شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

گزارش مشروح نشست خبری فیلمساز تازه‌مسلمان آمریکایی در خبرگزاری فارس علی استون: امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند   به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست خبری «شان کریستوفر علی استون» با حضور این بازیگر تازه مسلمان شده، «بهرام حیدری» یکی از نمایندگان شرکت ریل نایت، اسکات جیمی فرانک، نادر طالب‌زاده، [...]

مردم سالاری سکولاریزه به گزارش جنبش اینترنتی حضور آگاهانه، مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان در سال ۱۳۸۴ بیان داشتند: اگر کسی سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسی را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته [...]

قدرت عبادت است، اگر….   به گزارش جنبش اینترنتی حضور آگاهانه، مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ بیان داشتند:  قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است. شاید هیچ عبادتی بالاتر از عبادتِ مسؤولی نیست که به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسایش [...]

بایگانی برای دسته "معرفی و نقد پایگاه، کتاب و نرم افزار"

تصویری از درس تفسیر آیت الله جوادی آملی به قلم یکی از شاگردان

بدون نظر

آیت الله جوادی آملیسالهاست که مسجد اعظم قم، یکساعت مانده به اذان ظهر، شاهد برگزاری جلساتی نورانی با حضور علامه متأله، آیت‌الله جوادی آملی است. صدها نفر در این سلسله جلسات تفسیری حاضر می‌شوند که نتیجه این جلسات، پس از تنظیم نهایی، تفسیر شریف «تسنیم» است. تا به حال بیست و سه جلد از این تفسیر گران‌سنگ که در نوع خود بی‌نظیر است، منتشر گردیده است. ظاهراً پانزده جزء اول قرآن قرار است در پنجاه جلد و پانزده جزء بعدی آن در سی جلد منتشر شوند. آنچه در ادامه می‌آید گزارشی از این جلسات شورانگیز است که به صورت روزانه، یک ساعت مانده به اذان ظهر، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه «س» برگزار می‌شوند.

* سالن مسجد اعظم، دو سه هزار نفر را در خود جای می‌دهد. سالنی با ستون‌هایی قطور و بزرگ که در زمان آیت‌الله العظمی بروجردی ساخته شده و احتمالاً از همان زمان، برای دروس با تعداد شرکت‌کنندگان بالا مورد استفاده قرار گرفته است. پنکه‌های سقفی سالن در بیشتر ایام سال روشن‌اند و از گرمای هوا می‌کاهند! دو سه گنجشک هم لانه در دیوار مسجد کرده‌اند و حضورشان در جلسات تفسیر، به زیبایی این محفل لطیف افزوده است.

* ادبیات حضرت استاد آنگاه که می‌خواهند حدیثی ذکر کنند یا از اساتید و علما یاد نمایند شنیدنی است. چنان ادبی در آن موج می‌زند که گویی، آن بزرگواران را در محضر خود حاضر می‌بینند. تعبیر ایشان برای ائمه علیهم السلام اینگونه است: «کلام نورانی وجود مبارک حضرت امیر علیه آلاف التحیة و الثناء است که …» یا که تعبیر همیشگی ایشان برای علامه طباطبایی، استاد بزرگوار ایشان چنین است: «سیدنا الاستاد» و یا «مرحوم کلینی رضوان‌الله علیه …»

* تسلط ایشان بر علوم مختلف اعجاب برانگیز است. آنگاه که زمان به ادبیات عرب و صرف و نحو و بلاغت یا لغات می‌رسد ایشان را ناقد زمخشری می‌یابی و آنگاه که سخن از فلسفه و کلام و تفسیر به میان می‌آید ناقد فیض و علمای بزرگ هر فن! حافظه شگفت‌انگیز و تسلط بر علوم مختلف، عمقی شگرف و کمالی همه‌جانبه به این درس بخشیده است.

* تسلط ایشان به اشعار نیز جالب توجه است. اساساً کلام حضرت استاد محفوف به کلماتی موزون و ادبی است. لغات در بیان حضرت استاد، با دقت به کار می‌روند و در جای خود می‌نشینند از همین رو فهم سخنرانی‌های ایشان برای کسانی که با ادبیات فارسی و عربی بیگانه‌اند مشکل است. البته بعضاً برخی تعابیر فلسفی و تخصصی نیز در کلام ایشان هست که کار را مشکل‌تر می‌سازد.

* تلنگرهای حضرت استاد به برخی مسائل اجتماعی رایج، تکان‌دهنده‌اند. آنگاه که از کم‌شدن عواطف در میان خانواده‌ها انتقاد می‌کنند و می‌نالند که وقتی مهدکودک باب شد، سالمند هم به خانه سالمندان سپرده می‌شود در حالی که در جوامع عاطفی چنین اتفاقاتی نمی‌افتد.

* حضرت استاد، تکه کلامی نیز دارند که عبارت از تکرار یک واژه با میان واژه «یعنی» است آنگاه که می‌خواهند بر مساله‌ای تاکید کنند. مثلاً وقتی می‌خواهند بگویند که خدا همه گناهان را می‌بخشد می‌گویند: «جمیع گناهان را می‌بخشد. جمیع یعنی جمیع!»

* استاد بارها و بارها از غربت عقاید و اخلاق در حوزه‌ها نالیده‌اند! ایشان که پنج‌شنبه‌ها بعد از نماز ظهر، در محل مؤسسه‌شان درس اخلاق مبتنی بر نهج‌البلاغه دارند، تعابیری گران‌سنگ و حاوی نکات اعتقادی عمیق از نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه را خوانده‌ و گله می‌کنند که کسی نیست روی این مفاهیم کار کند و آنها را باز نماید و اینها مغفول مانده‌اند!

* تعابیر حضرت استاد برای مخالفان نیز همراه با ادب و کنایه‌هایی مؤدبانه و به دور از تفرقه‌‍‌زایی و تشنج‌آفرینی است. مثلاً بعد از ذکر نام معاویه این تعبیر را به کار بردند که: «علیه من الرحمن ما یستحق» و درباره مقدسات اهل سنت و عقاید ایشان نیز در عین نقد علمی محکم، رعایت ادب و انصاف موج می‌زند.

* سبک این کلاس چند هزار نفری همچون همه کلاس‌های حوزه، این است که افراد حق دارند اشکالات یا سؤالات خود را در میانه بحث بپرسند که به آنها «مستشکل» گفته می‌شود. در این درس نیز این قاعده برقرار است هر چند باید اعتراف کرد که متاسفانه عمده سؤالات و اشکالات، کم‌عمق و نپخته‌اند و بعضاً از حد معمول خارج شده و به زیاده می‌گذارند! هر چند استاد همیشه، با سعه صدر به آنها نیز پاسخ می‌دهند اما بعضاً اعتراض ایشان از عدم توجه به مباحثی که چندین بار تکرار شده و باز سؤال می‌شود، را در پی دارد.

* بساط شانه‌بوسی استاد، بعد از پایان هر درس به راه است. بلافاصله بعد از آنکه استاد «والحمدلله رب العالمین» را می‌گوید و از منبر پائین می‌آید، خیل عاشقان، به جلو می‌شتابند تا همان چند قدم فاصله منبر تا درب خروجی را مغتنم شمرده و بر شانه استاد بوسه می‌زنند و التماس دعا می‌گویند. سیره اخلاقی استاد را در همین رفتارهای مختصر نیز می‌توان دید. تشکر همه روزه ایشان از فیلمبرداری که هر روز، میکروفون را در مقابل ایشان تنظیم می‌کند، برایم جالب توجه است.

* همه نوع آدم را می‌شود در پای درس استاد دید. کلاس که تمام می‌شود،‌ لهجه‌های مختلف شیرین ایرانی به گوشت می‌رسد. از یزدی و اصفهانی تا ترکی و لری، همه و همه دوستان‌شان را می‌یابند و گپ می‌زنند. از بحرین و پاکستان و افغانستان و آفریقا و چین و اندونزی و دیگر کشورها نیز می‌توانی طلابی را ببینی که فرصت حضور در ایران را با حضور در درس تفسیر حضرت استاد مغتنم می‌شمارند.

* کسانی که بر سر درس می‌آیند هم متفاوت‌اند. بیشترشان طلبه‌اند و البته تعدادی پیرمرد و جوان غیرطلبه را نیز می‌شود دید. تعدادی هستند که کلمه به کلمه سخنان استاد را می‌نویسند و هیچ کلامی از آنان فوت نمی‌شود ولی عمده حاضرین، نکات اصلی را می‌نویسند و خلاصه برداری می‌کنند. تعداد زیادی هم البته هستند که فقط گوش می‌کنند! عده‌ای قرآن برمی‌دارند و عده‌ای لپ‌تاپ در مقابل‌شان باز است و نکات را مستقیما تایپ می‌کنند. برخی هم از قرآن‌های گوشی‌ موبایل‌شان استفاده می‌کنند. در میان این همه، طلبه‌ای که قرآن با ترجمه چینی در دست داشت و طلبه‌ای ایرانی که همه صحبت‌های استاد را می‌نوشت ولی هیچ نقطه‌ای بر واژه‌هایش نمی‌گذاشت بیشتر از بقیه برایم جلب توجه کرد!

* تذکرات اخلاقی حضرت استاد، فضایی متفاوت به این درس بخشیده است و آن را از یک کلاس علمی خشک خارج نموده است. آنگاه که تشرها و تذکرات بر قلبت فرو می‌رود و خود را در غفلت می‌یابی، دلت می‌لرزد و انگیزه توبه می‌یابی! استاد، به طلاب تلنگر می‌زنند که طلبه‌ای که در «مدرسه قبرستان» رفت و آمد نکند، از خیلی معارف دور می‌ماند. هم‌ایشان آنگاه که از مرگ سخن می‌گویند، بغض می‌کنند و آن روز که فرمودند «لحظه مرگ برای مؤمن، شیرین‌ترین لحظه‌هاست چرا که ما در این دنیا آرزو داریم چشم‌مان به کربلا بیفتد ولی در لحظه مرگ همه چهارده معصوم علیهماالسلام به دیدار مؤمن می‌آیند» بغض‌شان ترکید و اشک‌شان جاری شد. بسیار هم اتفاق می‌افتد که تذکرات استاد دلها را می‌لرزاند و نشانه‌اش هم شانه‌هایی‌اند که تکان می‌خورند و بغض‌هایی‌اند که ترکیده‌اند و صدای‌شان از گوشه و کنار مسجد به گوش می‌رسد.

* خیلی‌ها در این جلسه حاضر می‌شوند که خود، در حوزه و دانشگاه، استادند و درس و بحث مفصلی دارند. استادهای زیادی را می‌توانی در این درس ببینی که اینجا زانوی ادب شاگردی زده‌اند و بر سر خان معارف قرآنی این حکیم متأله، تماماً گوش شده‌اند.

* از حواشی جالب جلسه هم یکی از اساتید است که همواره اطرافش شلوغ است و رمز این شلوغی نیز، استخاره‌های مجرب ایشان است. استخاره‌هایی که معمولاً همراه با توضیحاتی دقیق از موضوع مورد سؤال می‌باشند.

* حاج آقا صلواتی این محفل هم پیرمردی روحانی است با لهجه غلیظ اصفهانی که همواره از زمان ورود استاد به مسجد اعظم، تا آغاز درس، چهار صلوات از مردم می‌گیرد! گاهی هم صلوات‌هایش را به روز می‌کند و در میانه‌شان سقوط آل خلیفه و آل‌سعود را نیز ذکر می‌کند. اولین صلوات ایشان هم معمولا این جمله است: «سلامتی علمای ربانی هم صلوات بفرستید»

* اگر نبود این محفل نورانی، به جرأت می‌توانستی بگویی که قرآن در میان حوزه‌های علمیه مهجور و غریب است و حال، این کلاس یکی دو هزار نفری، گوشه‌ای از خلأ توجه ویژه به معارف حقیقی قرآن را پر نموده است.

* این درس تفسیر، نه یک درس معمولی، که کلاسی از عقاید و اخلاق و فقه و کلام است و آنکه به طور منظم در آن شرکت کند مجموعه مفصلی از نکات اعتقادی و آموزه‌های اخلاقی را نیز در‌می‌یابد چرا که حضرت استاد، به بهانه مباحث تفسیری، بسیاری از مباحث مهم اعتقادی و کلامی را نیز مطرح می‌نمایند.

* قبل و بعد از جلسه، معمولاً با صحنه نماز مستحبی خواندن تعداد زیادی از حضار همراه است. چه از پیرمردهایی که سالهاست عادت دارند در مسجد اعظم نماز بخوانند چه از طلاب و روحانیونی که فرصت را مغتنم می‌شمرند و مشغول نماز مستحبی یا قرائت قرآن می‌شوند.

* در مناسبت‌ها نیز معمولاً تعریضی در میانه درس به آن مناسبت زده می‌شود. مثلاً آنگاه که سخن به نحوه مقابله با دشمن خارجی و جمله «ردوا الحجر حیث جاء» رسید فرمودند ملتی که ستم‌پذیر است حقیر است. دفاع مقدس ما نشانه عزت ملت ما بود. این جملات در میانه هفته دفاع بیان شد. صحبت‌های سیاسی اجتماعی متناسب با وقایع روز یا مسائل و مشکلات مردم، از جمله امور رایجی است که در کلام حضرت استاد می‌توان مشاهده نمود.

* تسلط استاد بر ریشه لغات و نحوه تکون واژه‌ها در عربی و فارسی نیز جالب توجه است و معمولاً رمزگشای نکاتی مهم می‌باشد. مثل اینها: آنچه به انسان بچسبانند و مبهوت شود «بهتان» است. آنچه نزد عقل و نقل، به رسمیت شناخته نشده باشد، «منکر» و «نکره» است نه آنچه اساساً ناشناخته باشد.

* صوت این درس تفسیر معمولا با چند روز فاصله در سایت مؤسسه اسراء درج می‌شود و بعد هم از رادیو معارف پخش می‌شوند. افرادی را در شهرستان‌ها می‌شناسم که گویی خود را شاگرد این کلاس می‌دانند و همواره این دروس را از رادیو معارف پیگیری می‌کنند. این دروس از شبکه قرآن سیما نیز پخش می‌شوند. همین مباحث بعد از جمع‌بندی و مشاهده خود حضرت استاد، در قالب کتاب شریف تفسیر «تسنیم» منتشر می‌شوند.

* چه بسیارند زواری که نمی‌دانند چنین درسی در حرم برپاست و آنگاه که حضرت استاد را در حال ارائه تفسیر می‌بینند، به داخل مسجد می‌آیند و با شوق و ذوق از همان حضور کوتاه، بهره می‌برند. بعضا می‌بینی که چند نوجوان وارد جلسه می‌شوند و خود را در گوشه‌ای جای می‌دهند تا حضرت استاد را ببینند و چند کلامی از ایشان بشنوند.

* روش تفسیری استاد بدین گونه است که در ابتدا، آیاتی که در حال تفسیر آنها هستند را قرائت می‌کنند که معمولا پنج الی ده آیه است. مروری از نکات کلی پیرامون مکی یا مدنی بودن سوره و موضوعات کلان مطرح شده در سوره، در مرحله بعد انجام می‌شود و بعد هم به روش تفسیر قرآن به قرآن، آیات مورد نظر را از واژه تا مفهوم بررسی می کنند و با آیات دیگر قرآن تطبیق می‌نمایند. ذکر نکات حاشیه‌ای و مباحث کلامی و اخلاقی مرتبط نیز معمولاً در میانه همین بحث‌ها صورت می‌گیرند. حضرت استاد معمولاً یکی دو کتاب که نیاز به ارجاع به آنها در بحث وجود داشته نیز همراه‌شان هست که مؤدبانه، در دست راست‌شان می‌گیرند و می‌خوانند. همه آنها بعلاوه قرآنی که در دست‌شان هست نیز با کاغذهایی علامت‌گذاری شده‌اند که نشانگر چندین ساعت وقتی است که ایشان برای حضور در هر جلسه می‌گذارند.

* استفاده از تعابیر امروزین و استعمال واژه‌های جدید توسط حضرت استاد، جالب توجه است و نشانگر به‌روز بودن و آگاهی ایشان از مسائل و تحولات جدید و موضوعات نوپدید می‌باشد. آنگاه که نظرات کپرنیک در فیزیک را تحلیل می‌کنند و از روابط زمین و آسمان و وضعیت ستارگان سخن می‌گویند می‌یابی که با فردی براستی جامع‌الاطراف و علامه روبرو هستی!

* علقه عاطفی میان حاضران و حضرت استاد را وقتی استاد به سرفه می‌افتند خوب می‌شود دید. گویی همه ایشان را پدر خویش می‌بینند و نگران سلامتی ایشان‌اند. زیر لب‌ها زمزمه «یرحمک الله» است و آنگاه که سرفه‌ها به پنجم و ششم می‌رسد، تقریباً همه را ذاکر این جمله می‌بینی! چنان به دیدن همه روزه استاد و این جلسات پر از در و گوهر وابسته می‌شوی که می‌گویی کاش رمضان و تابستان که در آنها کلاس تفسیر تعطیل است، فراقی میان تو و این محفل نمی‌انداختند.

منبع: وبلاگ آرمان خواهی


وبلاگ طلبه پاسخگو

بدون نظر

وبلاگ طلبه پاسخگو نگاهی به فعالیت طلاب در فضای مجازی؛
وبلاگ طلبه پاسخگو

خبرگزاری رسا ـ وبلاگ«طلبه پاسخگو»، که در سرویس دهنده میهن بلاگ منتشر می‌شود، یکی از وبلاگ‌های مذهبی فعال در دنیای مجازی است که به پاسخگویی مذهبی می پردازد.


حجت الاسلام هادی فلاح، نویسنده وبلاگ طلبه پاسخگو، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، پاسخگویی به شبهات و پرسش های کاربران را مهمترین وظیفه و رویکرد این وبلاگ می‌داند.

وی در ادامه با بیان این که «بیایید پرسشگری را امتحان کنیم» شعار این وبلاگ است، افزود: این وبلاگ فضاییست برای جوانان و تمام کاربران اینترنتی که اگر در سایت ها یا در هر جایی به شبهه و سؤالی برخورد کردند و دوست داشتند جواب آن را بدانند در این وبلاگ مطرح کنند.

این مبلغ اینترنتی اظهار داشت: کاربران از طریق فرم نظرات این وبلاگ و فرستادن ایمیل پرسش های خود را مطرح می کنند، بنده هم با توجه به رسالت طلبگی خودم در سریع ترین زمان ممکن به پرسش های آنان جواب می دهم.

وی با بیان این که حضور طلاب در فضای مجازی حجت را بر کاربران اینترنتی تمام کرده است، خاطر نشان کرد: لازم است افراد به دنبال جواب برای پرسشها و شبهات خود باشند، زیرا یافتن پاسخ برای پرسش ها و شبهات سبب تقویت بنیه ایمانی و اعتقادی و ترک آن سبب ضعف ایمان و اعتقادات می شود.

این پاسخگوی اینترنتی یادآور شد: وبلاگ طلبه پاسخگو، به پرسش ها و شبهات کاربران در در زمینه های مختلفی همچون جهان شناسی، تاریخی، ادیان، خداشناسی، فلسفه احکام، مهدویت، قرآنی، دین پژوهی، کلام جدید، امامت، تشیع، آفریدگار، انسان شناسی و عدل الهی پاسخ گفته است.

در بخشی از این وبلاگ با عنوان«توسل، شرک یا وسیله ای برای تقرب» می خوانیم: «درباره توسل اختلاف نظر وجود دارد، ولی به طور عمده دو دیدگاه در این رابطه مطرح است:
اغلب مسلمانان، به ویژه شیعیان، توسل به انبیا و اولیای الهی را یکی از مصادیق روشن وسیله می دانند، زیرا آن انوار مقدسه و نفوس مطهره، اشرف و افضل مخلوقاتند که به اعلی درجه انسانیت رسیـده و نزدیـک ترین فرد به درگـاه خدا هـستند و پس از مرگشان نیـز در جوار رحمتش زنـده و متنعم اند. بنابراین، توسل به پیامبر و اهل بیت (ع) در نظر این افراد از جمله اسباب و وسایلی است که باعث نزدیکی بندگان به خدایشان می شود و همان گونه که در روایات متعددی آمده، این عمل موجب قبولی طاعات و سرعت بخشیدن به اجابت دعا خواهد بود و مهم ترین راه نجات و رستگاری. از این رو، دعا و نیایش باید با توسّل به معصومان (ع) همراه باشد.

برخی از مسلمانان درخواست حاجت از ائمه (ع) و استغاثه به آن عزیزان را مورد اعتراض قرار داده و دو اشکال عمده بر آن وارد می کنند:
الف. بدعت: مخالفان توسّل، این عمل را نوعی بدعت می دانند که در دین اسلام نبوده و مسلمانان صدر اسلام نیز چنین عملی را انجام نمی دادند.
ب- شرک: برخی از این مخالفان، که وهابیون می باشند، با این قضیه به شکل افراطی برخورد کرده، آن را شرک و عبادت مخلوق می دانند….
طبق آیات قرآن نیز وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خداوند به خاطر او ، به هیچوجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد .
در آیه ۶۴ سوره نساء می خوانیم :و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما؛ یعنی: اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند( و مرتکب گناهی شدند ) به سراغ تو می آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش می کردند و تو نیز برای آنها طلب عفو می کردی ، خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند.
و نیز در آیه ۹۷ سوره یوسف:برادران یوسف از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آنها استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت .
در آیه ۱۱۴ سوره توبه: موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده که تاثیر دعای پیامبران را در باره دیگران تایید می کند.
و «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله.»، ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید، و وسیله ای برای تقرب به او بجویید.»

شایان ذکر است، ساده نویسی و تعداد زیاد بازدیدکنندگان در طول روز از ویژگی های این وبلاگ مذهبی است که از سال ۱۳۸۹ کار خود را آغاز کرده است و تا کنون بیش از ۶۵ هزار بازدید کننده داشته است.

گفتنی است، وبلاگ«طلبه پاسخگو» در در بخش وبلاگ متنی ـ مقاله و پژوهش، سومین جشنواره بین المللی وبلاگ نویسی قرآنی تبریز عنوان سوم را کسب کرده است.

این وبلاگ از نشانی اینترنتی http://t-pasokhgoo.mihanblog.com قابل مشاهده و دسترسی است./۹۱۹/پ۲۰۲/ع


تپه جاویدی و راز اشلو

۲ نظر

سعید عاکف،‌نویسنده کتاب خاک های نرم کوشک:«اگر کسی از من بپرسد : معنوی ترین و تاثیر گذار ترین کتابی که تاکنون درباره دفاع مقدس خوانده ای، چه کتابی است، میگویم: تپه جاویدی و راز اشلو.

جمله ای از شهید صیاد شیرازی موید این مطلب است ؛ او میگوید: در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام می رسیدیم ، فقط یک بار دیدم که امام رزمنده ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید. و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی ، یا همان اشلوی معروف».

کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» در قالب ۶۰۰ صفحه نوشته شده است. کتاب در مجموع دارای چهل راوی اول شخص است که افرادی چون «محسن رضایی، شهید صیاد شیرازی، همسر شهید مرتضی جاویدی و…» برخی از این روایت ها را برعهده گرفته اند.

کتاب از تظاهرات اولیه در روستای جلیان یعنی زادگاه شهید جاویدی در سال های ۱۳۵۷ آغاز و با شهادت او در عملیات کربلای پنج در سال ۱۳۶۵ به اتمام می رسد. این کتاب از سوی انتشارات «ملک اعظم» در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در شمارگان ۳ هزار نسخه با قیمت ۸ هزار تومان عرضه می شود.

«داستان زندگی مرتضی جاویدی در این اثر از سال ۵۷ آغاز می شود و تا سال ۶۵ ادامه می یابد و نام این روایت داستانی نیز از آنجا الهام گرفته شده که وی را عراقی ها به نام «اشلو» می شناختند.»

شهید جاویدی شخصیتی بود که در طول جنگ به «اشلو» ملقب بود و دامنه شهرت، رشادت ها و مبارزات او تا جایی بود که در رادیوهای عراق بارها و بارها درباره او صحبت شد و حتی به دروغ اعلام می کردند که اشلو به وسیله سربازان عراقی کشته شده است. «اشلو» مخفف جمله «ان شی لونک» است که معنی آن حال و روزت چطور است می شود. نکته جالب درباره زندگی نامه این شهید این است که هرکسی که می خواسته وارد گردان او شود، باید خون نامه می نوشته است.

شهید مرتضی جاویدی یکی از غیورترین سرداران شت سال دفاع مقدس به شمار می رود و تنها رزمنده ای بود که امام خمینی (ره) پیشانی او را بوسید. او در عملیات والفجر دو، تپه ای را به نام «برد زرد» که سی کیلومتر در خاک عراق بود، فتح کرد. شهید مرتضی جاویدی و گردانش چیزی در حدود چهار روز و چهار شب در این تپه محاصره شدند اما بالاخره با رشادت های فراوان توانستند این تپه را فتح کنند. در این عملیات ۴۰۰ رزمنده شرکت می کنند و تنها ۱۸ نفر باقی می مانند که از این ۱۸ نفر نیز ۱۵ نفر جز راویان این داستان هستند.

«بخش اعظم داستان را همسر این شهید روایت می کند که حدود ۱۵۰ صفحه از کتاب را به خود اختصاص می دهد در واقع یک چهارم کار روایتی است که همسر وی از شهید دارد. عملیات کربلای ۴ و ۵ نیز در این داستان به تصویر کشیده می شود و عمده کار نیز روی ماجرای «تپه برد زرد» است.»

شایان ذکر است، در این کتاب بخشی از شجاعت ها و دلاورمردی های رزمندگان، ایثارگران و شهدای شهر زرقان نیز به تصویر کشیده است.


Page 1 of 1012345...10...صفحه آخر