بحث منجی در تمام ادیان از جمله ادیان بشری وجود دارد. پس احتمال می رود که این اندیشه ساخته ذهن بشری باشد که در ادیان دیگر و از جمله اسلام نفوذ کرده است؟
این یک واقعیت است که عقیده به مصلح کل، یک فکر و عقیده جهانی بوده و اختصاص به یک ملت و یا مذهب و دین خاصی ندارد. بلکه تمام ادیان آسمانی در این عقیده مشترکاند. و پیروان همه ادیان معتقدند که در یک عصر تاریک و بحرانی، که جهان را فساد، بیدینی و بیدادگری فرا گرفته، نجات دهندهای بزرگ طلوع میکند و به واسطه نیروی قوی فوق العادة غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح میکند. و خداپرستی را بر بیدینی غلبه میدهد. و همه در انتظار چنین موعود نیرومند الهی به سر میبرند. ولی در مصداق آن نظرهای گوناگونی وجود داشته و هر ملتی آن رابه لقبی مخصوص میشناسند. و همچنین بسیاری از پیروان آئین های بشری به امید روزی اند که زمین توسط شخص صالحی پر از عدل و داد شود و جامعه بشری با صلح و صفا غرق در فضیلت و کمال شود.
اما این اتفاق نظر ادیان و ملل نه تنها دلیل بر بشری بودن عقیده منجی گرایی نیست بلکه این خود بهترین دلیل است بر اینکه امید به تحقق حکومت صالحان وعده بر حق خداوند است که در نهاد بشری نهفته شده است. زیرا:
۱٫ اگر این اندیشه ساخته و پرداخته ذهن بشر بود هیچ گاه بقاء و ثبات نداشت زیرا در اثر تحولات بشری و نقض و ابرامهای اندیشه دیگران بر آن، و زمینه رشد فکری بشر در عالم، خاصیت اولیه خود را از دست داده، کم کم رو به فراموشی سپرده میشد یا دچار تحول و تغییر می گردید.
۲٫ ایمان به ظهور مصلح دینی در عالم و برپا داشتن حکومت عدل الهی در تمام نقاط زمین، از اهداف همه انبیاء گذشته بوده و نسل به نسل آن را تقویت نمودهاند.(۱) به علاوه وجود آیات دال بر ظهور منجی و حکومت صالحان بر کره زمین، در قرآن کریم که کلام قطعی الهی است و نیز روایات متواتر از پیامبر اکرم(ص) و ائمه اهل بیت -علیهم السلام- بر بحث منجی و آینده روشن بشریت، احتمال بشری بودن این عقیده را منتفی می سازد.
۳٫ این اتفاق نظر ادیان و ملل دلالت می کند که ایمان به مصلح موعود، خواسته فطری همه انسان هااست. و همه انسان ها فطرتاً قایل به کمال بوده و در جستجوی آن میباشند. و همه انسان ها، فطرتاً عدالت خواه بوده و از ظلم و جور بیزارند و حاجتی بشری که همان عدالت وکمال است، در نهاد هر انسان نهفته بوده و در زمان های گوناگون ابراز گردیده است. چنان که در این باره محققین دینی اینگونه میگویند:
الف. آیت الله سید محمد باقر صدر
«کمال و دوری از نقض و تنفر از زشتیها خواسته فطری همه انسان ها بوده است. و بر اساس فطرت انسانی و وعده بر حق خداوند، کمال نهایی و برچیده شدن ظلم کامل به وجود مبارک امام مهدی (عج) تحقق خواهد یافت. لذا همه انسان ها اعم از موحد و غیرموحد، بر اساس آن نهاد خدادادی به دنبال تحقق یک چنین اندیشه بوده و در طول تاریخ بشری انتظار آن را کشیدهاند. و این خواسته، خواسته نوع انسان بوده است، امّا در اسلام، جهتدار میگردد.»(۲)
ب. علامه طباطبایی (ره)
… از روزی که بشر در زمین سکنی گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت، و آن هم، به تمام معنی میباشد. و به امید رسیدن چنین روزی قدم بر میدارد. و این خواسته همان خواستن آدم تشنه است که فطرتاً قایل به آب بوده و اگر آب نبود تشنگی آن برطرف نمیشد. و یا اگر فطرتاً تمایل به بقای نسل بشر نبود، تمایل جنسی تصور نمی شد. از این رو، به حکم ضرورت و فطرت، آینده جهان روزی را دربرخواهد داشت که در آن روز جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا و هم زیستی، غرق در فضیلت و کمال شوند و استقرار چنین وضعی به دست خود انسان خواهد بود. و رهبری چنین جامعهای منجی جهان بشری و به لسان روایات مهدی (عج) خواهد بود. که موعود و منتظر همه ادیان و مذاهب گوناگون در جهان بوده است. واز کسی که نجات دهنده بشریت است، در میان همه بشریت سخن به میان آمده و عموماً ظهور او را نوید دادهاند. گر چند در تطبیق آن اختلاف دارند. ولی حدیث متفق علیه در میان امت اسلامی، قول رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ است که فرموده: «المهدی من ولدی».(۳) (مهدی از نسل من است)
ج. آیت الله صافی گلپایگانی
حقیقت مهدویت، که منتهی شدن سیر جوامع جهانی به سوی جامعه واحد، حکومت حق و عدل جهانی،به رهبری ابرمرد الهی که موعود همه انبیاء و ادیان بوده و دوازدهمین وصی پیغمبر آخر الزمان تحقق مییابد،و این مطلوب هر فطرت و خواسته هر وجدان انسانی است. اجماع امم و ملل بر این است که پایان جهان، سعادت عمومی است و در دنبال آن تاریکی ها، روشنایی است، این یک اصل فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم و با بنیاد جهان که با حق استوار است موافق میباشد. این اندیشه اختصاصی، مخصوص انسان است، کافر و مؤمن نمیخواهد.(۴) و این مطلب که حتی کسانی که پای بندی به دین نداشته اند و گفتار انبیاء را تکذیب می کرده اند، انتظار ظهور چنین مصلحی را داشته اند و به این عقیده اعتراف نموده اند(۵) فطری بودن اندیشه منجی گرایی را تائید می کند چنانکه «برتراندراسل» که یک انسان غیر دینی است می گوید: «عالم در انتظار مصلحی است که همه را به وحدت دعوت نموده و در تحت یک پرچم و یک شعار فراخواند»(۶)
بنابراین، اگر اندیشه مصلح کل و موعود امم و ملل، بر اساس حکمت الهی و وعده بر حق و بر مبنای فطرت استوار نبود، هیچ گاه اندیشه بشری در تمام جوامع و ملل، اینگونه هماهنگ و بر مدار واحد نخواهد بود.
حاصل آنکه اندیشه مصلح موعود و یا مهدی منتظر، یک اندیشه بشری و زاییدة ذهن ملل و جوامع نمیباشد وچنین نیست که این اندیشه زاییدة ذهن بوده و در اسلام نیز نفوذ کرده باشد. بلکه این اندیشه اگر در جوامع قبل از اسلام بوده بر اساس وعده الهی و حکمت حکیمانه او و بر مبنای فطرت بشری استوار بوده است. و این اندیشه فطری در زمان های گوناگون بروز داده شده است. و علاوه بر آن، همه انبیاء گذشته و کتب آسمانی از آن خبر داده و به آن بشارت و وعده دادهاند و قرآن کریم که کلام الهی و وحی منزل است، ریشههای این وعده الهی را بازگو نموده و با تأویل و تفسیر روایات عترت ـ علیهم السّلام ـ تبیین گردیده است.
——————————————————————————–
پاورقی:
۱٫ احمد امین، مهدی و مهدویت، تهران، انتشارات مکتب الاسلام، ص۱۳٫
۲٫ صدر، سید محمد باقر، بحث حول المهدی، انتشارات جامعه مدرسین، ص ۷ ـ ۸٫
۳٫ طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامی، همان، ص۱۵۰، تفسیر المیزان، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ج۱۵، ص۱۵۵٫
۴٫ صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، جامعه مدرسین، ج۲، ص۱۳۹٫
۵٫ صادقی، محمد، نصوص خاصه مهدی موعود از «بشارات عهدین»، ص۲۷۰٫
۶٫ شهرستانی، عبدالرضا، مهدی موعود و دفع شبهات، بیروت، موسسه اعلمی، ص۶۵٫