شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

به گزارش خبرگزاری رسا، طلبه شهید محمد حسن پریمی در سال ۱۳۴۰ در روستای« مجید آباد» دامغان دیده به جهان گشود. او انسانی بود که تلاش می‌کرد استعدادهای الهی‌اش را بارور کند و بر مسند بندگی حق تکیه زند؛ برای رسیدن به اوج کمال انسانیّت، راه حوزه را در پیش گرفت و وارد میکده ناب [...]

گزارش مشروح نشست خبری فیلمساز تازه‌مسلمان آمریکایی در خبرگزاری فارس علی استون: امیدوارم جنبش وال‌استریت انقلابی شود و جمهوریت را به آمریکا برگرداند   به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست خبری «شان کریستوفر علی استون» با حضور این بازیگر تازه مسلمان شده، «بهرام حیدری» یکی از نمایندگان شرکت ریل نایت، اسکات جیمی فرانک، نادر طالب‌زاده، [...]

مردم سالاری سکولاریزه به گزارش جنبش اینترنتی حضور آگاهانه، مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان در سال ۱۳۸۴ بیان داشتند: اگر کسی سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسی را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته [...]

تصویری از درس تفسیر آیت الله جوادی آملی به قلم یکی از شاگردان

بدون نظر

آیت الله جوادی آملیسالهاست که مسجد اعظم قم، یکساعت مانده به اذان ظهر، شاهد برگزاری جلساتی نورانی با حضور علامه متأله، آیت‌الله جوادی آملی است. صدها نفر در این سلسله جلسات تفسیری حاضر می‌شوند که نتیجه این جلسات، پس از تنظیم نهایی، تفسیر شریف «تسنیم» است. تا به حال بیست و سه جلد از این تفسیر گران‌سنگ که در نوع خود بی‌نظیر است، منتشر گردیده است. ظاهراً پانزده جزء اول قرآن قرار است در پنجاه جلد و پانزده جزء بعدی آن در سی جلد منتشر شوند. آنچه در ادامه می‌آید گزارشی از این جلسات شورانگیز است که به صورت روزانه، یک ساعت مانده به اذان ظهر، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه «س» برگزار می‌شوند.

* سالن مسجد اعظم، دو سه هزار نفر را در خود جای می‌دهد. سالنی با ستون‌هایی قطور و بزرگ که در زمان آیت‌الله العظمی بروجردی ساخته شده و احتمالاً از همان زمان، برای دروس با تعداد شرکت‌کنندگان بالا مورد استفاده قرار گرفته است. پنکه‌های سقفی سالن در بیشتر ایام سال روشن‌اند و از گرمای هوا می‌کاهند! دو سه گنجشک هم لانه در دیوار مسجد کرده‌اند و حضورشان در جلسات تفسیر، به زیبایی این محفل لطیف افزوده است.

* ادبیات حضرت استاد آنگاه که می‌خواهند حدیثی ذکر کنند یا از اساتید و علما یاد نمایند شنیدنی است. چنان ادبی در آن موج می‌زند که گویی، آن بزرگواران را در محضر خود حاضر می‌بینند. تعبیر ایشان برای ائمه علیهم السلام اینگونه است: «کلام نورانی وجود مبارک حضرت امیر علیه آلاف التحیة و الثناء است که …» یا که تعبیر همیشگی ایشان برای علامه طباطبایی، استاد بزرگوار ایشان چنین است: «سیدنا الاستاد» و یا «مرحوم کلینی رضوان‌الله علیه …»

* تسلط ایشان بر علوم مختلف اعجاب برانگیز است. آنگاه که زمان به ادبیات عرب و صرف و نحو و بلاغت یا لغات می‌رسد ایشان را ناقد زمخشری می‌یابی و آنگاه که سخن از فلسفه و کلام و تفسیر به میان می‌آید ناقد فیض و علمای بزرگ هر فن! حافظه شگفت‌انگیز و تسلط بر علوم مختلف، عمقی شگرف و کمالی همه‌جانبه به این درس بخشیده است.

* تسلط ایشان به اشعار نیز جالب توجه است. اساساً کلام حضرت استاد محفوف به کلماتی موزون و ادبی است. لغات در بیان حضرت استاد، با دقت به کار می‌روند و در جای خود می‌نشینند از همین رو فهم سخنرانی‌های ایشان برای کسانی که با ادبیات فارسی و عربی بیگانه‌اند مشکل است. البته بعضاً برخی تعابیر فلسفی و تخصصی نیز در کلام ایشان هست که کار را مشکل‌تر می‌سازد.

* تلنگرهای حضرت استاد به برخی مسائل اجتماعی رایج، تکان‌دهنده‌اند. آنگاه که از کم‌شدن عواطف در میان خانواده‌ها انتقاد می‌کنند و می‌نالند که وقتی مهدکودک باب شد، سالمند هم به خانه سالمندان سپرده می‌شود در حالی که در جوامع عاطفی چنین اتفاقاتی نمی‌افتد.

* حضرت استاد، تکه کلامی نیز دارند که عبارت از تکرار یک واژه با میان واژه «یعنی» است آنگاه که می‌خواهند بر مساله‌ای تاکید کنند. مثلاً وقتی می‌خواهند بگویند که خدا همه گناهان را می‌بخشد می‌گویند: «جمیع گناهان را می‌بخشد. جمیع یعنی جمیع!»

* استاد بارها و بارها از غربت عقاید و اخلاق در حوزه‌ها نالیده‌اند! ایشان که پنج‌شنبه‌ها بعد از نماز ظهر، در محل مؤسسه‌شان درس اخلاق مبتنی بر نهج‌البلاغه دارند، تعابیری گران‌سنگ و حاوی نکات اعتقادی عمیق از نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه را خوانده‌ و گله می‌کنند که کسی نیست روی این مفاهیم کار کند و آنها را باز نماید و اینها مغفول مانده‌اند!

* تعابیر حضرت استاد برای مخالفان نیز همراه با ادب و کنایه‌هایی مؤدبانه و به دور از تفرقه‌‍‌زایی و تشنج‌آفرینی است. مثلاً بعد از ذکر نام معاویه این تعبیر را به کار بردند که: «علیه من الرحمن ما یستحق» و درباره مقدسات اهل سنت و عقاید ایشان نیز در عین نقد علمی محکم، رعایت ادب و انصاف موج می‌زند.

* سبک این کلاس چند هزار نفری همچون همه کلاس‌های حوزه، این است که افراد حق دارند اشکالات یا سؤالات خود را در میانه بحث بپرسند که به آنها «مستشکل» گفته می‌شود. در این درس نیز این قاعده برقرار است هر چند باید اعتراف کرد که متاسفانه عمده سؤالات و اشکالات، کم‌عمق و نپخته‌اند و بعضاً از حد معمول خارج شده و به زیاده می‌گذارند! هر چند استاد همیشه، با سعه صدر به آنها نیز پاسخ می‌دهند اما بعضاً اعتراض ایشان از عدم توجه به مباحثی که چندین بار تکرار شده و باز سؤال می‌شود، را در پی دارد.

* بساط شانه‌بوسی استاد، بعد از پایان هر درس به راه است. بلافاصله بعد از آنکه استاد «والحمدلله رب العالمین» را می‌گوید و از منبر پائین می‌آید، خیل عاشقان، به جلو می‌شتابند تا همان چند قدم فاصله منبر تا درب خروجی را مغتنم شمرده و بر شانه استاد بوسه می‌زنند و التماس دعا می‌گویند. سیره اخلاقی استاد را در همین رفتارهای مختصر نیز می‌توان دید. تشکر همه روزه ایشان از فیلمبرداری که هر روز، میکروفون را در مقابل ایشان تنظیم می‌کند، برایم جالب توجه است.

* همه نوع آدم را می‌شود در پای درس استاد دید. کلاس که تمام می‌شود،‌ لهجه‌های مختلف شیرین ایرانی به گوشت می‌رسد. از یزدی و اصفهانی تا ترکی و لری، همه و همه دوستان‌شان را می‌یابند و گپ می‌زنند. از بحرین و پاکستان و افغانستان و آفریقا و چین و اندونزی و دیگر کشورها نیز می‌توانی طلابی را ببینی که فرصت حضور در ایران را با حضور در درس تفسیر حضرت استاد مغتنم می‌شمارند.

* کسانی که بر سر درس می‌آیند هم متفاوت‌اند. بیشترشان طلبه‌اند و البته تعدادی پیرمرد و جوان غیرطلبه را نیز می‌شود دید. تعدادی هستند که کلمه به کلمه سخنان استاد را می‌نویسند و هیچ کلامی از آنان فوت نمی‌شود ولی عمده حاضرین، نکات اصلی را می‌نویسند و خلاصه برداری می‌کنند. تعداد زیادی هم البته هستند که فقط گوش می‌کنند! عده‌ای قرآن برمی‌دارند و عده‌ای لپ‌تاپ در مقابل‌شان باز است و نکات را مستقیما تایپ می‌کنند. برخی هم از قرآن‌های گوشی‌ موبایل‌شان استفاده می‌کنند. در میان این همه، طلبه‌ای که قرآن با ترجمه چینی در دست داشت و طلبه‌ای ایرانی که همه صحبت‌های استاد را می‌نوشت ولی هیچ نقطه‌ای بر واژه‌هایش نمی‌گذاشت بیشتر از بقیه برایم جلب توجه کرد!

* تذکرات اخلاقی حضرت استاد، فضایی متفاوت به این درس بخشیده است و آن را از یک کلاس علمی خشک خارج نموده است. آنگاه که تشرها و تذکرات بر قلبت فرو می‌رود و خود را در غفلت می‌یابی، دلت می‌لرزد و انگیزه توبه می‌یابی! استاد، به طلاب تلنگر می‌زنند که طلبه‌ای که در «مدرسه قبرستان» رفت و آمد نکند، از خیلی معارف دور می‌ماند. هم‌ایشان آنگاه که از مرگ سخن می‌گویند، بغض می‌کنند و آن روز که فرمودند «لحظه مرگ برای مؤمن، شیرین‌ترین لحظه‌هاست چرا که ما در این دنیا آرزو داریم چشم‌مان به کربلا بیفتد ولی در لحظه مرگ همه چهارده معصوم علیهماالسلام به دیدار مؤمن می‌آیند» بغض‌شان ترکید و اشک‌شان جاری شد. بسیار هم اتفاق می‌افتد که تذکرات استاد دلها را می‌لرزاند و نشانه‌اش هم شانه‌هایی‌اند که تکان می‌خورند و بغض‌هایی‌اند که ترکیده‌اند و صدای‌شان از گوشه و کنار مسجد به گوش می‌رسد.

* خیلی‌ها در این جلسه حاضر می‌شوند که خود، در حوزه و دانشگاه، استادند و درس و بحث مفصلی دارند. استادهای زیادی را می‌توانی در این درس ببینی که اینجا زانوی ادب شاگردی زده‌اند و بر سر خان معارف قرآنی این حکیم متأله، تماماً گوش شده‌اند.

* از حواشی جالب جلسه هم یکی از اساتید است که همواره اطرافش شلوغ است و رمز این شلوغی نیز، استخاره‌های مجرب ایشان است. استخاره‌هایی که معمولاً همراه با توضیحاتی دقیق از موضوع مورد سؤال می‌باشند.

* حاج آقا صلواتی این محفل هم پیرمردی روحانی است با لهجه غلیظ اصفهانی که همواره از زمان ورود استاد به مسجد اعظم، تا آغاز درس، چهار صلوات از مردم می‌گیرد! گاهی هم صلوات‌هایش را به روز می‌کند و در میانه‌شان سقوط آل خلیفه و آل‌سعود را نیز ذکر می‌کند. اولین صلوات ایشان هم معمولا این جمله است: «سلامتی علمای ربانی هم صلوات بفرستید»

* اگر نبود این محفل نورانی، به جرأت می‌توانستی بگویی که قرآن در میان حوزه‌های علمیه مهجور و غریب است و حال، این کلاس یکی دو هزار نفری، گوشه‌ای از خلأ توجه ویژه به معارف حقیقی قرآن را پر نموده است.

* این درس تفسیر، نه یک درس معمولی، که کلاسی از عقاید و اخلاق و فقه و کلام است و آنکه به طور منظم در آن شرکت کند مجموعه مفصلی از نکات اعتقادی و آموزه‌های اخلاقی را نیز در‌می‌یابد چرا که حضرت استاد، به بهانه مباحث تفسیری، بسیاری از مباحث مهم اعتقادی و کلامی را نیز مطرح می‌نمایند.

* قبل و بعد از جلسه، معمولاً با صحنه نماز مستحبی خواندن تعداد زیادی از حضار همراه است. چه از پیرمردهایی که سالهاست عادت دارند در مسجد اعظم نماز بخوانند چه از طلاب و روحانیونی که فرصت را مغتنم می‌شمرند و مشغول نماز مستحبی یا قرائت قرآن می‌شوند.

* در مناسبت‌ها نیز معمولاً تعریضی در میانه درس به آن مناسبت زده می‌شود. مثلاً آنگاه که سخن به نحوه مقابله با دشمن خارجی و جمله «ردوا الحجر حیث جاء» رسید فرمودند ملتی که ستم‌پذیر است حقیر است. دفاع مقدس ما نشانه عزت ملت ما بود. این جملات در میانه هفته دفاع بیان شد. صحبت‌های سیاسی اجتماعی متناسب با وقایع روز یا مسائل و مشکلات مردم، از جمله امور رایجی است که در کلام حضرت استاد می‌توان مشاهده نمود.

* تسلط استاد بر ریشه لغات و نحوه تکون واژه‌ها در عربی و فارسی نیز جالب توجه است و معمولاً رمزگشای نکاتی مهم می‌باشد. مثل اینها: آنچه به انسان بچسبانند و مبهوت شود «بهتان» است. آنچه نزد عقل و نقل، به رسمیت شناخته نشده باشد، «منکر» و «نکره» است نه آنچه اساساً ناشناخته باشد.

* صوت این درس تفسیر معمولا با چند روز فاصله در سایت مؤسسه اسراء درج می‌شود و بعد هم از رادیو معارف پخش می‌شوند. افرادی را در شهرستان‌ها می‌شناسم که گویی خود را شاگرد این کلاس می‌دانند و همواره این دروس را از رادیو معارف پیگیری می‌کنند. این دروس از شبکه قرآن سیما نیز پخش می‌شوند. همین مباحث بعد از جمع‌بندی و مشاهده خود حضرت استاد، در قالب کتاب شریف تفسیر «تسنیم» منتشر می‌شوند.

* چه بسیارند زواری که نمی‌دانند چنین درسی در حرم برپاست و آنگاه که حضرت استاد را در حال ارائه تفسیر می‌بینند، به داخل مسجد می‌آیند و با شوق و ذوق از همان حضور کوتاه، بهره می‌برند. بعضا می‌بینی که چند نوجوان وارد جلسه می‌شوند و خود را در گوشه‌ای جای می‌دهند تا حضرت استاد را ببینند و چند کلامی از ایشان بشنوند.

* روش تفسیری استاد بدین گونه است که در ابتدا، آیاتی که در حال تفسیر آنها هستند را قرائت می‌کنند که معمولا پنج الی ده آیه است. مروری از نکات کلی پیرامون مکی یا مدنی بودن سوره و موضوعات کلان مطرح شده در سوره، در مرحله بعد انجام می‌شود و بعد هم به روش تفسیر قرآن به قرآن، آیات مورد نظر را از واژه تا مفهوم بررسی می کنند و با آیات دیگر قرآن تطبیق می‌نمایند. ذکر نکات حاشیه‌ای و مباحث کلامی و اخلاقی مرتبط نیز معمولاً در میانه همین بحث‌ها صورت می‌گیرند. حضرت استاد معمولاً یکی دو کتاب که نیاز به ارجاع به آنها در بحث وجود داشته نیز همراه‌شان هست که مؤدبانه، در دست راست‌شان می‌گیرند و می‌خوانند. همه آنها بعلاوه قرآنی که در دست‌شان هست نیز با کاغذهایی علامت‌گذاری شده‌اند که نشانگر چندین ساعت وقتی است که ایشان برای حضور در هر جلسه می‌گذارند.

* استفاده از تعابیر امروزین و استعمال واژه‌های جدید توسط حضرت استاد، جالب توجه است و نشانگر به‌روز بودن و آگاهی ایشان از مسائل و تحولات جدید و موضوعات نوپدید می‌باشد. آنگاه که نظرات کپرنیک در فیزیک را تحلیل می‌کنند و از روابط زمین و آسمان و وضعیت ستارگان سخن می‌گویند می‌یابی که با فردی براستی جامع‌الاطراف و علامه روبرو هستی!

* علقه عاطفی میان حاضران و حضرت استاد را وقتی استاد به سرفه می‌افتند خوب می‌شود دید. گویی همه ایشان را پدر خویش می‌بینند و نگران سلامتی ایشان‌اند. زیر لب‌ها زمزمه «یرحمک الله» است و آنگاه که سرفه‌ها به پنجم و ششم می‌رسد، تقریباً همه را ذاکر این جمله می‌بینی! چنان به دیدن همه روزه استاد و این جلسات پر از در و گوهر وابسته می‌شوی که می‌گویی کاش رمضان و تابستان که در آنها کلاس تفسیر تعطیل است، فراقی میان تو و این محفل نمی‌انداختند.

منبع: وبلاگ آرمان خواهی


شهر شعبان فی فکر الإمام الخمینی (رض)

بدون نظر

شهر شعبان فی فکر الإمام الخمینی (رض)

بقلم: محمد هاشم نعمت الهی

قال رسول الله (ص): «ألا إنّ رجباً شهر الله الأصم وهو شهر عظیم، وإنّما سمی الأصم؛ لأنّه لا یقاربه شیء من الشهور حرمة وفضلاً عند الله، وکان أهل الجاهلیة یعظمونه فی جاهلیتهم، فلمّا جاء الإسلام لم یزدد إلا تعظیماً وفضلاً، ألا إنّ رجب شهر الله، وشعبان شهری، ورمضان شهر أمتی».(۱)
إنّ شهر شعبان من الشهور الشریفة، وهو منسوب إلى سید الأنبیاء والمرسلین؛ المصطفى محمد (ص)، وفیه مناسبات عدیدة ، منها ولادة الإمام الحسین (ع)، وولادة أبی الفضل العباس (ع)، وولادة زین العابدین؛ الإمام السجاد (ع)، وولادة علی الأکبر (ع)، وولادة صاحب الزمان؛ الإمام المهدی (عج).
وفی الحقیقة، إنّ شهر شعبان هو الشهر القمری الوحید، الذی لم یوافق فیه شهادة أی إمام من الأئمة الأطهار علیهم السلام.
أهمیة شهر شعبان
یقول الإمام الخمینی (قدس)، حول عظمة شهر شعبان:
«إنّ شهر شعبان هو مقدمة لشهر رمضان المبارک، حیث یستعد الناس فیه لاستقبال شهر رمضان المبارک، والدخول فی ضیافة الله.
فأنتم عندما تریدون أن تذهبوا لضیافة شخص ما، غالباً ما تقومون بإعداد أنفسکم؛ لتکونوا على أفضل هیئة.
فتغیرون زیکم وتدخلون إلى مکان الضیافة وأنتم بهیئة أخرى، غیر الهیئة التی کنتم علیها فی منازلکم.
إنّ شهر شعبان أعد من أجل ترتیب الهیئة التی تتناسب مع الضیافة التی تقصدونها، وتعدون أنفسکم لها بالشکل الذی ینبئ عن وجود مقدار من الفرق فی أوضاعکم وظواهرکم عما کنتم علیه فی منازلکم.
وإنّ شهر شعبان أعد من أجل أن یستعد المسلمون لضیافة الله، وآداب ذلک تظهر من خلال المناجات الشعبانیة(۲)».(۳)
برکات شهر شعبان
یتحدث الإمام روح الله الخمینی (قدس) فی موضوع یتعلق ببرکات شهر شعبان فیقول:
«توجد فی هذه الأشهر الثلاثة؛ رجب وشعبان ورمضان المبارک، العدید من البرکات التی أعدها الله للإنسان، وهو یتمکن من الاستفادة منها على أحسن وجه.
بالطبع، إنّ مبدأ کل تلک البرکات المبعث النبوی الشریف، وما بقی یکون تابع له، ففی شهر رجب المرجب، تمر ذکرى المبعث العظیم، وولادة مولانا علی بن أبی طالب ـ سلام الله علیه ـ وبعض الأئمة علیهم السلام، وفی شهر شعبان تمر ذکرى ولادة الإمام سید الشهداء ـ سلام الله علیه ـ وولادة الإمام صاحب الأمر ـ أرواحنا له الفداء ـ وفی شهر رمضان المبارک، نزول القرآن على قلب الرسول المبارک.
ومن المعلوم أن الألسن والعقول والأفکار لا تتمکن من سبر أغوار شرف ومکانة هذه الشهور الثلاثة.
إننا الیوم نعیش فی شهر شعبان الشریف، وفیه المناجات الشعبانیة التی تعتبر من أکبر المناجات وأعظم المعارف الإلهیة، وهی من أعظم الأدعیة التی یمکن للعارفین بها الاستفادة منها بمقدار ما یمتلکونه من معرفة».(۴)
قداسة شهر رمضان وشعبان
لقد تعرض الإمام الخمینی (رض) من خلال حدیثه مع مجموعة من مسؤولی النظام إلى قداسة شهر شعبان ورمضان المبارکین ببیان قلبی رائع ولطیف فقال:
إنّ شهر رمضان المبارک یشتمل على لیلة القدر، ویشتمل شهر شعبان الشریف على لیلة النصف من شعبان التی تتلوها لیلة القدر؛ فإنّ شهر رمضان مبارکاً للیلة القدر، وشهر شعبان مبارکاً؛ لأنّ فیه لیلة النصف من شعبان.
کما أنّ شهر رمضان مبارک؛ لنزول الوحی فیه، أو بتعبیر آخر أنّ معنویة رسول الله (ص) کانت سبباً فی نزول الوحی، وإنّ شهر شعبان شهر عظیم؛ لکونه استمرار للمعنویات الموجودة فی شهر رمضان، وتتجلى فی شهر رمضان المبارک لیلة القدر، التی جمعت فیها جمیع الحقائق والمعانی، وإنّ شهر شعبان هو شهر الأئمة، وهو مواصلة لهذه الحقائق والمعانی.
ولقد أدى مقام الرسول الأکرم ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ بولایته العامة الإلهیة بالأصالة، إلى بسط جمیع البرکات فی الکون، کما أنّ شهر شعبان ـ الذی یعتبر شهر الأئمة علیهم السلام ـ أدى إلى استمرار هذه المعانی ببرکة الولایة المطلقة التابعة لرسول الله (ص).
کما أنّ أجواء شهر رمضان المبارک خرقت جمیع الحجب، فنزل فیه جبرائیل الأمین على رسول الله (ص)، وبتعبیر آخر، إنّ مقام الرسول (ص) جعل جبرائیل الأمین ینزل على دار الدنیا، وإنّ شهر شعبان هو شهر الولایة، وهو استمرار لجمیع هذه المعانی.
إنّ شهر رمضان شهر مبارک فیه نزل القرآن الکریم، وشهر شعبان مبارک فیه انتشرت أدعیة الأئمة علیهم السلام.
إنّ شهر رمضان المبارک هو الشهر الذی نزل فیه القرآن، القرآن المشتمل على جمیع المعارف، وجمیع ما یحتاجه البشر، وشهر شعبان هو شهر الأئمة، وهو استمرار لهذه الحقیقة وهذه المعانی فی جمیع الأزمنة..
إنّ ما موجود فی القرآن من أسرار، موجود فی أدعیة الأئمة أیضاً، فنحن نقرأ فی الأدعیة الشعبانیة، معانی عرض حاجاتنا على الله تعالى:
وَاجْعَلْنی مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَاجابَک وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِک فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَک جَهْراً.(۵)
فإنّ هذا الدعاء یتعرض إلى معنى (الصعق)، کما عرضه القرآن الکریم فی قصة النبی موسى (ع)، حیث قال تعالى: (فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ)(۶) حیث صعق موسى، فإنّ هذا الشهر هو شهر الصعق، وهو شهر یتطلب منا هذا الصعق، وهو شهر التجلی الإلهی للرسول الأعظم (ص)، وهو شهر التجلی الإلهی للأئمة علیهم السلام تبعاً لرسول الله (ص).
إن الإمام المهدی ـ سلام الله علیه ـ له أبعاد مختلفة، وإنّ ما یقع للبشر أحیاناً من بعض أبعاده، وکما أنّ هناک بعض الأبعاد الخاصة بالقرآن والرسول الأعظم (ص) التی تکون معلومة لدى البشر، توجد هناک معنویات فی القرآن الکریم لم یکتشفها إلا الرسول الأعظم (ص) وأهل بیته وممن أخذ منه.
وتوجد فی أدعیتنا مسائل من هذا القبیل أیضاً؛ لأنّه کما أنّ رسول الله (ص) حاکم على جمیع الموجودات بحسب الواقع، فإنّ الإمام المهدی أیضاً حاکم على جمیع الموجودات.
فإنّ الرسول الأعظم (ص) هو خاتم الرسل، والإمام المهدی (عج) هو خاتم الولایة، والرسول (ص) خاتم الولایة العامة بالأصالة، والمهدی (عج) خاتم الولایة العامة بالتبع.
وبالتالی، فإنّ هذان الشهران، من الشهور التی یجب علینا احترامها.(۷)
نرجوا من الله تعالى أن یجعلنا فی ساحة شهر شعبان؛ شهر الرسول (ص)، عوناً للرسول (ص) من خلال إتباعه فی هذا السفر، ویمکننا ـ من خلال المعرفة والتحرر من الأهواء ـ إزالة ما أصاب قلوبنا من غبار الدنیا وغرورها، وإعداد أنفسنا للدخول فی ضیافة الله الکبرى، واستثمار برکات هذا الشهر العظیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) ـ وسائل الشیعة: ج۱۰، ص۴۷۵٫
(۲) ـ لقد نقل هذا الدعاء العالم الجلیل القدر على بن طاووس فی أعمال شهر شعبان عن الحسین بن محمد «ابن خالویه»، وقال إنّ أمیر المؤمنین وأبنائه علیهم السلام، کانوا یقرؤون هذا الدعاء دائماً فی شهر شعبان. (إقبال الأعمال، ص۶۸۵)، (مفاتیح الجنان، أعمال شهر شعبان).
(۳) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۳، ص۳۱٫
(۴) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۷، ص۴۵۶٫
(۵) ـ مفاتیح الجنان، الأعمال المشترکة لشهر شعبان، المناجات الشعبانیة.
(۶) ـ سوره الأعراف(۷)، الآیة ۱۴۳٫
(۷) ـ صحیفة الإمام: ج‏۲۰، ص۲۴۸، ۲۴۹، ۲۵۰٫
منبع: http://www.rasanews.ir/Ar/Nsite/FullStory/?Id=122


المناجات الشعبانیة فی فکر الإمام الخمینی (قدس)

بدون نظر

المناجات الشعبانیة فی فکر الإمام الخمینی (قدس)
محمد هاشم نعمت الهی

 إنّ الإمام الخمینی (قدس)، الذی یعتبر مثالاً للعارف الکامل، الذی أستطاع أن یخرج نفسه بقلب مطمئن من منزلقات الدنیا ومغریاتها، کان یدعوا مختلف المسؤولین ومختلف قطاعات الشعب فی لقاءاته، إلى قراءة الأدعیة والتدبر فیها؛ وهذا ما نجده فی الکثیر من المقاطع المختلفة المقتطفة من کلماته.
فقد کان یلفت الأنظار فی مناسبات مختلفة إلى المناجات الشعبانیة،(۱) ویمجدها، ویدعوا إلى المواظبة علیها، ویمکن القول إنّها من الأدعیة الشریفة التی کانت أنساً للإمام (قدس).
إنّ ما نود التعرض إلیه فیما یلی هو أهمیة قراءة الدعاء فی شهر شعبان بصورة عامة، وأهمیة قراءة المناجات الشعبانیة فی فکر الإمام الخمینی (قدس) بصورة خاصة.
أهمیة قراءة الدعاء فی شهر شعبان
«إنّ هذه الأدعیة التی تخصّ الشهور والأیام، ولا سیما فی أشهر رجب وشعبان ورمضان، تقوی الروح بشکل کبیر وتفتح الطریق للإنسان إن کان جدیراً بها ـ ونحن لسنا کذلک ـ وهی کشّاف نور یفعل المعجزات لإخراج البشر من هذه الظلمات إلى النور. فاهتموا بهذه الأدعیة ولا تنخدعوا بأقوال بعض الکتّاب أمثال ((کسروی)) الذین کانوا یقلّلون من شأن الأدعیة ویضعفونها، فهذا الإضعاف هو إضعاف للإسلام، إنّهم لا یدرکون إنّهم مساکین! لا یعلمون أنّ فی هذا الکتاب أشیاء هی مسائل القرآن بلغة اُخرى هی لغة الأئمة! فلغة القرآن نوع من اللغات ولغة الدعاء نوع آخر. إنّ الذی یخرج الإنسان من دار الظلمات هذه وینقذ النفس من الابتلاءات والحیرة المسیطرة علیها، إنّما هو الأدعیة التی نقلت لنا عن الأئمة [ع]. لقد کان أئمتنا [ع] کلهم تقریباً یعانون من القوى العظمى ولا یستطیعون القیام بعمل مهم. فبالإضافة إلى الإرشادات السریة التی کانوا یقومون بها، کانت لدیهم هذه الأدعیة کی یؤهلوا الناس للصمود أمام تلک الحکومات المسیطرة. فحینما کان الأشخاص یقرؤون هذه الأدعیة، تکسبهم قدرة معنویة وتخفف عنهم أعباءهم وتهوّن علیهم الاستشهاد.
إنّ أدعیة شهر رجب المبارک وخاصة شهر شعبان المبارک، مقدمة وتمهید لإعداد قلب الإنسان للذهاب إلى الضیافة، الضیافة التی تمدّ فیها مائدة القرآن الکریم، والمکان الذی تقام فیه هذه الضیافة، أهمه لیلة القدر، والضیافة المعدّة هی ضیافة تنزیهیة وإثباتیة وتعلیمیة».(۳)
ویقول الإمام (قدس) فی مکان آخر:
«علیکم بقراءة الأدعیة المأثورة فی شهر شعبان المعظم، کما تقرؤونها فی شهر رمضان المبارک، وینبغی التدبر فیها».(۴)
المناجات الشعبانیة
إنّ هذا الإمام (قدس) العارف الزاهد، والواصل الکامل، یتعرّض فی کلماته إلى المناجات الشعبانیة بین الحین والآخر، ویدعو المسؤولین وأبناء الشعب إلى القراءة والتدبر فی مقاطع هذه الأدعیة القیّمة، ویوصیهم بذلک.
یقول (قدس):
«إنّنی لم أرى دعاءً قیل عنه أنّ الأئمة جمیعاً کانوا یقرؤونه، إلا المناجات الشعبانیة؛ لأنّها تُعد الجمیع لضیافة الله.»(۵)
ویقول (قدس) فی فقرة أخرى:
«إنّ المناجات الشعبانیة من المناجات التی قل أن یوجد لها نظیر، فهی کدعاء أبی حمزة الثمالی المأثور عن الإمام السجاد (ع) الذی قلّ أن نجد له نظیراً، ودعاء کمیل والدعاء المأثور فی شعبان الذی هو أحد الأدعیة التی تقرأ فی لیلة النصف من شعبان حیث یشتمل على أسرار أیدینا قاصرة عن بلوغها. لقد وردت أدعیة عن أئمة الهدى یجب التدبر فی مضامینها وعلى ذوی الرأی والمعرفة أن یشرحوها ویعرضوها للناس، إنّ کان لیس بمقدور أحد شرح کنه هذه الحقائق»(۶)
کما یشیر هذا العارف الأبی إلى عظمة المناجات الشعبانیة، فیقول:
«إنّ المناجات الشعبانیة من أهم الأدعیة، ومن أعظم المعارف الإلهیة، وأکبر ما یمکن أن یستفید منه أهلها على قدر إدراکهم.»(۷)
ویُعبّر (قدس) قائلاً:
«لو لم یکن فی الأدعیة سوى المناجات الشعبانیة لکان کافیاً لإثبات حقانیة أئمتنا، فکل القضایا التی یقولها العرفاء فی الکتب المطولة توجد فی بعض کلمات المناجات الشعبانیة، بل إنّ عرفاء الإسلام قد استفادوا من هذه الأدعیة التی وردت فی الإسلام…
تلک الأدعیة التی یقول فیها بعض مشایخنا(۸): (إنّ القرآن قرآن نازل نزل إلى الأسفل، والدعاء یرتفع من الأسفل إلى الأعلى، فهو کالقرآن الصاعد)، والأدعیة ترید أن تصنع من الإنسان (آدمیاً). الإنسان الذی لو ترک وشأنه سیکون أکثر توحشاً من جمیع الحیوانات.
إنّ الأدعیة بما فیها من لغة خاصة، تأخذ بید الإنسان وترفعه إلى الأعلى، الأعلى الذی لا نستطیع أنا وأنت أن ندرکه.»(۹)
وکذلک یقول (قدس):
«إنّ المناجات الشعبانیة من المناجات التی لو یتعمق الإنسان ویفکر فیها، فإنّها ستصل به إلى مدارج الکمال. ومع أنّ الأئمة علیهم السلام الذین کانوا یقرؤونها بأجمعهم ـ بحسب الروایات ـ قد بلغوا أسمى مراتب الکمال، إلا إنّهم کانوا یقرؤونها کما هی؛ لأنّه لم یکن أحدهم یرى لنفسه شیء مقابل عظمة الله تعالى، فلم یکن الإمام الصادق ـ مثلاً ـ یستأثر بنفسه على الآخرین، بل کان یناجی الله کما یناجیه الغارق فی معاصیه؛ لأنّه کان ینظر لنفسه وکأنه لا یملک شیئاً، وکل ما یملک فهو نقص، وکل ما عنده ملک لله، وکل کمال لله، فهو لا شیء أمام مالک الملک، حتى الأنبیاء لا یملکون شیئاً أمام الله، وکلهم تبعاً له، وکل أنواع الفطرة تابعة له، إلا أننا لا ندرک هذه التبعیة؛ لأننا محجوبون، أما الذین یدرکون ذلک فهم الکاملون الذین ینقادون لهذه المعانی، فهم یدرکون معنى (الکمال الانقطاعی) الذی کانوا ینشدونه، هذا الانقطاع المتمثل بالتجنب عن کل موجود سوى الله»(۱۰)
«إنّنی لا أتصور إنّ هناک دعاء قرأه جمیع الأئمة إلا المناجات الواردة فی شهر شعبان، فإنّ المناجات الشعبانیة هی مناجات جمیع الأئمة، وفیها الکثیر من المعارف، والأدب الذی یعلم الإنسان کیف یناجی ربه، فنحن غافلون عن المعانی التی فی هذه المناجات، ولعل بعض الجُهّال یعتقدون بأنّ الأدعیة المأثورة، والأمور الواردة عن الأئمة هی أمور تشریفیة، یریدون أن یعلموننا من خلالها، مع أنّ المسألة لیست کذلک، المسألة أنّهم قد امتثلوا أمام الله، وهم یدرکون عظمة من وقفوا أمامه، فهم على معرفة بالله تبارک وتعالى، ویدرکون ما یفعلون، وإنّ المناجات الشعبانیة من المناجات التی إذا أراد أحد الأشخاص المخلصین العارفین ـ لیس باللسان فقط ـ أن یقوم بشرحها للآخرین، لأنّ هذه المناجات بحاجة للشرح کبقیة أدعیة الأئمة علیهم السلام، وإنّ ذلک یعتبر عملاً قیماً»(۱۱)
نأمل من الله تعالى، أن یجعل قلوبنا تأنس بالأدعیة فی شهر شعبان، شهر الرسول (ص)، وأن یوفقنا للاستعداد والنجاح والسعادة فی الضیافة الإلهیة العظمى، من خلال قراءة الأدعیة المأثورة عن الأئمة الأطهار(ع)، والتدبر فیها.
—————————————————
(۱) ـ لقد نقل هذا الدعاء العالم الجلیل القدر على بن طاووس فی أعمال شهر شعبان عن الحسین بن محمد «ابن خالویه»، وقال إنّ أمیر المؤمنین وأبنائه علیهم السلام، کانوا یقرؤون هذا الدعاء دائماً فی شهر شعبان. (إقبال الأعمال، ص۶۸۵)، (مفاتیح الجنان، أعمال شهر شعبان).
(۲) ـ احمد کسروی التبریزی من الکتاب والمؤرخین المعروفین، الذی کان یجتنب استعمال الألفاظ العربیة فی خمسین أثر من آثاره التی ألفها، ومع أنّه کان یرتدی زی العلماء فی شبابه، تحول بعد ذلک إلى عنصر یعمل ضد الدین والعلماء، وأقترح أن تحرق جمیع الکتب المکتوبة باللغة العربیة والمتعلقة بالدین، ومن جملتها القرآن الکریم ومفاتیح الجنان، وأخیراً کانت عاقبته الاغتیال على ید أحد فدائی الإسلام عندما کان یراجع أحد المحاکم.
(۳) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۳، ص: ۳۲ و ۳۳٫
(۴) ـ صحیفة الإمام: ج‏۲۰، ص: ۲۴۹،۲۵۰٫
(۵) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۳، ص: ۳۱٫
(۶) ـ صحیفة الإمام: ج‏۲۰، ص: ۲۵۰٫
(۷) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۷، ص: ۴۵۶
(۸) ـ السید محمد علی شاه آبادی، أستاذ الإمام بالعرفان.
(۹) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۳، ص: ۳۱ و ۳۲٫
(۱۰) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۹، ص: ۲۵۳٫
(۱۱) ـ صحیفة الإمام: ج‏۱۷، ص: ۵۲۷٫

منبع: http://www.rasanews.ir/Ar/Nsite/FullStory/?Id=161


Page 10 of 41« First...89101112...203040...صفحه آخر