سال دفاع مقدس به شمار می رود و تنها رزمنده ای بود که امام خمینی (ره) پیشانی او را بوسید. او در عملیات والفجر دو، تپه ای را به نام «برد زرد» که سی کیلومتر در خاک عراق بود، فتح کرد. شهید مرتضی جاویدی و گردانش چیزی در حدود چهار روز و چهار شب در این تپه محاصره شدند اما بالاخره با رشادت های فراوان توانستند این تپه را فتح کنند. در این عملیات ۴۰۰ رزمنده شرکت می کنند و تنها ۱۸ نفر باقی می مانند که از این ۱۸ نفر نیز ۱۵ نفر جز راویان این داستان هستند.

«بخش اعظم داستان را همسر این شهید روایت می کند که حدود ۱۵۰ صفحه از کتاب را به خود اختصاص می دهد در واقع یک چهارم کار روایتی است که همسر وی از شهید دارد. عملیات کربلای ۴ و ۵ نیز در این داستان به تصویر کشیده می شود و عمده کار نیز روی ماجرای «تپه برد زرد» است.»

شایان ذکر است، در این کتاب بخشی از شجاعت ها و دلاورمردی های رزمندگان، ایثارگران و شهدای شهر زرقان نیز به تصویر کشیده است.


متانت، نظم ، تدین و تقید همکلاسی‌ام مرا مسلمان کرد

بدون نظر

خاطره‌ای از تازه مسلمان نامیبیایی:
متانت، نظم ، تدین و تقید همکلاسی‌ام مرا مسلمان کرد

خبرگزاری رسا ـ مسؤول بخش انگلیسی روابط عمومی و امور بین الملل آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) به نقل از تازه مسلمان نامیبیایی گفت: متانت، نظم ، تدین و تقید همکلاسیم سبب مسلمان شدنم شد.

حجت الاسلام ولی غیبی، مسؤول بخش انگلیسی روابط عمومی و امور بین الملل آستانه مقدسه حضرت معصومه(س)، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزای رسا گفت: در طول پنج سال فعالیت خود در بخش انگلیسی، شاهد خاطرات بسیاری بوده‌ام، مسلمان و شیعه شدن افراد بهترین خاطره بنده در طول این سال ها بوده است.

این استاد دانشگاه، در ادامه به بیان یکی از خاطرات خود پرداخت و افزود: سال گذشته یک سیاه پوست آفریقایی از کشور نامیبیا در این بخش حضور یافت و گفت «من فردی مسیحی بودم، اما اسلام را پذیرفته و شیعه شده ام».

دلیل مسلمان شدنش را پرسیدم، گفت: «یک همکلاسی مسلمان داشتم،‌ مؤدب،‌ درسخوان و منظم بود و هر روز برای ادای فریضه نماز به مسجدی در نزدیکی محل اقامتمان می رفت.

از او درباره اسلام پرسیدم،‌ گفت اتفاقا کتابی درباره اسلام دارم، کتاب را به من داد، با مطالعه آن کتاب دریافتم اصول، فروع و مناسک اسلام خلاف عقل نیست و به دل می نشیند، اسلام را پذیرفتم.

موضوع «مسلمان شدنم» را با بستگانم در میان گذاشتم. پدر، مادر و بستگانم مرا طرد کرده و گفتند تو از دین ما خارج شده ای و مرا از خانه بیرون کردند.

برخورد خانواده ام برایم خیلی سخت و سنگین بود، موضوع را با دوستم در میان گذاشتم، مرا به یک مرکز اسلامی که کارهای فرهنگی می‌کرد، معرفی کرد، آنها مرا پذیرفتند و قول دادند که امکاناتی برای من فراهم کنند.

در آن مرکز کتاب‌های زیادی در مورد اسلام وجود داشت، آن کتاب ها را عمیقا مطالعه کردم و در اسلام خود راسخ‌تر شدم، برخورد آن دوستان و مطالعه بیشتر مرا به تشیع ترغیب کرد.

این سفر را هم برای زیارت حضرت امام رضا(ع) آمده‌ام، متانت، نظم ، تدین و تقید همکلاسی‌ام سبب مسلمان شدنم شد.


Page 3 of 3123